چکیده: برخی درمانها هستند که باید به صورت یک پیش فصل برنامه ریزی و درمان و یک پیش نیاز آموزشی برای کودک دارای اتیسم به ان توجه شود یکی از این موارد تعامل همه جانبه است که به صورت متمرکز بر روی ارتباط برقرار کردن و دلپذیر کردن ارتباط کار می کند و این روش می تواند مقدمه ای باشد بر تمام اقدامات درمانی و اموزشی دیگر. چراکه اگر درمانگر ،آموزگار ،کار درمانگر و گفتار درمانگر نتواند با کودک دارای اتیسم ارتباط برقرار نماید قطعا روند درمانی آموزشی و درمانی خوبی را طی نخواهد کرد و در طرح و برنامه ریزی اموزشی خود با سختی و یا حتی شکست مواجه خواهد شد.به همین منظور باید از رویکرد هایی مانند تعامل همه جانبه برای ارتباطی دلپذیر و بدون اجبار و همینطور کاربردی استفاده نمود.تعامل همه جانبه رویکردی همه جانبه به یک کودک دارای اتیسم دارد و پایه ای برای اقدامات بعدی است.
تعامل همه جانبه(Intensive Interaction) چیست؟
تعامل همه جانبه رویکردی است که از تعامل و یادگیری در مراحل اولیه رشد ارتباطی پشتیبانی میکند. این رویکرد یک روش سرگرمکننده و لذتبخش برای کمک به رشد ارتباطی با استفاده از تکنیکهای متنوع برای درگیر کردن کودک یا نوجوان و تشویق آنها به تعامل و صداسازی است.این روش به کودکان کمک میکند تا اصول اولیه ارتباط یعنی تواناییها و تجربیاتی که قبل از رشد گفتار و سنین اولیه رشد به وجود میآیند را گسترش دهند.این روش همانطور که گفته شد از تجربیات پیش گفتار کودکان الگو می گیرد و سعی می کند از الگو های ارتباطی پیش گفتار بهره برد.برای نمونه زمانی که کودکی زیر یک سال صدایی ایجاد می کند و والدین همان صدا را تکرار می کنند و ناخواسته چرخه ای لذت بخش از کنش و واکنش میان مادر و کودک شکل می گیرد.در این الگوی ارتباطی کلامی رد و بدل نمی شود و فقط اواها و یا حرکات صورت و دهان و یا حرکات بدن مورد توجه قرار می گیرد و اصولا توسط مراقب بزرگسال تکرار می شود و از این طریق پنجره ای ارتباطی شکل می گیرد که هر بار بزرگسال به صورت ناخواسته بخشی به ان می افزاید و کم کم چرخه ارتباطی پیچیده تری را شکل می دهد.
تاریخچه مختصر
تعامل همه جانبه یا Intensive Interaction یک رویکرد ارتباطی برای کار با کودکان و بزرگسالان با اتیسم یا دشواریهای ارتباطی است که بر برقراری رابطه بین مراقب و فرد تکیه دارد.تمرکز اصلی روی پاسخدادن به کنش کودک، پیوستگی، و استفاده از رفتارهای ساده و لحن آرام برای ایجاد تجربه مشترک و خوشایند است، نه استفاده از زبان پیچیده یا دستورات آموزشی.
این رویکرد از فعالیت ها و اقدامات اولیه مربیان و متخصصان بریتانیایی در دهه های 1990 تا 2000سرچشمه می گیرد که از ارتباطات غیرکلامی و بازیهای ساده برای ایجاد ارتباط معنادار استفاده میکردند. و از همینجا بود که رویکردی ساده، کاربردی و پاسخمحور برای کودکان دارای اتیسمشکل گرفت.این رویکرد نخستین بار توسط پروفسور صمدی به جامعه درمانگر ایرانی معرفی گردید و اصطلاح تعامل همه جانبه نیز عبارتی است که ایشان برای این رویکرد بر اساس ترجمه عبارت Intensive Interaction انتخاب نمودند.
تفاوت با رویکردهای دیگر:
برخلاف برخی مداخلات آموزشی که بر آموزش زبان یا مهارتهای اجتماعی از طریق دستورات مستقیم تکیه میکنند، تعامل همه جانبه بیشتر به ایجاد رابطه و زبان ارتباطی کودک توجه دارد. و تأکید بر پاسخدهی به هدایت کودک، تشخیص سیگنالهای غیرکلامی و زمانبندی دقیق پاسخها از ویژگیهای کلیدی این رویکرد است.این رویکرد به شدت به تفاوتهای فردی اهمیت میدهد و تاکید دارد که هر کودک ریتم، سطح علاقه و نحوه بیان پاسخ خود را دارد و باید به آن احترام گذاشت.
مفهوم Intensive Interaction چیست؟
هدف: ایجاد آشنایی، آسودگی و حس امنیت از طریق تعاملات ساده و تکراری بین درمانگر، والدین یا مراقب و کودک دارای اتیسم.
پایههایی که در روش تعامل همه جانبه باید به آن توجه نمود:
حرکت، نگاه، صدا و لمس ملایم را به عنوان زبان ارتباطی میبینیم؛ نه کلمات پیچیده را.
هر دو سمت درگیر میشوند: کودک پیامش را میدهد و مربی با دقت به آن پاسخ میدهد.
تمرکز بر زمانگذاری دقیق پاسخها و پیوستگی میان رفتارها.
تفاوت با روشهای دیگر: به جای تمرکز روی آموزش زبان یا مهارتهای اجتماعی با دستورات، به رابطه ساده و بازی-محور به عنوان ابزار ارتباطی نگاه میکند.
در این رویکرئ کودک رهبر است و درمانگر یا والد پیرو و ارتباط در مسیر رهبری کودک شکل می گیرد.
اصول کلیدی تعامل همه جانبه
احترام به ریتم کودک: هر کودک ریتم و زمان پاسخدهی مخصوص به خودش را دارد. پس عجله نکنید.
تطبیق با سطح زبان کودک: از شدت صدا، تکرار، و نوع ارتباط اطمینان پیدا کنید و عملکرد ارتباطی خود را در سطح ارتباطی کودک نگه دارید.
محیط امن و آرام: نور مناسب، سطح نشیمن ساده و بدون محرکات ازارنده که کودک بتواند احساس امنیت کند.
پیوستگی و ثبات: جلسات منظم با روال مشخص، تا کودک بتواند روال را پیشبینی کند.
ارتباط غیرکلامی را جدی بگیرید: نگاه، لبخند، همسطح شدن با صورت و سر کودک ، اشارههای دست و زبان بدن بسیار مهم و کلیدی هستند.
چگونه میتوانم با فرزندم یا یک کودک دارای اتیسم به طور همه جانبه تعامل کنم؟
شما با تماشا کردن، منتظر ماندن و توجه به کارهایی که فرزندتان انجام میدهد، دیدن علایق او و تلاش برای ورود به دنیای او از طریق موارد زیر می توانید با فرزندتان تعامل میکنید:
از فرزندتان پیروی کنید
منتظر کنش های فرزندتان باشید و بگذارید او رهبر باشد
اجازه دهید بازی، حرکات و صداهای فرزندتان شما را هدایت کند
با کپی کردن و پیوستن به او به کاری که انجام میدهد را پاسخ دهید
صدا و صورت خود را گرم، هیجانانگیز و علاقهمند به کاری که انجام میدهد، نشان دهید.
برای تعامل همه جانبه به اسباببازیهای زیادی نیاز ندارید زیرا میتوانید از حالات چهره، صداها و حرکات خود استفاده کنید. با این حال، برخی از چیزهایی که ممکن است مفید باشند عبارتند از توپ ، ماشین و رمپ ماشین، حباب ساز، آینه، بادکنک، اسباببازیهای نور و صدا دار، ابزار حسی مانند پر یا برس.
چگونه تعامل همه جانبه را شروع کنیم؟
زمانی را به صورت تک به تک با فرزندتان بگذرانید.
خودتان را در موقعیتی قرار دهید که نزدیک فرزندتان باشید.
صورت خود را آرام و علاقهمند نگه دارید.
نکته مهم: به کاری که فرزندتان با بدن و صداهایش انجام میدهد توجه کنید.
برای تماشا وقت بگذارید. به آرامی شروع به کپی کردن کنید و با کاری که فرزندتان انجام میدهد همراه شوید.
به آرامی پیش بروید و از مکثهای زیاد استفاده کنید. فرزندتان ممکن است متوجه شود که شما هم همین کار را انجام میدهید.
هدف اصلی این است که هم شما و هم فرزندتان از وقت گذراندن با هم لذت ببرید و خوش بگذرانید.
ایدههای مفید برای تعامل همه جانبه
تقلید – کپی کردن کارهایی که فرزندتان با تکرار صداها و اعمالی آنها انجام میدهد.
انجام کارها با هم – دست به دست کردن اشیاء یا اسباببازیها، نگاه کردن با هم به آینه، ایجاد صدا با هم، بازی با توپ با همدیگر، تماشای حبابها واکنش مشترک به انها، خواندن آهنگ با حرکات با همدیگر، نگاه کردن به اشیا با یگدیگر و بررسی ابزار و اشیا به صورت اشتراکی.
تماس چشمی و حالات چهره – میتوانید این کار را با انجام بازیهایی مانند دالی موشه، شکلک در اوردن یا نگاه کردن با هم به آینه انجام دهید. میتوانید حالات چهره مانند لبخند، اخم، شکلکهای بامزه، حرکات زبان، خمیازه یا عطسه را انجام دهید.
ایجاد پیشبینی – یک فعالیت را شروع کنید و سپس مکث کنید و بگذارید تا به فرزندتان فرصت پیشبینی و واکنش بدهید. به عنوان مثال، بگویید “آماده،… برو!” با یک مکث طولانی بین آنها، ثابت بمانید و از فرزندتان بخواهید که یک حرکت فیزیکی، تماس چشمی یا صدا ایجاد کند. ایدههایی برای بازیهای پیشبینی پذیر می تواند شامل حبابسازی، قلقلک دادن، تعقیب و گریز، هل دادن ماشینهای اسباببازی روی سطح شیبدار، آهنگهای همراه با حرکات، و باد کردن بادکنکها باشد.
این ایده ها با تکرار مکرر تعاملات، ممکن است به مرور زمان از نظر محتوا، مدت زمان و پیچیدگی ارتقا یابند.
به نشانههای کودک به دقت توجه کنید: نگاه، تغییر حالت صورت، صدا، بیقراری یا آرامش.
از زبان ساده یا واژههای کوتاه استفاده کنید و به همان زبان پاسخ بدهید.
پیوستگی و ثبات در روال جلسات داشته باشید به این معنی که جلسات منظم، با روالی مشخص و بدون فشار طراحی کنید.
ثبت ساده دادهها را الزاما انجام دهید. چند کلمه درباره پاسخ کودک بنویسید تا بتوانید روند پیشرفت را پیگیری کنید.
ساختار معمول یک جلسه تعامل همه جانبه
طول جلسات: معمولاً 5 تا 20 دقیقه برای کودکان کوچک و برای برای کودکان بزرگتر بسته به توانایی آنها می توان زمان بیشتری را در نظر گرفت.
نکته کلیدی در تعامل همه جانبه این است که برخلاف رویکردهایی که کودک را به عنوان دریافتکننده و منفعل یا passive میبیند، در این روش درمانگر (یا والد/مراقب) به هدایت کودک پاسخ میدهد چرا که هدف یافتن و تقویت زبان ارتباطیِ کودک است و نه القای پاسخ از پیش تعیینشده توسط مربی.اما نکتهای که باعث سردرگمی میشود این است که نقش طرفین به صورت «هدایت-پاسخ-دنبال کردن هدایت کودک» میان جلسات تغییر میکند. به این معنا که:
کودک هدایت میکند: نشانهها، نگاه، صداها، رفتارهای غیرکلامی یا تمایلات کودک جایی است که ارتباط را شکل می دهد.
مراقب پاسخ میدهد: با توجه به هدایت کودک واکنش نشان میدهد (تماس چشمی، لبخند، تغییر صدا، تغییر ریتم بازی، تغییر سطح تماس فیزیکی)، اما پاسخ باید آرام و متناسب با سرعت کودک باشد.
توجه داشته باشید که این روال همانطور که گفته شد می تواند تغییر کند.چراکه این ارتباطی که در حال شکل دادن آن هستیم ترکیبی از کنش و واکنش های مکرر و مداوم است.
هدف در اینجا ایجاد چرخه ای ارتباطی است: کودک با پاسخهایش به مراقب توجه می کند و مراقب با پاسخهایش این چرخه را تقویت میکند تا کودک تجربه معنیدار ارتباط را دوباره بسازد.بنابراین، در تعامل همه جانبه، آغازکننده تعامل معمولاً کودک است یا به گونهای که کودک هدایت را در دست دارد. اما به دلیل طبیعتِ پاسخدهیِ محورِ رویکرد، مراقب باید بتواند به موقع، دقیق و با زبان ساده پاسخ بدهد تا ارتباط امن و همزمانی برای کودک ایجاد شود.
در ادامه بر اساس 3 سطح اختلال اتیسم مثالهایی از استفاده از تعامل همه جانبه را ذکر می کنیم:
اتیسم سطح 1: پایه / کم تا متوسط (کودک هدایت را در دست دارد و پاسخهای ساده میدهد و کمترین هدایت و کنترل را طلب می کند)
سناریو 1: نگاه کودک و لامپ
وضعیت: کودک به سمت لامپی روشن نگاه میکند.
اقدام مراقب: رو به رو شدن با کودک در سطح چشم، تماشای چراغ را ادامه میدهد و لبخند میزند. به آرامی صدای کم و کوتاه مثلاً «ها ها ها ها هه» یا «خیلی خوب» میگوید.
پاسخ کودک: اگر کودک نگاه را نگه داشت یا صدایی تولید کرد، مراقب همان را با آرامی تکرار میکند (مثلاً با همان لبخند و تکرار کلمه تشویقی).
نتیجه هدف: کودک احساس امنیت میکند و فرصت بیشتری برای پاسخدهی میدهد.
سناریو 2: ضربآهنگ ساده با دست و صداهای آرام
وضعیت: کودک روی میز ضربآهنگی آرام با انگشتان دست انجام می دهد.
اقدام فرد تعاملگر: با ریتم آرام همان ضربه یا ضرب اهنگ را میزند و به کودک اجازه میدهد تا با زدن همانریتم همراهی کند.
پاسخ کودک: اگر کودک ضربه میزند یا صدای کوتاهی می سازد، مراقب نیز همان ریتم را دوباره اجرا میکند و با واژهای کوتاه پاسخ میدهد («بامب بامب بامب….»، «عالیه!»).
نتیجه هدف: ایجاد ارتباط و پیوستگی و توان پاسخدهی به الگویی ساده.
سناریو 3: لمس ملایم با شیء نرم
وضعیت: شیء نرم مانند بالشت یا پارچه را به کودک نزدیک کنید.
اقدام فرد تعاملگر: با لمس ملایم به شیء نزدیک میشود و به کودک اجازه میدهد آن را لمس کند یا حتی ان را بردارد.
پاسخ کودک: در صورت لمس، واکنش کودک را با لمس مشابه یا نگاه معنادار پاسخ میدهد.
نتیجه هدف: تجربه امن از ارتباط لمسی و آغاز تعامل در قالب تعاملی ساده.
سناریو 4: صدای محیطی کمتحریک
وضعیت: صدایی که کودک ایجاد کرده است یا صدایی که با اشیا در محیط توسط کودک ایجاد می گردد
اقدام فرد تعاملگر: به کودک نگاه میکند، با صدای آرام پاسخ میدهد و صدا را تولید می کند.
پاسخ کودک: با هر واکنش مراقب پاسخ میدهد و به اندازه مناسب شدت صدا را تغییر میدهد.
نتیجه هدف: بهبود پاسخدهی غیرکلامی به محرکهای ساده محیطی.
سطح 2: متوسط (تعامل قابل استمرار با هدایت کمتر یا نیاز به کنترل ضمنی)
سناریو 1: بازی Turn-Taking ساده با توپ یا هم بده بستان
وضعیت: دو نفر با یک توپ کوچک بازی میکنند.
اقدام فرد تعاملگر: توپ را به کودک میدهد، سپس به آرامی توپ را از کودک پس میگیرد و دوباره به او میدهد تا چرخهای کوتاه ایجاد شود.
پاسخ کودک: اگر کودک به شما توپ بدهد یا از شما توپ بگیرد، مراقب با همان ریتم پاسخ میدهد و کار را ادامه میدهد.
نتیجه هدف: تقویت مفهوم نوبت و افزایش تماس نگاه و هماهنگی حرکتی.
سناریو 2: الگوی صوتی منظم با تغییر کم
وضعیت: یک الگوی صوتی ساده (مثلاً دو ضربه، سه ضربه) با صدای آرام تکرار میشود.
اقدام فرد تعاملگر: با هر واکنش کودک، همان الگو را تکراریا با تغییر جزئی افزایش میدهد (مثلاً شدت یا طول صدا).
پاسخ کودک: واکنشها را ثبت کرده و دوباره به شکل آرام رفتار را تکرار می کند.
نتیجه هدف: توسعه پیوستار صوتی و ایجاد پیوند بین رفتار کودک و پاسخ مراقب
سطح 3: شدید یا نیاز به حمایت بالا (حساسیتهای حسی بالا، ارتباط کلامی محدود،بیشترین هدایت و حمایت توسط کودک مطالبه می شود)
هدف: ایجاد امنیت، کاهش استرس محیطی، ایجاد فرصتهای کوتاه برای ارتباط غیرکلامی و شروعی برای آرام کردن کودک.
سناریو 1: محیط امن و کمتحریک
وضعیت: محیط آرام با نور ملایم و صداهای کمتحریک.
اقدام فرد تعاملگر: با کودک نشسته یا کنار او مینشیند و از یک شیء امن مانند پارچه نرم/توپ بافت دار استفاده میکند.
پاسخ کودک: نگاه کوتاه یا لمسی آرام.
نتیجه هدف: کاهش پاسخهای اضطرابی و حضور آرام و بیشتر در تعامل.
سناریو 2: پاسخ سریع به نشانههای اولیه
وضعیت: کودک نگاه میکند یاحرکتی انجام می دهد.
اقدام فرد تعاملگر: واکنش سریع اما آرام (لبخند، نگاه معنادار، صدای آرام کوتاه یا تکرار همان حرکت).
پاسخ کودک: تشویق میشود تا دوباره به تعامل بازگردد.
نتیجه هدف: تشکیل یک چرخه پاسخ کوتاه و انگیزش برای ادامه تعامل.
یک نمونه اجرا را بررسی کنیم:
خوب حالا ببینیم که یکی از این تمرینات با جزئیات بیشتر چگونه انجام می شود:
در سطح چشم کودک بنشینید یا به ارتفاع برابری با او قرار بگیرید و یادتان باشد که کودکتان رفتاری نشان می دهد(کنش) و شما به آن پاسخی نشان می دهید(واکنش) تا چرخه ای ارتباطی را شکل دهید.
اگر کودکتان در حال انجام کاری است مثلا در حال بازی با انگشتان خود است یا در حال دست زدن و یا اکتشاف حسی یک شیء شما نیز به این رفتار توجه کنید و اقدام به انجام همان رفتار کنید و تا حد امکان توجه کودک را نیز به خود جلب کنید مثلا به آرامی به کودک نگاه کنید و لبخند بزنید یا اگر درحال بازی با انگشتان خود است شما نیز همین کار را بکنید و همزمان شعر لی لی لی حوضک را نیز بخوانید و لبخند بزنید تا یک جزء به سیر ارتباطی خود اضافه کرده باشید.باز هم به دنبال پاسخ کودک باشید: آیا کودک نگاه میکند؟ آیا چهرهاش تغییر میکند؟ آیا صدایی از کودک میشنوید؟اگر کودک نگاه کرد، با همان ریتم ادامه دهید و شما نیز این ارتباط را ادامه دار کنید.این تعامل را آرام و پیوسته تکرار کنید تا کودک به دنبال کردن نگاه شما عادت کند. اگر کودک اجتناب میکند، فاصله را کم یا زیاد کنید و به جای نگاه مستقیم از طریق یک شیء مشترک مانند لامپ یا حرکات آرام با او ارتباط برقرار کنید. در این روند توجه مشترک نقش مهمی را ایفا می کند پس سعی کنید از تکنیک های افزایش توجه مشترک بیشتر استفاده کنید.برای پایان دادن به یک چرخه از تعامل همه جانبه تلاش کنید به صورتی خوشایند این چرخه را پایان دهید به صورتی که کودک بخواهد و تمایل داشته باشد مجدد همان چرخه را در جلسه اینده با شما تکرار کند.و یا اینکه اگر مشاهده کردید که کودک خسته شده و یا دیگر تمایلی به ادامه چرخه ارتباطی ندارد این چرخه را در اینجا ببندید و همه موارد را برای جلسه بعد یادداشت کنید تا بدانید نقاط اوج و یا فرود این روند ارتباطی کجا بوده و از کجا باید شروع کنید و علایق کودک چیست و خطاهای ارتباطی شما کجا بوده است.اگر توجه کرده باشید بین رویکرد تعامل همه جانبه و روش دنور و سان رایس مشابهت هایی دیده می شود. بله درست هست،هم در روش دنورو هم در روش سان رایس به نوعی از از تکنیک های مشابه برای شروع و ایجاد ارتباط استفاده می شود.
مدت زیادیست که با کودکان اتیسم آشنا هستم اما هنوز احساس می کنم باید انها را بهتر بشناسم. البته نه علائم و رفتار های آنها را، بلکه خوبی و پاکی شان را. اموری که امروزه همه با آنها غریبه ایم.