چکیده: در طی فعالیت خود بارها شاهد تفاسیر غلط توسط همکاران و یا حتی متخصصان و اساتید دانشگاه بوده ام که اتیسم(اوتیسم) را یک بیماری قلمداد کرده اند و یا از اصطلاح بیماری اتیسم(اوتیسم) استفاده کرده اند و یا این افراد را مبتلایان به اتیسم(اوتیسم) معرفی نموده اند.در حالی که تفاوت بسیاری میان یک بیماری و یک اختلال وجود دارد و توجه به این تفاوت می تواند در روند تشخیص و درمان بسیار کمک کننده باشد چراکه مشخص کننده نگرش و تفکر ما در فرایند تشخیص و مداخله است.
اصطلاح بیماری اوتیسم درست است یا اختلال اوتیسم؟
در این نوشته به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که ایا اتیسم(اوتیسم) یک بیماری است یا یک اختلال؟ و یا اینکه ما باید بگوییم اختلال اتیسم(اوتیسم) یا بیماری اتیسم(اوتیسم) ؟ و یا اینکه اصلا آیا اتیسم(اوتیسم) یک معلولیت محسوب می شود؟برای پاسخ به این پرسش ها باید به صورتی دقیق به اتیسم بپردازیم و در مورد دیدگاه های پزشکی ،حقوقی ،قانونی و… اتیسم را بررسی کنیم. پس با من ،مهدی فولادگر مدیر و صاحب امتیاز مرکز اتیسم اردیبهشت همراه باشید.
اختلال طیف اتیسمیا اوتیسم، یک وضعیت عصبی رشدی است که بر توانایی فرد برای یادگیری، برقراری ارتباط و تعامل با دیگران تأثیر می گذارد و می توانند از نظر نوع و شدت متفاوت باشند.در ایالات متحده، از هر 44 کودک 1 نفر دارای اتیسم(اوتیسم) تشخیص داده می شود. این اختلال اغلب قبل از 2 سالگی ظاهر می شود. با این حال، می توان آن را در هر زمانی از زندگی، از جمله بزرگسالی، تشخیص داد چراکه دیگر محدوده سنی که در dsm4 وجود داشت مد نظر نیست.در حال حاضر هیچ آزمایش پزشکی مانند آزمایش خون یا تصویربرداری بصورت قطعی مورد تاییدقرار نگرفته است که بتواند به متخصصان در تشخیص اتیسمکمک کند(CDC،2024).
کودک دارای اتیسم ممکن است برخی از علائم زیر را داشته باشد:
در حالی که هیچ دلیل قطعی برای اوتیسم در کودکان وجود ندارد، دانشمندان اتفاق نظر دارند که ژنتیک می تواند در این زمینه یکی از عوامل اصلی باشد. از همین روی کودکی که یک خواهر یا برادر دارای اوتیسم دارد در معرض خطر بیشتری است. همچنین، کودکی که زودتر از موعد متولد شده است و نارساست و وزن کمی در هنگام تولد دارد یا در معرض سرب و یا دیگر فلزات سنگین قرار گرفته است، ممکن است ریسک خطر بیشتری برای مشکلات رشدی داشته باشد و پیشنهاد می شود که برای اختلال اتیسم بایستی مورد غربال قرار گیرد.غربالگری های رشدی متنوعی برای اوتیسم وجود دارد. در برخی موارد، فهرستی از مایل استون ها ممکن است با نظرات والدین تکمیل شود. آکادمی اطفال آمریکا (AAP) انجام غربالگری رفتاری و رشدی را در 9، 18 و 30 ماهگی و غربالگری خاص برای اتیسم را در 18 و 24 ماهگی پیشنهاد می کند.اگر کودکی دارای هر یک از عوامل خطر که ذکر شد، باشد یا اگر کودک علائمی را در طول غربالگری رشد نشان دهد، غربالگری تکمیلی برای او توصیه می شود که می تواند توسط یک متخصص اتیسم و یا یک روانپزشک اشنا به اتیسم برای بررسی رشد مغز و مسائل رفتاری و یا یک آسیب شناس گفتار-زبان برای بررسی مشکلات ارتباطی انجام پذیرد.
انواع چالش ها در افراد دارای اوتیسم
اگرچه افراد دارای اوتیسم همگی منحصر به فرد هستند، اما برخی از چالش ها برای افراد در این طیف مشترک است. رایج ترین آنها عبارتند از:
چالش های ارتباطی: بسیاری از افراد دارای اوتیسم با مشکلات ارتباطی و کلامی دست و پنجه نرم می کنند که می تواند توانایی آنها را برای انتقال موثر افکار و احساسات مختل کند.
چالش های حسی:حساسیت های حسی در میان افراد دارای اوتیسم رایج است. حساسیت بیش از حد یا کم حساسیت به محرک های حسی می تواند به طور قابل توجهی بر عملکرد روزانه تأثیر بگذارد.
چالش های اجتماعی: مشکلات در تعامل اجتماعی و درک نشانه های اجتماعی می تواند منجر به انزوا شود و مانع ایجاد روابط معنادار شود.
چالش های شناختی: برخی از افراد دارای اوتیسم ممکن است با چالش های شناختی مواجه شوند که بر توانایی آنها برای پردازش اطلاعات، حل مشکلات یا درگیر شدن در کارهای پیچیده تأثیر می گذارد.
آیا اوتیسم از نظر پزشکی ناتوانی است؟
همانطور که گفتیم برای درک دیدگاه های مختلف در مورد اتیسم، دانستن تفاوت بین “اختلال(Disorder)” ،”ناتوانی( Disability)” ،”بیماری(Disease) “، “شرایط(Condition)” و “سندرم(Syndrume)” می تواند کمک کننده باشد. همه این موارد به وضعیت های سلامت اشاره دارند. تعیین اینکه کدام یک از اینها بر سلامت انسان تأثیر می گذارد همیشه با تجزیه و تحلیل علائم شروع می شود.
سندرم ها: گروه های خاصی از علائم را می توان به عنوان یک سندرم طبقه بندی کرد. هنگامی که متخصص شما یک سندرم را شناسایی می کند، ممکن است بتواند وضعیت شما را بیشتر به عنوان یک اختلال یا یک بیماری طبقه بندی کند.
بیماری ها: بیماری یک فرآیند پاتولوژیک است که پزشکان و متخصصان قادر به دیدن، لمس و اندازه گیری آن هستند. بیماری ها علائم و نشانه های خاصی دارند. هنگام تشخیص بیماری های خودایمنی، ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی به دنبال علائم و یافته های بالینی خاص هستند.به عنوان مثال، آرتریت روماتوئید بیشتر مفاصل را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث درد، تورم، سفتی و از دست دادن عملکرد می شود. این بیماری همچنین می تواند باعث خستگی، تب و از دست دادن اشتها شود.برای تعیین اینکه آیا علائم شما ناشی از آرتریت روماتوئید است یا خیر، پزشک شما یک شرح حال کامل می گیرد، یک معاینه کامل می کند و ممکن است آزمایش هایی مانند اشعه ایکس و آزمایش خون را تجویز کند.بیماری ها می توانند اندامی و یا سیستمیک باشند. برای نمونه بیماری های خودایمنی هم اغلب به دو گروه اختصاصی اندام یا سیستمیک طبقه بندی می شوند. در شرایط خودایمنی خاص اندام، علائم روی یک اندام خاص تأثیر می گذارد یا توسط آن ایجاد می شود. ولی یک بیماری خودایمنی سیستمیک کل بدن را تحت تاثیر قرار می دهد. به عنوان مثال، در لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE) ، هر عضوی از بدن مانند قلب، پوست، مغز و کلیه ها می تواند تحت تاثیر قرار گیرد. دانستن علائم یا سندرم خاص می تواند به ارائه دهنده خدمات کمک کند تا بیماری مسئول را تشخیص دهد.مثالی دیگر درباره بیماری اسکیزوفرنی است که مجموعه علائمی وجود دارد که متخصصان می توانند این علائم را مورد بررسی قرار دهند مانند هذیان ها و یا توهم ها و یا کاهش وزن و …..
اختلال: از دیدگاه پزشکی اصطلاح “اختلال” به یک وضعیت پزشکی یا روانشناختی اشاره دارد که از عملکرد معمولی منحرف می شود، و اغلب بر اساس معیارهای مشخص شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) تشخیص داده می شود و به معنای دشواری یا مشکلات قابل توجه در سلامت روانی یا جسمی است. تفاوت اختلال با بیماری در این است که بیماری متمایز و قابل اندازه گیری است و دارای منشایی مشخص است که می توان بر اساس این منشا و علت مشخص مداخله و درمان تجویز نمود.اما اختلال ها گاها دارای منشا مشخصی نیستند و گاها نمی توان برای انها درمانی قطعی مشخص نمود و برای مشخص شدن فرد دارای اختلال بایستی بررسی و مطالعات بیشتری انجام داد.ذکر این نکته حائز اهمیت است که از دیدگاه پزشکی یک اختلال ممکن است نشان دهد که احتمال یک بیماری خاص وجود دارد اما شواهد بالینی کافی برای تشخیص وجود ندارد.برای نمونه ممکن است فردی به دلیل اینکه شواهد بالینی کافی برای تشخیص ندارد برای او اختلال خودایمنی تشخیص داده شود نه بیماری خود ایمنی مشخصی مانند روماتیسم.
ناتوانی : از دیدگاه پزشکی ناتوانی به طور کلی به طیف وسیع تری از آسیب های جسمی یا ذهنی اشاره دارد که ممکن است توانایی فرد را برای انجام برخی فعالیت ها یا مشارکت کامل در جامعه مختل کند. در اینجا لازم به ذکر است یک اختلال می تواند منجر به ناتوانی شود. به عنوان مثال، اختلالات سلامت روان مانند افسردگی یا اضطراب ممکن است توانایی فرد برای کار یا شرکت در فعالیت های روزانه را مختل کند. به طور مشابه، اختلالات فیزیکی مانند مولتیپل اسکلروزیس یا آرتریت می تواند تحرک یا توان بدنی را محدود کند و در نتیجه ناتوانی ایجاد کند.عامل کلیدی در اینجا،میزان تأثیر این اختلال بر توانایی های عملکردی فرد است. همه افراد دارای اختلال، ناتوانی ندارند، اما بسیاری از اختلالات می توانند به طور قابل توجهی بر زندگی و عملکرد روزانه تأثیر بگذارند و در نهایت منجر به ناتوانی گردند. مثلا در اختلال تیک اگر تیک ساده باشد نمی توان از اصلاح ناتوانی استفاده نموده اما اگر فرد دارای تیک حرکتی و کلامی شدید باشد می توان برای او از اصطلاح ناتوانی استفاده نمود چراکه این شدت اختلال می تواند برای فرد تاثیر ناتوان کننده داشته باشد.
ناتوانی میتواند در زمینههای مختلف تعریف شود که هر کدام بر جنبههای متفاوتی تأکید دارند. در ادامه برخی از چارچوبهای کلیدی آورده شده است:
زمینه پزشکی:
ناتوانی اغلب به عنوان یک وضعیت بهداشتی که تواناییهای جسمی یا ذهنی فرد را محدود میکند، در نظر گرفته میشود. این تعریف بر تشخیص و درمان جنبههای پزشکی ناتوانی تمرکز دارد.
زمینه اجتماعی:
این دیدگاه پیشنهاد میکند که ناتوانی از تعامل بین افراد و محیط آنها ناشی میشود. این مدل بر موانع اجتماعی، تعصب و تبعیض به عنوان عوامل اصلی ناتوانی تأکید میکند، نه تنها بر ناتوانی فرد.
زمینه قانونی:
قوانینی مانند قانون Americans with Disabilities Act (ADA)ناتوانی را به عنوان ناتوانی در انجام یک یا چند فعالیت اصلی زندگی تعریف میکند. این قانون حمایتها و تسهیلات قانونی را برای افراد دارای ناتوانی فراهم میکند.
زمینه آموزشی:
در آموزش، ناتوانی در ارتباط با نیازهای ویژه آموزشی تعریف میشود. که میتواند شامل ناتوانیهای یادگیری، ناتوانیهای جسمی و سایر شرایطی باشد که نیاز به حمایت خاصی دارند تا دسترسی برابر به آموزش را تضمین کنند.
زمینه روانشناختی:
ناتوانی ممکن است بر اساس شرایط بهداشت روانی که به طور قابل توجهی عملکرد روزمره را مختل میکند، تعریف شود و بر ظرفیتهای عاطفی، شناختی و ارتباطی فرد تأثیر بگذارد.
زمینه فرهنگی:
فرهنگهای مختلف ممکن است برداشتهای متفاوتی از ناتوانی داشته باشند که بر نحوه رفتار با افراد در آن جوامع تأثیر میگذارد. برخی فرهنگها ممکن است ناتوانی را از منظر جمعی بنگرند، در حالی که دیگران ممکن است بر قابلیتهای فردی تمرکز کنند.
در نتیجه موارد گفته شده میتوان این استنباط را داشت که ناتوانی یک مفهوم چندوجهی است که به عوامل مختلفی از جمله نگرشهای اجتماعی، تعاریف قانونی و تجربیات فردی وابسته است. هر زمینه بینشهای ارزشمندی را ارائه میدهد که میتواند به سیاستگذاری، حمایت و درمان افراد دارای ناتوانی کمک کند.
آیا اوتیسم یک بیماری است یا اختلال؟ و یا یک ناتوانی به حساب می آید؟
اگرچه اتیسم درراهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) – کتابی که توسط متخصصان مراقبت های بهداشتی برای تشخیص بیماری های روانی استفاده می شود – آمده است و به عنوان یک اختلال عصبی-رشدی طبقه بندی می شود ولی اختلال طیف اتیسم یک ناتوانی رشدی و نوعی واگرایی عصبی(تنوع عصبی) است، نه یک بیماری روانی.
این سوال اغلب به این دلیل مطرح می شود که افراد دارای اتیسم در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات سلامت روان هستند و برخی از ویژگی های اتیسم با برخی بیماری های روانی همپوشانی دارند. در نتیجه، اتیسم اغلب نه تنها به اشتباه تصور می شود که یک بیماری روانی است، بلکه به اشتباه به عنوان یک بیماری تشخیص داده می شود.
پروفسور سید علی صمدی در کتاب خود تحت عنوان اختلال طیف اتیسم به این نکته اشاره می کند و به صورت خلاصه تفاوت میان اختلال و بیماری را اینگونه مطرح می کند که بیماری برای مشکلی در ساختار عملکردی فرد استفاده می شود که منشایی بیرونی و یا درونی دارد اما اختلال برای مشکل در عملکرد های عادی جسمی و روانی فرد استفاده می گردد که منشایی نامشخص دارد و ایشان نیز اتیسم را نوعی اختلال عنوان می کند.
آیا اوتیسم معلولیت یا ناتوانی است و آیا بر یادگیری تأثیر می گذارد؟
فرد دارای اوتیسم لزوماً دارای معلولیت و البته ناتوانی ذهنی نیست. متأسفانه، گاهی اوقات، کودکان دارای اتیسم بدون کلام، ممکن است تصور شود که دارای ناتوانی ذهنی هستند.در طول دهه 1980، 69 درصد از افراد دارای اوتیسم دارای تشخیص همزمان ناتوانی ذهنی بودند. ولی در بررسی های بعدی صورت گرفته در سال 2014 این آمار به 30 درصد رسید که می تواند نشان دهنده تفاوت میان اتیسم با ناتوانی ها و یا معلولیت ها باشد.بر این اساس نمی توان بطور قاطع اتیسم را نوعی معلولیت یا ناتوانی دانست.چراکه ما در اختلال اتیسم با یک طیف از علائم و عملکرد روبه رو هستیم و فرد دارای اتیسم سطح یک کاملا آگاهانه معلولیت خود را رد می کنند.از طرفی در بخشی از افراد دارای اختلال اتیسم توانمندی هایی مشاهده می گردد که در افراد غیر اتیسم نیز مشاهده نمی گردد.
ناتوانی رشدی در مقابل بیماری روانی
طبق گفتههای مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC)، ناتوانیهای رشدی “گروهی از شرایط ناشی از اختلال در حوزههای فیزیکی، یادگیری، زبان یا رفتار هستند. این شرایط در طول دوره رشد شروع میشوند و ممکن است در روند رشد بر فرد تاثیر بگذارند و معمولاً در طول زندگی فرد ادامه می یابد.”
طبق گفته موسسه ملی سلامت روان (NIMH)، هر بیماری روانی “یک اختلال ذهنی، رفتاری یا عاطفی است. یک بیماری روانی می تواند از نظر تاثیر متفاوت باشد، از بدون نقص تا آسیب خفیف، متوسط و حتی شدید.”به گفته NIMH، بیماری روانی جدی “به عنوان یک اختلال روانی، رفتاری یا عاطفی که منجر به اختلال عملکردی جدی می شود، تعریف می شود که به طور قابل توجهی با یک یا چند فعالیت اصلی زندگی تداخل می کند.”
طبق گفته موسسه ملی سلامت روان، اختلال رشد اختلالی است که:
در بدو تولد یا قبل از 18 سالگی وجود داشته باشد
علائم و صفات، پایدار هستند
ممکن است باعث چالش های فیزیکی، شناختی و/یا رفتاری شود
صفات اصلی را نمی توان با دارو درمان کرد یا برای آن درمان قطعی در نظر گرفت
معمولاً توسط روانشناس یا متخصص اطفال تشخیص داده می شوند
اما طبق گفته موسسه ملی سلامت روان، بیماری روانی جدی بیماری است که:
ممکن است در هر مقطعی از زندگی فرد ایجاد شود نه در مقاطع اولیه رشد، مثلا اسکیزوفرنی می تواند در 15 سالگی هم آغاز شود اما اتیسم خیر
علائم ممکن است موقت یا دوره ای باشد بر عکس اختلال رشدی که علائم پایدار است
باعث اختلال در تفکر و ادراک می شود
ممکن است باعث توهم و هذیان شود
ممکن است به طور موثر با دارو درمان شود،در صورتی که اتیسم در مان قطعی ندارد
توسط روانپزشک یا سایر متخصصان سلامت روان تشخیص داده می شود
برای درک بیشتر تفاوت بین این موارد، ممکن است دانستن مسائلی غیر از اتیسم که به عنوان اختلالات رشدی و همچنین برخی از آنها به عنوان بیماری های روانی تعریف می شوند، کمک کند.اتیسم همیشه اولین تشخیص کودک نیست، به خصوص اگر دارای کلام و دارای هوش متوسط باشد. اکثرا کودکانی که با تشخیص اوتیسم مواجه می شوند، ابتدا طیف وسیعی از تشخیص های دیگر از اختلالات روانی را دریافت می کنند.
یک دلیل ساده برای این تشخیص های اشتباه وجود دارد: کودکی که دارای وضعیت شناختی مناسب و دارای کلام است ممکن است برای اختلال اوتیسم مورد ارزیابی قرار نگیرد و یا دیگران به او مشکوک نشوند چراکه احساس می کنند فرد روند طبیعی رشد خود را طی می کند!!!. در نتیجه، نشانه های اوتیسم کودک نه به عنوان مجموعهای از چالشهای مرتبط، بلکه بهعنوان مسائل فردی که به طور بالقوه میتواند نشانهای از یک بیماری روانی دیگر باشد در نظر گرفته میشود.
رفتارهای مرتبط با اضطراب
کودکان دارای اتیسم ممکن است روی روال ها، کار با اشیاء یا گفتن و شنیدن عبارات خاصی پافشاری کنند. این رفتار تکراری معمولا ابزاری برای خودآرام سازی در افراد دارای اوتیسم است.با این حال، این رفتار همچنین می تواند تقریباً مشابه رفتارهای مرتبط با اضطراب باشد که از نشانه های اختلال وسواس فکری-اجباری هستند.
کودکان دارای اتیسم ممکن است بیش از حد بر حوزه های مورد علاقه خود تمرکز کنند و اساساً علایق و نگرانی های دیگران را نادیده بگیرند. در اوتیسم، این رفتار با چالشهای ارتباط اجتماعی مرتبط است. در اصل، بچههای دارای اتیسم ممکن است از اینکه دیگران افکار و احساسات متفاوتی با خودشان دارند بیاطلاع باشند.با این حال، این نشانه نیز می تواند یکی دیگر از زمینه های بالقوه تشخیص اشتباه باشد، زیرا خود رفتار می تواند بسیار شبیه برخی از رفتار های خود بینی باشد که ممکن است در اختلال شخصیت خودشیفته وجود داشته باشد.
از دست دادن کنترل احساسات
کودکان دارای اتیسم غالباً کنترل احساسات خود را از دست می دهند و دچار فروپاشی می شوند (کج خلقی عاطفی و گاهی پرخاشگری). در اختلال اوتیسم، فروپاشی تقریباً همیشه نتیجه حملات حسی، اضطراب، ناکامی یا ترکیبی از هر سه است.با این حال، در کودکی که دارای اتیسم تشخیص داده نشده است، همین رفتار ها ممکن است مقابله جویانه به نظر برسند و اختلال نافرمانی مقابله ای که یک اختلالی رفتاری است تشخیص داده شود. البته کودکان دارای اتیسم سطح 1 که نیازهای حمایتی پایینتری از دیگر سطوح دارند ممکن است قبل از تشخیص اتیسم، طیف وسیعی از تشخیصهای نامناسب را دریافت کنند. برخی از رایج ترین آن ها عبارتند از ADHD، هایپرلکسیا، ناتوانی های یادگیری و تاخیر در گفتار.
توجه به این نکته مهم است که برخی از کودکان دارای اتیسم با نیازهای حمایتی کم ممکن است تا زمانی که به سنین نوجوانی یا حتی بزرگسالی نرسند تشخیص داده نشوند. و این تلخترین و بد ترین اتفاق برای افراد درسطح 1 است. ناتوانیهای رشدی معمولاً در دوران کودکی ظاهر میشوند، و به همین دلیل ممکن است لازم باشد که در گذشته فرد کاوش کنیم تا نشانههایی مبنی بر وجود این ویژگیها قبل از بزرگسالی کشف شود و به همین دلیل است که بیشتر تست های تشخیصی اتیسم دارای بخشی گذشته نگر هستند تا بتوانند سنین حساس رشد را مورد بررسی قرار دهند برای نمونه تست استاندارد ADI-R سنین حساس 4 تا 5 سالگی را بشدت مورد بررسی قرار می دهد تا با دیدگاهی گذشته نگر علائم فرد نوجوان یا بزرگسال را مورد بررسی و کنکاش دقیق قرار دهد.
شرایط رایج در میان افراد دارای اتیسم
اگرچه اوتیسم ممکن است با یک بیماری روانی اشتباه گرفته شود (و به اشتباه تشخیص داده شود)، اما مهم است که توجه داشته باشیم که افراد دارای اتیسم ممکن است اختلالات و یا بیماری های همراه نیز داشته باشند. در واقع، بیماری های روانی در بین افراد دارای اتیسم بیشتر از جمعیت عادی است.برای نمونه در مطالعه ای که در سوئد در نمونه ای گسترده انجام گرفته افسردگی و اضطراب شایع ترین بیماری های روانی مشترک در افراد دارای اتیسم بوده اند.
دقیقا مشخص نیست که چرا ممکن است برای افراد دارای اتیسم خطر بالاتری وجود داشته باشد که یک یا چند بیماری همراه را نیز داشته باشند. اما یک نظریه نشان می دهد که بین اوتیسم و بیماری روانی ارتباط ژنتیکی وجود دارد چراکه وجود اتیسم را ، در اثر همبودی چند فاکتور ژنتیک می دانند. نظریه دیگری به چالش های زندگی در دنیای مدرن که افراد دارای اتیسم با آن مواجه هستند اشاره می کند.واقعیت دیگر این است که برای بسیاری از افراد دارای اتیسم ، تلاش برای غلبه بر چالشهای اجتماعی، حسی و/یا فکری مرتبط با اتیسم، اضطرابآور و افسردهکننده است.علاوه بر بیماری روانی، بسیاری از کودکان و بزرگسالان دارای اتیسم تشخیص های رشدی بیشتری نیز دریافت می کنند چراکه در بسیاری از موارد، ویژگیهای آنها با اوتیسم مرتبط است، مانند ADHD، ناتوانیهای یادگیری، هایپرلکسیا و… است. البته تشخیص های ثانویه، گاهی اوقات می تواند برای درمان، حمایت تحصیلی و خدمات بسیار مهم باشد.
دیدگاه قانونی و حقوقی به اتیسم چگونه است؟
از منظر قانونی و حقوقی،به اوتیسم از دیدگاه پزشکی نگریسته می شود و این اختلال را یک معلولیت و یا ناتوانی محسوب می کنند.و به همین خاطر است که پسران دارای اتیسم از سربازی معاف می شوند چراکه اختلال انها همردیف با سایر بیماری های ناتوان کننده قرار می گیرد.البته در اینجا یک مبحث در باره شدت اختلال وجود دارد چراکه اصولا اختلالات شدید به عنوان ناتوان کننده در نظر گرفته می شوند و ممکن است فرد دارای اتیسم خفیف به هیچ عنوان تشخیص نگیرد و به سربازی فرستاده شود که این واقعیت تاثیر جبران ناپذیری در فرد دارای اتیسم خفیف دارد .برای نمونه یک مراجع 40 ساله داشته ام که در دوران سربازی بارها و بارها مورد تجاوز قرار گرفته بود،به دلیل اینکه در کمسیون پزشکی با دیدگاهی شدت گرا تشخیص اختلال اتیسم را دریافت نکرده و در جهنمی دوساله قرا گرفته بود.
بحث و نتیجه گیری
در پایان و در جمع بندی به عرض می رسانم که اتیسم را باید نوعی اختلال دانست نه یک بیماری و با این دیدگاه و تفکر فرایند تشخیص و درمان را آغاز و ادامه داد.داشتن دیدگاه درست و نگرش صحیح می تواند برای خدمت رسانی به این کودکان بسیار موثر و بجا کمک نمود.دیدگاه بیماری گرا دیدگاهی شدت گراست و اصولا به بخش هایی از این طیف بی اعتنا است ولی دیدگاه اختلال گرا برای هر سه سطح طیف راهکار دارد .
مدت زیادیست که با کودکان اتیسم آشنا هستم اما هنوز احساس می کنم باید انها را بهتر بشناسم. البته نه علائم و رفتار های آنها را، بلکه خوبی و پاکی شان را. اموری که امروزه همه با آنها غریبه ایم.