تاثیر درمان نوروفیدبک بر روی کودکان دارای اوتیسم چیست؟
می خواهم با شما در مورد تاثیر نوروفیدبک بر روی اختلال اتیسم(اوتیسم) صحبت کنم.و قطعا همه تلاش خود را انجام می دهم که بدون سوگیری و پیش زمینه فکری در خصوص این روش مداخله با شما صحبت کنم. از شما خوانندگان گرامی هم درخواست می کنم بدون سوگیری و بدون هیچگونه غرضی این متن را بخوانید. قطعا خوانندگان این متن شامل والدین کودکان دارای اتیسم و متخصصانی است که از روش نوروفیدبک استفاده می کنند. به شما می خواهم اطمینان دهم که مطالب این متن را بر اساس دیدگاه های علمی و منابع معتبر جمع آوری نموده ام و هیچ کدام از این مطالب نظر شخصی نویسنده این متن نیست .و به هیچ عنوان این قصد را ندارم که به شما القا کنم که از روش نوروفیدبک استفاده کنید یا نکنید.فقط می خواهم به شما در تصمیم گیری کمک کنم.
با توجه مطالب منتشر شده توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های امریکا (CDC)تشخیص اتیسم فرایندی دشوار است چراکه هیچ آزمایش پزشکی برای تعیین قطعی اینکه آیا کودکی دارای اتیسم است وجود ندارد. یعنی هیچ آزمایش خون یا اسکن فیزیکی وجود ندارد که بتواند این اختلال را تشخیص دهد. اگرچه تحقیقاتی اخیرا در مورد شکل و عملکرد مغز با هدف یافتن ویژگیهایی از مغز که ممکن است به تشخیص زودهنگام کمک کند صورت گرفته است ولی هنوز هیچ روشی برای استفاده از تستهای پزشکی برای تشخیص اوتیسم وجود نداردتوصیه نگردیده است(CDC،2021)به همین ترتیب روش هایی که زمینه های پزشکی دارند و به صورت مستقیم با مداخله و تاثیر گذاری بر بخشهایی از مغز و یا بدن بتوانند بر روی اختلال اتیسم تاثیر داشته باشند نیز هنوز مورد تایید قرار نگرفته اند و یا پیشینه علمی زیادی از این روشها حمایت نکرده اند.البته برخی از روشها مانند مداخلات گوارشی به دلیل مشاهده عوارض زیاد گوارشی در کنار اختلال اتیسم با اقبال بیشتری روبه رو شده اند اما سایر روشها حتی روشهای دارویی نیز هنوز به عنوان یک رویکرد قطعی در فرایند درمان مورد تایید فراگیر نیستند.
از طرفی دیگر روشهای درمانی نیز روز به روز بیشتر می شوند و فرصت بررسی های دقیق بر روی انها کمتر و کمتر می شود و در این صورت می شود که والدین اقدام به ازمون و خطا کردن روشهای درمانی می کنند.یکی از این مطالعات تلاش برای شناسایی تفاوت ها و شاید تغییر امواج مغزی برای کاهش علائمی مانند افسردگی، اضطراب و بی توجهی در گروه های مختلف بوده است. این رویکرد که به آن نوروفیدبک گفته می شود یک درمان نورولوژیک است که در آن محرک های شنیداری یا بصری (به تنهایی یا با هم) برای تغییر الگوهای فعالیت عصبی به کودک ارائه می شود (ون هودالم و همکاران، 2021؛ وانگ و همکاران، 2013).

نوروفیدبک چیست؟
نوروفیدبک راهی برای آموزش مغز است و هدف ازاین آموزش افزایش الگوهای امواج مغزی سالم است حامیان نوروفیدبک عنوان می کنند که می توان از آن برای کودکان دارای اتیسم و افراد دارای اختلال کم توجهی و بیش فعالی (ADHD)، تشنج، فلج مغزی، آسیب مغزی ، اضطراب، افسردگی، اختلالات رفتاری، اعتیاد و ترومای هنگام تولد استفاده کرد.
نوروفیدبک درمانی از کجا می آید؟
در دهه 1960 دکتر جوزف کامیا از دانشگاه شیکاگو با موفقیت افرادی را برای کنترل امواج مغزی خود آموزش داد. تقریباً در همان زمان، بری استرمن از دانشگاه کالیفرنیا لس آنجلس (UCLA) دریافت که نوروفیدبک می تواند به بیماران مبتلا به صرع نیز کمک کند. پس از این در دهه 1980 از نوروفیدبک برای درمان افراد دارای اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) استفاده شد و در اواخر دهه 1990 نیز برای کودکان دارای اتیسم مورد استفاده قرار گرفت.
ولی ایده پشت نوروفیدبک برای افراد دارای اتیسم چیست؟سلول های مغزی پالس های الکتریکی تولید می کنند که این پالسها باعث تولید امواج مغزی می شود. این امواج مغزی نشان میدهند که وقتی به روشهای مختلف فکر، احساس و رفتار میکنیم، چقدر مغز ما فعال است.امواج مغزی با توجه به احساس شما یا کاری که انجام می دهید تغییر می کند. به عنوان مثال، امواج مغزی شما زمانی که آرام هستید یا میخوابید کندتر میشوند، و زمانی که هوشیار و متمرکز هستید تندتر میشوند.در درمان نوروفیدبک، یک دستگاه الکتروانسفالوگرافی (EEG) الگوهای امواج مغزی شما را کنترل می کند. این الگوها روی صفحه کامپیوتر به صورت خطوط، نمودارها یا حتی بازی های ساده نشان داده می شوند. شما می توانید آگاهانه فعالیت امواج مغزی خود را کنترل کنید تا خطوط یا نمودارها حرکت کنند. در نوروفیدبک یک یا چند حسگر روی پوست سر و یا لبه گوش فرد قرار می گیرد. این حسگر ها به یک دستگاه EEG متصل می شوند که امواج مغزی فرد را بر روی صفحه کامپیوتر به صورت خطوط، نمودارها یا یک بازی ویدیویی ساده نشان می دهد. به عنوان مثال، بازی ممکن است رانندگی یک ماشین یا بالا و پایین رفتن یک توپ را نشان دهد.
یک شکل، نوروفیدبک الکتروانسفالوگرام (EEG)، نوعی بیوفیدبک است که اطلاعات بیدرنگ درباره فعالیت الکتریکی مغز به شکل محرکهای بینایی یا شنوایی ارائه می کند.در این نوع از نوروفیدبک از یک هدفون که با اتصالاتی به یک پوشش بر روی سر متصل است استفاده می گردد.حسگرهای این پوشش بر روی سر ، به افراد این امکان را می دهند که یاد بگیرد جنبه هایی از فعالیت الکتریکی مغز را تنظیم کنند (کاریک و همکاران، 2018). این نوع خاص از نوروفیدبک در معدود مطالعات صورت گرفته ،تفاوتهایی را در میان افراد دارای اتیسم نشان داده است(کاریک و همکاران ،2018) .مطالعات نوروفیدبک الکتروانسفالوگرام(EEG NF) در اختلال طیف اتیسم نقایص اصلی مانند رفتار اجتماعی و ارتباطات و همچنین نقایص دیگری مانند توجه پایدار و انعطاف پذیری شناختی را مورد بررسی قرار داده است (به عنوان مثال مطالعات کوبن ،لیندن و مایرز،2010). کویزر و همکاران عنوان کرده اند که نوروفیدبک به شکلی از شرطی سازی عامل فعالیت الکتریکی مغز اشاره دارد که در آن فعالیت مطلوب پاداش می گیرد و فعالیت نامطلوب پاداش نمی گیرد. این نویسندگان پیشنهاد می کنند که نوروفیدبک امواج تتا را مهار میکند و امواج بتا را پاداش میدهد و این ممکن است ارزش خاصی برای افراد دارای اتیسم داشته باشد، اما هیچ توضیح کاربردی در حال حاضر برای تفسیر مکانیسمهای عصبی آن وجود ندارد (کویزر و همکاران، 2009).
تحقیقات دیگر در مورد تاثیر نوروفیدبک بر روی اتیسم چه می گویند؟
فقط چند مطالعه کوچک بر روی نوروفیدبک الکتروانسفالوگرام و اختلال اتیسم صورت گرفته است که تقریبا تمام جوانب درست پژوهش را رعایت کرده اند.به عنوان مثال، کویزر و همکارانش چهار مطالعه از سال 2009 تا 2013 در مورد نوروفیدبک و اتیسم شامل یافته های اولیه، نتایج پس از درمان و یک مطالعه ثانویه منتشر کرده اند. هدف این مطالعات اولیه تعیین این بود که آیا محققان میتوانند به شرکتکنندگان یاد دهند که امواج مغزی تتا را کنترل کنند و نتایج نشان میدهد که 60 درصد از کودکان در نشان دادن کنترل این نوع خاص از امواج مغزی موفق بودند. آنها همچنین اظهار داشتند که والدین بهبود قابل توجهی در تعاملات اجتماعی متقابل و مهارت های ارتباطی نسبت به والدین در گروه کنترل(گروهی که از نوروفیدبک استفاده نکرده اند) گزارش کردند. مطالعه بعدی عملکرد اجرایی، انعطاف پذیری شناختی، ارتباط و مهارت های کنترل توجه را قبل و بعد از نوروفیدبک ارزیابی کردند (کویزر و همکاران، 2009). این محققان برای به دست آوردن داده ها از یک چکلیست به نام ارتباطات کودکان استفاده کردند. نتایج نشان میدهد که گروهی که نوروفیدبک را دریافت کرده بودند در چندین حوزه تغییراتی را نشان میدهد که گروه کنترل این نتایج را نداشتند. در نهایت کویزر و همکارانش(2010) یک مطالعه طولانی مدت (با پیگیری 12 ماهه) در مورد اثرات درمان نوروفیدبک در اتیسم انجام دادند. نتایج این مطالعه نشان داد که پیشرفتها به استثنای برخی از مهارتهای ارتباطی ماندگار هستند (کویزر و همکاران، 2010). در این مطالعه برای اندازه گیری اثرات نوروفیدبک از یک چکلیست ضعیف در زمینه عملکرد کودکان استفاده شده که متاسفانه می تواند صحت داده ها را خدشه دار کند.همینطور مطالعه ای دیگر توسط کریک و همکاران (2018) در زمینه تاثیر نوروفیدبک بر روی اتیسم انجام گرفت و این پژوهشگران در نهایت اعلام نمودند که نوروفیدبک ممکن است منجر به تغییرات مثبت در تنظیم عصبی کودکان دارای اتیسم شود. اما نمونه این مداخله نشان می دهد که از 83 نفری که شروع به دریافتد نورو فیدبک کرده اند تنها 34 نفر این پژوهش را همراهی نموده اند؟و جای سوال دارد که چرا این تعداد در نمونه پژوهش ریزش وجود دارد؟
در نگاه اول، نتایج این مطالعات امیدوارکننده به نظر می رسد. با این حال، علاوه بر مواردی که گفته شد برخی از مسائل در این مطالعات وجود دارد که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. ابتدا مطالعه کویزر و همکاران (2009؛ 2010) شامل شرکت کنندگانی با ضریب هوشی بالای 90 بود. به این معنی که این شرکت کنندگان دارای معلولیت ذهنی نبودند و یا اختلال اتیسم در انها انقدر شدید نبوده است که بتواند عملکرد انها را مختل کند . بنابراین، اگرچه تشخیص اتیسم گرفته بودند، اما هیچ مشکل شناختی و ذهنی دیگری که گاهی با اختلال اتیسم همراه باشد، نداشتند. این امر تعمیم پذیری نتایج را به دیگر کودکان در این طیف زیر سوال می برد. اشتاینر و همکاران (2014) یک مطالعه آزمایشی در مورد امکان سنجی نوروفیدبک برای کودکان دارای اتیسم انجام دادند و نتایج مشابهی به دست اوردند.از همین روی لامارکا و همکاران (2018) پیشنهاد کردند که نوروفیدبک ممکن است برای کودکان دارای “اتیسم با عملکرد بالا و که مشکلات توجه” دارند مناسب باشد.
مسئله دیگر این است که ازمون ها و چکلیست های جمع اوری داده برای این پزوهش ها ممکن است حساسیت بالایی برای اختلال اتیسم را نداشته باشند .برای مثال، فهرست رتبهبندی رفتار عملکرد اجرایی (Behavior Rating Inventory of Executive Function )یک ابزار تشخیصی رسمی نیست، و فقط میتواند به تشخیص کمک کند و به راهنمایی و هدایت درمان کمک کند. به طور مشابه، چک لیست رفتار اتیسم(Autism Behavior Checklist) اطلاعاتی در مورد رفتارهای ناسازگارانه ارائه می دهد اما به عنوان یک ابزار تشخیصی در نظر گرفته نشده است. در نهایت، پرسشنامه ارزیابی عملکرد رفتاری(Behavioral Function assessment) یک ابزار تشخیصی نیست و یک ابزار ارزیابی غیرمستقیم است که اطلاعات زمینه ای را در مورد یک رفتار خاص ارائه می دهد و مختص اختلال اتیسم هم نیست.
علاوه بر این مسائل، دو مقاله مروری در مورد نوروفیدبک و اتیسم وجود دارد که ارزش بررسی را دارد. ابتدا، هارت و همکاران. (2014) ادبیات مربوط به نوروفیدبک را بر روی گروههای خاص، که یکی از آنها کودکان دارای اتیسم بود، مرور کرده اند و بر اساس نتایج مطالعاتی که بررسی کردند، توصیه میکنند تحقیقات بیشتری در مورد نوروفیدبک با این جمعیت انجام شود. دوم، آنها می گویند که نوروفیدبک نباید جایگزین روشهای دارای مستندات در درمان اتیسم از جمله تحلیل رفتار کاربردی، دارو درمانی، گفتار درمانی و کاردرمانی و دیگرمداخلات آموزشی شود.
هولتمن و همکاران (2011)نیز پژوهش های مربوط به اثربخشی نوروفیدبک را به عنوان درمانی برای اتیسم بررسی کرده اند و دریافتند که ادبیات موجود در آن زمان از استفاده از نوروفیدبک در درمان اتیسم پشتیبانی نمی کند. علاوه بر این، آنها پیشنهاد میکنند که مطالعاتی که یافتههای مثبت را گزارش کردهاند، ممکن است بهبودی در (ADHD) را به جای علائم اتیسم مد نظر قرار داده باشند. با این حال، آنها خاطرنشان می کنند که این تفاسیر از پزوهشها ممکن است محدود باشد چراکه این مطالعات موجود با حجم نمونه کوچک، مدت زمان کوتاه (بدون داده های بلندمدت)، معیارهای تشخیصی متغیر و برخی مداخلات کنترلی ناکافی است. در نهایت، کوبن و همکاران (2010) مروری بر انواع مداخلات برای درمان علائم اتیسم انجام دادند. و بر اساس این بررسی، آنها به این نتیجه رسیدند که نتایج ممکن است امیدوارکننده به نظر برسند اما برای نشان دادن اثربخشی به مطالعات بیشتری نیاز است.
تحقیقات آینده
با توجه به اینکه به نظر میرسد انجام نوروفیدبک هیچ خطری برای فرد ندارد(یعنی انجام شدن ان در صورتی که هیچ فایده ای هم نداشته باشد موجب اسیب به فرد نمی گردد) ، محققان در آینده میتوانند به ارزیابی این درمان ادامه دهند تا تعیین کنند آیا تأثیری بر علائم اصلی اتیسم یا اختلالات همراه مانند ADHD، اضطراب، افسردگی، وجود دارد یا خیر. با این حال، چند نکته وجود دارد که توجه و رعایت انها را توصیه می کنیم.
نخست اینکه باید در این پژوهشها بر روی کودکانی نوروفیدبک انجام شود که از درمانهای دیگری مانند کاردرمانی و یا گفتار درمانی استفاده نمی کنند.
دوم اینکه این درمان را باید بر روی هر سه سطح این طیف اجرا نمود تا بتوان اثر بخشی و اعتبار این درمان را مشخص نمود.چراکه انجام مداخلات بر روی افراد دارای عملکرد بالا و یا دارای اختلال خفیف می تواند در سایر درمانها نیز اثر بخشی نشان دهدومثلا یک بازی درمانی ساده و یا سفالگری و یا طبیعت گردی نیز ممکن است اثراتی مشابه اثرات نوروفیدبک در افراد دارای اتیسم خفیف داشته باشد.
سوم، این رویکرد بسیار هزینه بر است و قطعا در توان همه افراد نیست که از این درمان گرانقیمت استفاده کنند . از طرفی با توجه به هزینه بالای این روش خانواده می تواند خدمات بسیار مطمئن تر و پربازده تر را برای فرزند خود انتخاب کند.
چهارم، باید مطالعات بسیار بیشتری بر روی این روش انجم شود تا اثر بخشی ان بر روی اختلال اتیسم مشخص شود .
در نهایت
با توجه به پژوهشهای موجود، تحقیقات بیشتری برای نتیجهگیری در مورد اثربخشی نوروفیدبک به عنوان درمانی برای اتیسم مورد نیاز است. یک ویژگی مثبت نوروفیدبک که اتفاقا یکی از بهترین امتیازات این رویکرد است،غیر تهاجمی بودن آن است. بنابراین، خطر احتمالی برای فرد کم به نظر می رسد. با این حال، نتایج مطالعات کنونی انچنان ترغیب کننده نیست که بتوان این روش را به خانواده ها توصیه نمود. چراکه درمان باید بر روی همه جنبه های رشدی یک کودک دارای اتیسم و همه موقعیت های زندگی او کابرد داشته باشد و همه طیف های این اختلال از ان بهره ببرند.
منابع:
برای جمع اوری محتوای این متن از مطالعه دکتر توماس زین و خانم کاترین ال مک هیو از دانشکده علوم رفتاری کاربردی دانشگاه کانزاس استفاده شده است.
Carrick, F. R., Pagnacco, G., Hankir, A., Abdulrahman, M., Zamanm R., Kalambaheti, E. R., Barton, D. A., Link. P. E., & Oggero, E. (2018). The treatment of autism spectrum disorder with auditory neurofeedback: A randomized placebo controlled trial using the Mente autism device. Frontiers in Neurology, 9, 1-19. https://doi.org/10.3389/fneur.2018.00537
Centers for Disease Control and Prevention, 2021. Screening and Diagnosis of Autism Spectrum Disorder. https://www.cdc.gov/ncbddd/autism/screening.html
Coben, R., Linden, M., & Myers, T. E. (2010). Neurofeedback for autistic spectrum disorder: A review of the literature. Applied Psychophysiology and Biofeedback, 35, 83-105. http://doi.org/10.1007/s10484-009-9177-y
Holtmann, M., Steiner, S., Hohmann, S., Poustka, L., Banaschewski, T., & Bolte, S. (2011). Neurofeedback in autism spectrum disorders. Developmental Medicine & Child Neurology, 53(11), 986-93. http://doi.org/10.1111/j.1469-8749.2011.04043.x
Hurt, E., Arnold, L. E., & Lofthouse, N. (2014). Quantitative EEG neurofeedback for the treatment of pediatric attention-deficit/hyperactivity disorder, autism spectrum disorders, learning disorders, and epilepsy. Child and Adolescent Psychiatrics clinics of North America, 23, 465-486. http://dx.doi.org/10.1016/j.chc.2014.02.001
Kouijzer, M. E. J., de Moor, J. M. H., Gerrits, B. J. L., Congedo, M., & van Schie, H. T. (2009). Neurofeedback improves executive functioning in children with autism spectrum disorders. Research in Autism Spectrum Disorders, 3, 145-162. http://doi.org/10.1016/j.rasd.2008.05.001
Kouijzer, M. E. J., de Moor, J. M. H., Gerrits, Buitlaar, J. K., & van Schie, H. T. (2009). Long-term effects of neurofeedback treatment in autism. Research in Autism Spectrum Disorders, 3, 496-501. http://doi.org/10.1016/j.rasd.2008.10.003
Kouijzer, M. E. J., van Schie, H. T., de Moor, J. M. H., Gerrits, B. J. L., & Buitelaar, J. K. (2010). Neurofeedback treatment in autism. Preliminary findings in behavioral, cognitive, and neurophysiological functioning. Research in Autism Spectrum Disorders, 4, 386-399. http://doi.org/10.1016/j.rasd.2009.10.007
Kouijzer, M. E. J., van Schie, H. T., Gerrits, B. J. L., Buitelaar, J. K., & de Moor, J. M. H. (2013). Is EEG-biofeedback an Effective Treatment in Autism Spectrum Disorders? A Randomized Controlled Trial. Applied Psychophysiology and Biofeedback, 38(1), 17-28. doi:10.1007/s10484-012-9204-3
LaMarca, K., Gevirtz, R., Lincoln, A.J., Pineda, J. A. (2018). Facilitating neurofeedback in children with autism and intellectual Impairments using TAGteach. Journal of Autism and Developmental Disorders, 48, 2090–2100 (2018). https://doi.org/10.1007/s10803-018-3466-4
Van Hooddalem, L. E., Feijs, H. M. E., Bramer, W. M., Ismail, S. Y., & van Dongen, J. D. M. (2021). The effectiveness of neurofeedback therapy as an alternative treatment for autism spectrum disorders in children: A systematic review. Journal of Psychophysiology, 35(2), 102-115.
Wang, J., Barstein, J., Ethridge, L. E., Mosconi, M. W., Takarae, Y., & Sweeney, J. A. (2013). Resting state EEG abnormalities in autism spectrum disorders. Journal of neurodevelopmental disorders, 5(1), 24. https://doi.org/10.1186/1866-1955-5-24
McHugh, C. L., & Zane, T. (2022). EEG neurofeedback and autism: Is there science behind that? Science in Autism Treatment, 19(4




