اتیسم اختلالی مادام العمر است و در بزرگسالان نیز می توان علائم ان را مشاهده نمود
در دهه های گذشته اختلال طیف اُتیسم(اوتیسم) توجه کمتری را از جامه پزشکی و اموزش دریافت می نمود و این بدین معنی است که ممکن است تعداد بسیار زیادی مبتلا به اُتیسم در میان ما زندگی می کنند که در دهه های قبل تشخیص داده نشده اند. دانستن در مورد اُتیسم بزرگسالی می تواند مهیا کننده گزینه هایی برای راهکار های درمانی آنان مهیا نماید از طرفی اگر بزرگسالانی که در جامعه ایرانی در موقعیت های اجتماعی و کاری متفاوت قرار دارند ولی در گذشته تشخیص اختلال طیف اتیسم را دریافت ننموده اند اکنون این تشخیص را دریافت نمایند شاید این شناسایی بتواند به بهتر شدن فرهنگ اتیسم در جامعه ما کمک کننده باشد. اینکه ما بدانیم فلان پزشک یا فلان کارآفرین و یا …مبتلا به اُتیسم نیز هست جامعه ما را به سمت شناسایی این اختلال سوق می دهد و این می تواند برای خانواده کودکان مبتلا به این اختلال یاری رسان باشد.ولی این مهم در کشور ما شاید مدتی به طول بیانجامد زیرا بر خلاف کشور های غربی که در حدود 40 سال شناسایی اُتیسم سابقه دارد در خوشبینانه ترین حالت این مهم در کشور ما شاید 15 سال سابقه داشته و شاید تشخیص داده شده ها در کشور ما اکنون 20 ساله باشند.ولی آنهایی که تشخیص داده نشده اند اکنون در چه شرایطی اند و در حال انجام چه کاری اند……؟آیا شما نیز ممکن است چهار مورد از موارد زیر را داشته باشید؟آیا شما یک اتیستیک بزرگسالید؟……خانواده و متخصصان گرامی برای دانستن همه چیز درباره اختلال اوتیسم مطالعه مقاله اوتیسم چیست؟انواع،علت ها و درمانها.. را پیشنهاد می کنیم.در این مقاله شما می توانید کامل ترین اطلاعات و اخرین یافته های اوتیسم را مطالعه کنید.

ده علامت اُتیسم(اوتیسم) بزرگسالی
به گفته مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ها تشخیص اُتیسم در بزرگسالی می تواند در حال حاظر کاری دشوار و چالش برانگیز باشد .بزرگسالان قطعا میزان بالایی از رفتار های کودکی خود را به یاد ندارند وهمچنین تاریخچه پزشکی ویا دو سال اول زندگی خود را که بازگو کننده علائم اولیه اختلال طیف اتیسم و یا ممکن است انها رفتار هایی را به یاد بیاورند و یا بیان کنند که گمراه کننده باشد و موجب تشخیص غلط در بزرگسالی گردد.به هر حال اگر شما دچار شک و تردید در تشخیص اُتیسم یک فرد بزرگسال هستید این علائم که دکتر کیت میلر ویلسون استاد دانشگاه میشیگان در مقاله ای به آنها اشاره نموده است و در ادامه ذکر می گردد می تواند تا حدودی به شما در این کار یاری رسان باشد.
به خاطر داشته باشید که یک یا دو علامت در یک فرد بزرگسال نمی تواند نشان دهنده اختلال اُتیسم در وی باشد ولی اگر این علائم به بیشتر از 3 یا 4 مورد رسید باید کمی برای او نگران شوید.برای تشخیص بهتر و دقیق تر اختلال طیف اتیسم می توانید از تست ADIR که از تستهای استاندارد طلایی اتیسم است بهره بگیرید.بر طبق تحقیقات منتشر شده در webMD علائم زیر می تواند نشان دهد که یک فرد بزرگسال مبتلا به اُتیسم است یا نه.برای اگاهی بیشتر در زمینه اختلال طیف اتیسم مطالعه مقاله اختلالات و بیماری های همراه با اتیسم و راهکارهای درمان انهارا پیشنهاد می کنیم.
ارتباط و دوستی کم
شکل گیری روابط در بزرگسالان مبتلا به اُتیسم برای آنها امری چالش برانگیز است. رفتارهای منحصر به فرد و محدودیت های این افراد میتواند توانایی دوست یابی این افراد را شدیداً تحت تاثیر قرار دهد.علاوه بر این تجزیه و تحلیل فرایند های محیطی و مشکلات گوش دادن به دیگران مشکلات عدیده ای را در ارتباط این افراد ایجاد می کند.همینطور ارتباطات عاشقانه برای این افراد امری بسیار دشوار و سخت است.یکی از دلایل این مهم این است که ادامه دادن ارتباطات منظم و دائمی میتواند برای این افراد امری تقریبا غیر ممکن باشد و ارتباطات عاشقانه که در نهایت می بایستی به ازدواج ختم شود درکل نوعی ارتباط منظم و هدف مند است که نیاز مند به گستره ارتباطی وسیعی است.از طرفی دیگر ارتباط عاطفی در بخشی از فرایند خود نیاز مند ارتباط غیر کلامی رمز گشایی هایی است که تقریباً بزرگسالان مبتلا به اُتیسم از آن بی بهره اند.برای دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه اختلال طیف اتیسم مطالعه مقاله درمان اتیسم را به شما پیشنهاد می کنیم.
چالشهای ارتباطی غیر کلامی
برای بسیاری از بزرگسالان مبتلا به اُتیسم ارتباطات غیر کلامی میتواند یکی از چالشهای اصلی باشد.این افراد در خواندن چهره و حالات ان دچار مشکل اند. و در ارتباط چشمی نیز کمترین عملکرد را دارند. بزرگسالان مبتلا به اُتیسم همیشه این احساس را دارند که چیزی را در فرایند ارتباط وتعامل خود گم کرده اند.این افراد به درستی نمی توانند دیگران را تعبیر و تفسیر کنند.
اختلال در پردازش حسی
بسیاری از افراد مبتلا به اُتیسم میزان بالا یا پایینی از محرکات حسی را ممکن است تجربه کنند که به آن اختلال پردازش حسی یا نقص در یکپارچگی حسی می گویند. به گفته مجله روانشناسی امروز این اختلال پردازش حسی میتواند منجر به مشکلات اجتماعی در افراد اتیستیک بزرگسال گردد.ملاقات با افراد جدید اطلاعات حسی جدیدی شامل بوها ،صداها،نورها و انواع دیگری از دروندادها را برای فرد مهیا میکند.و تمام اینها می تواند باعث گرددکه فرد بزرگسال اتیستیک از ارتباط اجتماعی اجتناب کند.
اگر شما متوجه شدید که نمی توانید در یک احساس مشخص باقی بمانید یا اینکه دائماً میخواهید نوع خاصی از درونداد حسی را تجربه نمایید ،شما ممکن است درگیر با این اختلال باشید.اگر چالشهای حسی در توانایی های شما برای تعامل با دیگران تداخل می کند ،اینها همگی با علائم اُتیسم در بزرگسالی مطابقت دارد.برای اگاهی بیشتر در زمینه اختلال طیف اتیسم مطالعه دارودرمانی برای اختلال طیف اتیسم را پیشنهاد می کنیم.
فقدان یا نبود دیدگاههای مشترک و یکدلی
فهمیدن اینکه یک انسان دیگر چه کاری انجام می دهد یا اینکه در آینده چه دیدگاهی پیدا می کند برای تمام افراد بزرگسال امری دشوار است اما برای افراد مبتلا به اُتیسم می تواند چالش برانگیز باشد بسیاری از افراد اتیستیک برای فهمیدن دیدگاه دیگران دچار کشمکش می گردند و این میتواند منجر به فقدان همدلی گردد.و همچنین تعامل فرد را با دیگران دشوار می سازد.بزرگسالان مبتلا به اُتیسم ممکن است به سختی با دیگران امیخته گردند و نمی توانند خواسته ها یا احساسات و یا فکار دیگران را درک کنند.بعلاوه بزرگسالان اتیستیک ممکن است در درک دیدگاه شوخ طبعانه یا طنز افراد مشکل داشته باشند ویا اصلاً جوک ها را نفهمند.این فقدان یکدلی برای فرد بزرگسال مبتلا به اُتیسم میتواند منجر به مشکلات فراوانی در زندگی فردی شود و تا حدودی زندگی فرد را فلج کند. برای درک بهتر در این زمینه می توانید به نظریه تئوری ذهن در همین وبسایت مراجعه کنید.برای دریافت اطلاعات بیشتر درزمینه علائم اختلال اتیسم در کودکی مطالعه مقاله اتیسم و درمان نوک پنجه راه رفتن را پیشنهاد می کنیم.
مشکلات ارتباط کلامی
بر طبق یافته ها و پژوهشها تقریبا در حدود 40 درصد از افراد اتیستیک کلام ندارند و در رشد زبان و گفتار خود دچار مشکل هستند. بزرگسالانی که به طور کامل کلام ندارند ممکن است در این طیف قرار گیرند اما ارتباط کلامی میتواند برای دیگر مبتلایان بزرگسال نیز چالشهایی را ایجاد کند هرچند که این افراد در سطحی مناسب از گفتار قرار داشته باشند.بزرگسالان مبتلا برای شناساندن نیازهایشان به دیگران دچار مشکلاتی می گردند همچنین در آغاز نمودن یک مکالمه.این افراد ممکن است در زمانی که می خواهند مکالمه ای را شروع کنند کلمات از ذهنشان گم شوند.از طرفی در فرایند یک مکالمه پردازش نمودن گفتار دیگران نیز برای آنها امری بسیار دشوار است.
اشتغال ذهنی به موضوعات مشخص
یکی از مشخصه های اتیسم بزرگسالی علایق محدود است.بسیاری از بزرگسالان اتیستیک در مورد موضاعات بسیار خاصی مانند ترابری هوایی، ریشه کلمات،مهندسی،تاریخ و بسیاری موارد دیگر اطلاعات بسیار خوبی دارند . این تمرکز بیش از حد بر روی یک موضوع خاص برای افراد اتیستیک می تواند بسیار لذت بخش و ارضا کننده باشد ولی همین امر میتواند چالشهای بزرگی برای فرد ایجاد کند.اگر شما به موضوعی ویژه بسیار علاقه مند هستید و طولانی مدت درباره آن با دیگران بحث و گفتگو می کنید و نمی توانید آن موضوع را از ذهنتان بیرون کنید و ایا آن را رها سازید این می تواند از علائم اُتیسم بزرگسالی باشد. علایق شدید موجب درگیری بسیار زیاد ذهنی با موضوعی خاص می گردد و همین امر ظرفیت های اجتماعی فرد را کاهش می دهد و موجب محدود شدن تمایلات اجتماعی و ارتباطی فرد با دیگران می گردد.برای اطلاعات بیشتر در این زمینه مقاله نظریه اتیسم- همدلی وسیستم سازی را مطالعه کنید.
رفتار های کلیشه ای و تکراری
برای برخی افراد مبتلا به اُتیسم تکرار ,کلمات ،جملات یا رفتار ها می تواند موجب ایجاد احساس آرامش گردد.در نتیجه این امر رفتارهای روتین قابل پیش بینی ایجاد می گردند که فرد انها را تحت کنترل خود دارد.ولی به هر حال این رفتار های تکراری برای عملکرد ارتباطی یا اجتماعی یا کارکردی فرد کفایت نمی کند.

نیازبه داشتن یک زندگی معمولی و روتین
برای افراد اتیستیک در هر سنی که باشند ناشناخته هایی در جهان وجود دارد. و این موجب شکست در بسیاری از مهارتهای ارتباطی و اجتماعی افراد این طیف می گردد.یکی از راهکار ها و شگرد هایی که موجب ایجاد آرامش در این افراد می گردد آسایش و قابل پیش بینی بودنی است که زندگی معمولی برایشان مهیا می کند.
بزرگسالان اتیستیک نیاز به زندگی روتین را به این شکل بر طرف می کنند:
- هرگز سفر نمی کنند
- غذاهای جدید را امتحان نمی کنند و به رستوران های جدید نمی روند.
- بر طبق یک جدول روزانه عمل می کنند.
- در صورت بر هم خوردن روال زندگی روتینشان احساس ناراحتی شدیدی می کنند.
- با تغییر برنامه در زندگی خود مشکل دارند
- تنها از مسیر های آشنای ذهن خودشان از مکانی به مکان دیگر می روند.
- فرد جدیدی به محدوده اجتماعی خود اضافه نمی کنند و از ارتباطات جدید دوری می کنند.
برای کمک به فرد اتیستیک در این زمینه می توانید به مقاله خانه مناسب برای مبتلایان به اختلال طیف اتیسم چگونه است مراجعه کنید.
داشتن مهارتهای در حد نبوغ
با استناد بر یافته های اعلام شده توسط webMD بالای 10 درصد از افراد اتیستیک دارای مهارتهایی در سطح نبوغ اند. این بدین معنی است که انها در یک زمینه ای ویژه مانند ریاضیات،موسیقی یا تاریخ برتریهایی بر دیگر افراد دارند. افراد اتیستیک ممکن است حافظه ای فوق العاده داشته باشند و این به انها اجازه می دهد که تمامی اطلاعات یک کتاب را فصل به فصل در ذهن خود داشته باشند.
مشکلات خواب و اضطراب
همچنین webMD گزارش می کند که بیش از 70 درصد از افراد اتیستیک با مشکلات خواب دست به گریبان اندو این میتواند به دلیل مشکلات حسی افراد اتیستیک باشد. درحالی که بی خوابی جزء مشخصه های اصلی اتیسم نیست ولی میتوان ان را به عنوان یکی از مشخصه های اتیسم در بزرگسالی به حساب اورد.برطبق یافته های انجمن ملی اتیسم انگلستان اضطراب یکی از مشکلات شایع در میان بزرگسالان مبتلا به اُتیسم است. این اضطراب ممکن است خود را در اشکال مختلف مانند مشکلات توجه و تمرکز،کنترل خود،اشتغال ذهنی به یک موضوع و یا افسردگی نشان دهد.برای اگاهی بیشتر در زمینه اختلال طیف اتیسم مطالعه مقاله درباره اختلال طیف اتیسم بیشتر بدانیم را پیشنهاد می کنیم.
والدین گرامی در صورت نگرانی درمورد ابتلای فرزند خود به اختلال اتیسم می توانند از تست تشخیصی ADIR که یکی از تستهای استاندارد طلایی در زمینه ارزیابی و تشخیص اتیسم در جهان است استفاده کنند. برای انجام این تست می توانید در ساعات اداری با شماره تلفن33364601-031 تماس حاصل نمایید.





311 پاسخ
راهبری دیدگاهها
ممنون که اطلاع رسانی کردید
سپاس
سلام. وقتتون بخیر.
من یه دختر ۲۲ ساله م،
از یک ماه پیش تشخیص ADHD و دپرشن داد روانپزشک و دارو مصرف میکنم. علاوه بر اون، اضطراب، abandonment issues، درماتیلو مانیا و مشکل اعتماد کردن هم دارم. و انواع ابیوز های فیزیکی، احساسی و جنسی رو تو بچگی، هرکدوم رو از یک فرد متفاوت داشتم! که خب باید براشون پیش روانشناس برم. ولی متاسفانه تو شهر کوچیکی زندگی میکنیم و روانشناسی که اختصاصا رو مشکلات مربوط به ADHD کار کنه پیدا نکردم. به نظرتون بیشتر بگردم، یا برای مشکلات دیگم پیش روانشناسای دیگه برم؟ خودم فک میکنم همه چی به ADHD ارتباط داره و اگه کسی اونو ندونه کامل، نمیتونه بهم کمک کنه! نظر شما چیه؟
تقریبا اکثر مشکلاتی که از کودکی داشتم، با همین ADHD، قابل توجیهه و خیلی تعجب کردم که واقعا این خصوصیات من که همیشه فکر میکردم اصلا منطقی نیستن و هیچجوری نمیتونستم توضیحشون بدم رو افراد دیگه ای هم دارن و میشه باهاشون کنار اومد!
همینجوری که تو دوره هایپرفوکسم داشتم بیشتر درمورد این بیماری مطالعه میکردم، دیدم تو خیلی از کیسا میتونه با ASD اورلپ داشته باشه.
بعد از خوندن علائمش خیلی شک کردم که ممکنه منم اوتیسم داشته باشم.
۱. دوستی کم: هیچوقت بیشتر از ۲ تا دوست در سال های تحصیلی متفاوت باهم نداشتم. و همه هم محدود به درس و مدرسه و دانشگاه بودن و من هم شروع کننده دوستی نبودم. و ارتباط عاطفی برام سخته
۲. تو درک حالات چهره اطرافیان مشکلی ندارم، ولی ارتباط چشمی برام سخته. و اکثر مواقع برای اینکه متوجه حرف یه نفر بشم، باید به یه جای دیگه نگاه کنم، انگار حالتای صورت یا چشم، حواسمو پرت میکنه.
۳. میفهمم اطرافیان چه حسی دارن، ولی گاهی اوقات درک نمیکنم که چرا اون حس رو دارن! میدونم مثلا کسی ناراحته، اما نمیدونم باید چیکار کنم! برم؟ یا کنارش بمونم؟ کی حرف بزنم؟ چی بگم یا چیکار کنم حس بهتری داشته باشه؟
۴. تو ارتباط کلامی، مشکل دارم. میدونم در لحظه نمیتونم چیزهای مهم رو درست بیان کنم، واسه همین همیشه مکالمه های مهم رو از قبل مینویسم و چندین بار مرور میکنم که بتونم صحبت کنم. مکالمات و اتفاقای روزمره رو هم شب قبل تو ذهنم مرور میکنم که آمادگی داشته باشم.
۵. واسه روزهای عادیم هم باید برنامه داشته باشم و یه جا بنویسمش. مثلا ساعت ۹ صبحانه، ۱۰ درس، ۱۱ فیلم. اگر نباشه تو ذهنم رژه میرن و روی چیز دیگه ای نمیتونم تمرکز کنم.
۶. ارتباط با افراد برام خیلی سخته. آدمای جدید که جای خود داره، حتی توی روابط خونوادگی، نمیدونم چرا باید خونه پدربزرگ و مادربزرگ برم وقتی که هیچ حرف مشترکی باهاشون ندارم! و به بقیه اعضای خونواده هم برمیگرده و ازینکه کسی وارد اتاقم بشه، اما کاری نداشته باشه، خیلی عصبانی میشم.
۷. به صدا و نور خیلی حساسم. حواسم رو پرت میکنن، حس میکنم بهم فشار وارد میکنن! جوری تنظیم میکنم که تو میدان دیدم لامپ نباشه مثلا.
– اختلالی تو یادگیری و مسائل درسی ندارم (بجز همینکه تمرکزم میپرید قبل از شروع دارو)، بیشتر مشکلم روی روابط انسان هاست. و نحوه برخورد توی مسائل اجتماعی.
میخواستم بپرسم اینا میتونه نشونه وجود اوتیسم باشه؟ یا ادامه همون اختلالات ADHD هست؟
سلام دوست خوبم و ممنونم بابت توضیحات کاملی که دادید
نمی دونم چرا تشخیص abandonment issues دریافت کردید چون کمی با توضیحاتتون مغایرت داره ولی مواردی که فرمودید به خصوص موارد حسی و ارتباطی می تونه از نشانه های اتیسم باشه .قطعا اتیسم و adhd با هم دیگر همپوشانی دارند والزاما باید برای بررسی این مورد به یک متخصص روانپزشک مراجعه کنید .برای نمونه دکتر امامی پارسا در اصفهان پزشک حاذقی در این زمینه هستند و میتونن کمکتون کنند.البته برخی مواردی هم که فرمودید میتونه به وسواس مرتبط باشه که این اختلال هم با اتیسم میتونه همپوشانی داشته باشه.اما بیشتر از هر موردی میتوان بر روی اتیسم تاکید داشت. البته این گفته بنده براساس فرمایشاتی است که شما داشتید و الزاما باید یک متخصص از نطدیک با شما صحبت کنه
سلام منم پسری 24 ساله هستم همین مشکلو دارم
سلام دوست عزیزم
پاسخ ما به شما نیز به مانند میثم خواهد بود
سلام خسته نباشید فک کنم منم اتیسم دارم ناامیدی-کمبود اعتماس به نفس-زود رنجیدن از کار وعوض کردن شغل-کم حرفی-مشکل در ارتباط چشمی با مردم-نداشتن دوست-وسواسکم رویی-ترس از زندگی دکتر اینا علایمه اتیسم شدیده؟
سلام دوست من
نه این مواردی که فرمودید میتونه نشانه خیلی از اختلال های دیگه هم باشه در جامعه معمول هست مثل اضطراب و یا ocd و یا افسردگی .
سلام وقت بخیر
میخواستم بپرسم کسی هست ک مثلا سن ۱۸ سالگی علایم اوتیسم از خودش نشون بده من پچگی تا اول ابتدایی شیطون بودم از پنچم ابتدایی خیلی کمرو شم تو ارتباطات اجتماعی ضعیف بودم بعد چند سال بهتر شدم ولی مثلا پیش اومده اطرافیان گفتن داریم باهات حرف میزنیم حواست نیست یا روتو برمیگردونی البته الان بهترشدم
از ارتباط چشمی اگه حواسم باشه هم فرار نمیکنم یا احساس میکنم از نظر شنوایی ضعیفم چون بیشتر وقتا متوجه حرفای بقیه نمیشم ولی تست شنوایی دادم گفت مشکلی نداری تا سال کنکور درسم خیلی خوب بود معدل دیپلمم ۱۹.۷۷بود مدرسه تیزهوشان هم بودم ولی رسیدم به سال کنکور دیگه هیچی نخوندم در این حد ک امتحانات خرداد هم چنتاش شهریور دادم دانشگاه هم پرستاری دولتی خوندم ولی بیشتر وقتا برا امتحانا اصن نمیخوندم برا درس خوندن تمرکز ندارم دقیقا شبیه پچه های پیش فعال ک نمیتونن چند دقیقه نیگاه کتاب کنن مشکل حواسپرتی هم دارم .تا اللن چند بار روانپزشک رفتم در این مورد چیزی نگفتن فقط داروی ضدافسردگی تجویز کردن.
درود دوست خوبم
اگر شما درگیر با اتیسم بودید قطعا تا به این سن باید تشخیص می گرفتید و با توجه به مواردی هم که فرمودید بعید هست درگیر با اتبیم باشد ولی در مورد adhd به نظر باید بررسی بیشتری انجام دهید
سلام وقت بخیر، نظرات برای من بسته بود به همین علت در این قسمت پیامم رو براتون ارسال کردم. من در کودکی گوشه گیر بودم و متوجه برخی از اتفاقاتی که در اطرافم رخ میداد نمیشدم مثلا متوجه حس حسادت در دیگران نمیشدم یا زمانی که دوستی میخواست با دروغ ازم حرف بکشه.
معلم های ابتداییم به مادرم میگفتن که اعتماد به نفس دخترتون پایینه و گوشه گیره… . بعضی مواقع هم در خلوت خودم خود آزاری هایی داشتم. گذشت و گذشت تا این که در تیزهوشان قبول شدم جوری که دبیران هم تعجب کرده بودن که چطور منی که با بچه های دیگه رقابتی نداشتم و کم درس میخوندم تونستم قبول بشم(من فقط دو هفته پایانی رو به پیشنهاد یه دوست شروع به تست زدن کردم). در تیزهوشان که بودم فشار های زیادی به من تحمیل شد و دقیقا همونجا بود که مشکلاتی که داشتم عود کرد. در اون زمان، دچار افسردگی شدم و کم کم افسردگیم بیشتر و بیشتر میشد تا حدی که در یه گوشه از حیاط مینشستم و با چهره ای عبوس به یک نقطه خیره میشدم طوری که دانش آموزای دیگه من رو دست می انداختن و اذیت میکردن و من بعدا متوجه میشدم… . زندگی کردن خیلی برام سخت شده بود دیگه حتی خانواده ام رو هم نمیشناختم. تمام هنجار های جامعه و اون آموخته های که داشتم رو هم در طی این افسردگی فراموش کردم. دوران بسیار سخت و مشقت باری بود…… هر روز به خودکشی فکر میکردم و یک بار هم اقدام کردم. دیگه هیچ لذتی از زندگی نمیبردم و این لذت نبردن تا به الان ادامه پیدا کرده و فقط تظاهر به خنده یا لبخند و شادی میکنم. زمانی هم که با دیگران حرف میزنم متوجه حرف هاشون نمیشم و اون فضای ذهنی برام ایجاد نمیشه. قبل از ورود به تیزهوشان اوضاع روحی بهتری داشتم ولی بعد از ورود انگار دنیا رو سرم خراب شد. من در حال حاضر حتی از در آغوش کشیدن دیگران هیچگونه حسی ندارم و همینطور قادر به همدلی و درک دیگران نیستم. زندگی برام تیره شده و چند وقت دیگه هم که کنکوره اصلا برام اهمیتی نداره و هیچ استرسی برای هیچ چیز ندارم. ممکنه که اوتیسم داشته باشم؟؟؟
ممنونم از اینکه وقت میذارید و به پیام ها جواب میدین. سلامت و پایدار باشید
درود بر شما
ببخش که دیر پاسخ دادم
ایا درگیر با رفتار های وسواسی خاصی هستید؟
ایا ارتباط چشمی براتون دشواره؟
الان دوست خاصی دارید؟
ایا این احساسات منفی براتون به صورت دوره ای عود می کنه؟
روابطتون با خانواده چطوره؟
ایا دوستی از جنس مخالف دارید ؟ و اگر دارید احساس عاطفی شما چطور هست ؟
بله مثلا از کودکی یه تصویر انتزاعی بارها به صورت وسواس گونه در ذهنم ایجاد میشد و در بزرگسالی هم رفتار ها و افکار وسواسی زیادی به سراغم اومد و نمیتونستم کنترلشون کنم…
بله نمیتونستم ارتباط چشمی خوبی با دبیر برقرار کنم و در کودکی برخی مواقع از تماس چشمی میترسیدم
دوستی های کوتاه مدت داشتم ولی در زمان افسردگی من رو رها میکردن و دیگه کسی میلی به دوستی با من نداشت
بله عود میکرد
روابط خوبی با اون ها دارم ولی برخی مواقع به دلیل اینکه متوجه صحبت اونها نمیشدم و حرفشون رو درک نمیکردم و برخی مواقع آداب و اصول رو رعایت نمیکردم دچار بحث میشدیم ولی در این دوره پنج ساله افسردگی کاملا بی اراده شدم و دیگه با هیچ شخصی اختلاف نظر پیدا نمیکردم.
بله داشتم به صورت مجازی ولی احساس عمیقی در من صورت نمیگرفت و بیشتر سطحی بود و نمیتونستم درک کنم که یک رابطه عاطفی باید چه طور باشه و …
ایا فتار های وسواسی باعث اضطراب شما میشن یا اینکه در صورت انجام انها احساس ارامش پیدا می کتید و لذت می برید؟
اون تصاویر متحرک من رو آزار میدادن چون نمیتونستم متوقفشون کنم؛ ولی وسواس های عملی باعث لذت و کسب آرامشم میشن.
لطف می کنید در مورد تصاویر انتزاعی که در ذهنتون ایجاد می شد توضیح بدید
به عنوان مثال در کودکی درب یک اتاقی که بسته و باز میشد و یا اینکه یک شی نمیتونست در مکانی که باید قرار بگیره رو تصور میکردم و این افکار به کرات در ذهنم تکرار میشد و من نمیتونستم متوقفشون کنم.
در مورد شما دوست خوبم باید یک ارزیابی توسط یک متخصص آشنا به اختلالات خلقی جهت افسردگی انجام بشه و از طرفی برخی علائم اختلال اتیسم خفیف هم مشاهده میشه که باید بررسی کنید .الزاما اگر از شرایطی که دارید در رنج هستید پی گیر ارزیابی ها باشید و حضورا مراجعه کنید . انجام تست ADIR را به شما پیشنهاد می کنم
سلام. نمیدونم که این بلاگ هنوز فعال هست یا خیر چون بیشتر کامنت هایی که میبینم برای سال های گذشته هستند اما تلاش خودم را میکنم. من ۱۸ ساله هستم مدتی است که راجع به اختلال اوتیسم کنجکاو شدم و میخوام بدونم که آیا امکانش هست من هم مبتلا باشم؟ من چندین ساله که راجع به اختلالات روانی و عصبی علاقه نشان دادم و دائما در حال تحقیق و یادگیری هستم چون فکر میکنم ممکن هست خودم یا افرادی که میشناسم با اون ها درگیر باشیم. اما از طرفی مدتی ست که احساس بی حسی دارم و فکر میکنم مغزم داره من رو گول میزنه که باور کنم مشکلی دارم. اختلال بی اشتهایی عصبی دارم و چند ماه به روانشناس مراجعه کردم اما متوجه شدم که خارج شدن از اتاقم و ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون حتی اگر فقط مراجعه به پزشک یا کارهای ضروری باشه برام خیلی سخته و دائم جلسه هام رو کنسل میکنم. حتی صحبت با روانشناس و توضیح دادن حسی که دارم برام سخت هست و دائما احساس میکنم که دیگران متوجه منظور حرف هام نمیشن. علاقهمند هستم که هر روز بر اساس روتینم پیش برم و از خونه خارج نشم و تنها توی اتاقم بشینم و بازی های ویدیویی رو بازی کنم یا توی وب بگردم. یکی دو دوست بیشتر ندارم که از طریق مدرسه باهاشون آشنا شدم. صحبت کردن با بقیه و ارتباط برقرار کردن خیلی برام سخته و بعضی وقت ها حتی نیازی براش نمیبینم. دوران کودکی همه فکر میکردند که باهوش هستم اما از وقتی وارد دوره دبیرستان شدم نمرات مدرسه ام به شدت افت کرده و هیچ علاقه ای به تحصیل نشان ندادم. مادرم اصرار داره که من مثل پسربچه ها رفتار میکنم و باید کم کم مستقل بشم اما فکر به این که به تنهایی کار هام رو انجام بدم و بیرون برم برام عذاب آوره.
درود بر شما دوست خوبم
خیر ما همچنان فعال هستیم و احتمالا شما کامنت های اول را دیده اید که تاریخ قدیمی تری دارند
در خصوص شرایطی که شما دارید لطفا به این پرسشها پاسخ بدید
واکنش شما به تغییر در برنامه روزانه چی هیت؟
علاقه مندی هاتون بغیر از بازی کامپیوتری چی هست؟
ایا فیلمهای خاصی می بینید؟
رابطه عاطفی شما چطور هست ؟
در خانواده شما ایا بیماری وسواس یا ocd یا افسردگی وجود دارد؟
سلام. ممنونم از پاسخگوییتون.
در جواب سوال اولتون من روی برنامه روزانهام خیلی حساس هستم و حتما باید هر روزم طبق روتین باشه. اگر حتی یک مزاحمت کوچیک برام پیش بیاد یا یک کار جدید مجبور باشم انجام بدم به شدت مضطرب و پرخاشگر میشم.
به موسیقی علاقه زیادی دارم. دوست دارم سبک های مختلف گوش بدم و راجع بهشون یاد بگیرم. گاهی هم نسبت به موضوعات مختلف علاقه پیدا میکنم و تا مدت طولانی در مورد اون ها تحقیق میکنم. مثل اختلالات روانی که گفتم یا تایپ های شخصیتی و… به یادگیری زبان های خارجی هم علاقه دارم. با زبان انگلیسی تقریبا میتونم بگم آشنا هستم و دوست دارم در آینده زبان های دیگه ای هم یاد بگیرم.
در مورد فیلم و سریال بیشتر ترجیح میدم از انواعی ببینم که هیجان انگیز یا عمیق باشند اما همزمان خیلی از سبک های فانتزی و خیلی تخیلی خوشم نمیاد. گاهی دوست دارم فیلم های ترسناک تماشا کنم اما فقط در صورتی که به اندازه کافی موضوعش برام واقعی به نظر بیاد وگرنه به نظرم بی معنی میان و علاقه نشون نمیدم.
راجع به روابط عاطفی چیز زیادی ندارم که بگم چون ارتباط زیادی با دنیای بیرون ندارم. سه چهار تا رفیق دارم که معمولا آنلاین با هم ارتباط داریم و کم پیش میاد اما گاهی با یکی دوتاشون بیرون میرم. اما روابطی جز این ها ندارم.
یک خواهر بزرگتر دارم که در سنین نوجوانی تشخیص داده شد که درگیر وسواس هست و مدتی پیش روانپزشک میرفت اما چند ساله که دیگه مراجعه نمیکنه و علائمش تقریبا کمتر از قبل هستن. اما هنوز عادت های خاصی داره که همه اعضای خانواده بهش احترام میذاریم. راجع به افسردگی نمیتونم قطعی جواب بدم چون پدرم ممکنه باهاش درگیر باشه اما تا به حال به روانشناس مراجعه نکردن و وقتی هم برای این چیزها ندارن.
در پاسخ به شما دوست خوبم باید عنوان کنم که با توجه به مواردی که فرمودید احتمال کمی می دهم که شما درگیر با اختلال اتیسم باشید هرچند که برخی از علائم نزدیک به این اختلال در سنین جوانی را نشان می دهید
از نظر بنده برخی از این علام که فرمودید می تواند مربوط به مقطع سنی باشد که در ان قرار دارید و همینطور پیشنه وسواس و افسردگی.
بهترین کاری که می توانید بکنید استفاده از خدمات یک مشاور و روانشناس خوب نوجوانان و جوانان است
ممنونم از کمک شما
پاینده باشید
مطلب کاملی بود
سپاس
سلام برای اوتیسم بزرگسال مرکز نگهداری هست اگه هست میشه معرفی کنید
من بعنوان یک مادر دیگه بریدم چون پسرم اوتیسم شدید داره اما بازهم دلم میخواد در مرکزی نگهداری بشه که از صبح تا عصر باشه و مابقی پیش خودم باشه
سلام مادر مهربان
برای مراکز بالای 14 سال به بهزیستی منطقه خودتون تلفن بزنین و شماره مرکز بالای 14 سال رو بگیرید در حال حاضر برخی از استان ها مرکز 14 سال دارند مثل اصفهان تبریز کرمان و…
اتیسم خیلی دردناکه من پسر داییم اتیسم داره
در دنیا هر روز انسانهایی به دنیا میان که نیاز های متفاوتی دارند. برخی نیازهاشون بیشتره و برخی کمتر. اتیسم هم به مانند اختلالات و بیماری های دیگر شرایط نیازهای یک انسان رو متفاوت تر می کنه. مهم این هست که یک فرد دارای اتیسم اول یک انسان هست و سپس دارای ویژگی اتیسم.و البته شدت این اختلال ممکن انقدر زیاد باشه که به مانند شما بشه اون رو دردناک تعبیر کرد.
سلام
بیش فعالی بدتره
سلام من ایران نیستم و نگران پسر ۶ ساله ام هستم میتونم از طریق شما مشکلات رفتاری، خلقی و گفتاری پسرم رو بررسی کنم؟
درود بر شما
بله
لطفا در واتساپ به شماره 09022002977 پیام دهید تا شما را راهنمایی نماییم
اتیسم در بزرگسالی نشانه ای در کودکی ازش دیده نمیشه؟
بله علائم هست.و به طور قطع دیده میشه مگر اینکه به اشتباه بیش فعالی یا افسردگی و ….. تشخیص داده بشه
شکرت خدا واقعا بیماری دردناکی هست کاش درمان قطعی برای بیماران اتیسمی بود
متاسفانه جامعه ما نسبت به بیماران مبتلا به اتیسم خیلی رفتار مناسبی نداره
ممنون بابت اطلاع رسانی این مطلب
کسی که در سن ۲۵ سالگی متوجه شده اوتیسم داره باید چیکارکنه آیا راهی برای درمان وجود داره؟
سلام بله بایستی در درجه اول سطح اختلال مشخص بشه و نیاز به پشتیبانی .
سلام امبدوارم که در این سایت به جواب سوالم برسم ممنون میشم راهنماییم کنید
پسرم ۱۶ ساله است در کودکی بسیار شیطون و بیش فعال بود اما گاهی هم میشست چندین ساعت ای تلویزیون یا ساخت لگو با تمرکز ، اما در موراد دیگه از جمله درس خواندن تمرکزش پایین بود و علاقه ای به نوشتن مشق و خواندن درس نداشت ولی ریاضیش و ذهن ریاضیش خیلی خوب بود و معلماش تعریف میکردن ، من از بچگی باهاش مشکل داشتم همش دنبال روانپزشک و روانشناس و اینا بودم ، تلکم و راه رفتن و همه چیش عادی بود در بچگی هیچوقت فکر نکردم که ممکنه این بچه اتیسم داشته باشه اما الان که ۱۶ سالشه بیشتر علایم اتیسم رو درش میبینم اینکه روابط اجتناعیش ضعیفه و دوستی نداره اگرم داره معطوف به مدرسه است و خارج مدرسه خیلی کم از شاخه ای به شاخه دیگه مبپره و مثلا وارد هر چیزی میشه خیلی فرو میره در اون مسئله مثلا یه مدت فشن و مد بود یه مدت طوطی بود یه مدت سگ بود و … با ما هیچ جا دوست نداره بیاد اتاق و تختش امن ترین جاست براش باشی وقتها فکر میکردم درون گراست اما الان فکر میکنم ممکنه اتیسم هم باشه چشم تو چشم شدن براش سخته ولی با تمرین و معلم گرفتم براش بهتر شد یه مدت ولی باز برگشت من فکر میکردم با خاطر نداشتن اعتماد به نفسش باشه اما الان میگم ممکنه اتیسم باشه ، درک یه مطلب براش سخته چندبن و چند بار باید یه چیزو بگی تا بفهمه ، وسواس فکری ، عملی هم داره که دارو مصرف میکنه برادر کوچیکش رو ۲ دقیقه نمیتونم بهش بسپرم نمیتونه ۲ دقیقه بدونه اینکه دعوا کنه نگهش داره همش یه انگولکی میکنه
صبحها به سختی از خواب بیدارش میکنم اداب و معاشرت بلد نیست ، تماس فیزیکی دوست نداره مثلا بغلش کنی بوسش کنی هیچچچچچچ
دکترایی که برای وسواسش بردم این علایم رو بهشون گفتم گفتن ممکنه اتیسم باشه ولی جواب صددرصدی به من ندادن
الان کلاس دهم هست نمره هاش بسیار پایینه و تک هست دایم کارهاش رو به فردا و اینده موکول میکنه ، من واقعا خیلی خسته و نا امید شدم نمیدونم چیکار کنم
ایا افردا اتیسم ممکنه با خوردن دارو بهتر بشن یا تا اخر عمرشون این تفاوته هست ؟۹
درود بر شما
برخی علائم که شما می فرمایید به اتیسم میتونه مربوط باشه .ولی تشخیص اتیسم را نمی تونم بهتون بدهم چون فرزندتون رو ارزیابی نکردم.اما اگر فرزندتون درگیر با اتیسم بوده باشه الزاما باید مورد مداخله رفتاری قرار می گرفته است و بیشتر مشکلاتی که شما الان دارید مربوط به همین عدم دریافت خدمات است .
دارو درمانی می تونه کمک کننده باشه ولی الزاما راه حل نیست.
سلام.از توضیحات خوب شما تشکر میکنم امیدوارم هیچکس به این بیماری مبتلا نباشد.
من از حدود ده سال پیش با خواتدن مقالاتی در مورد اتیسم تا به امروز همیشه در تردید بودم که احتمالا من هم باید یک اتستیک بزرگسال باشم.
متاسفانه امروز که من بیشتر از پنجاه سال از عمرم میگذره وقتی به طول زندگی ام نگاه میکنم واقعا همیشه از نظر َشغلی هیچوقت نتوانستم بر روی مهارت و شغل مشخصی تمرکز کنم. هر چند وقت یکبار ، چیز جدیدی که اکثرا هم در مورد مسائل فنی و مهندسی بود توجه ام را جلب میکرد و پس از مدتی اون حرفه را رها میکردم و یه مدت بلا تکلیف و افسرده بودم تا باز یه چیز جدید توجه ام را جلب میکرد همانطور که شما هم نوشته اید من در حوزه تاریخ و بسیار از رشته های فنی و مهندسی اطلاعات در حد نزدیک به متخصص دارم و همینطور شاید هزاران بیت شعر را از حفظ دارم(تقریبا تمامی دیوان حافظ و گلستان سعدی و ….. از حفظ دارم) فلسفه و منطق و نیز عرفان را بشدت دوست دارم و کتابهای زیادی در این زمینه ها خوانده ام. شاید دانسته ها و میزان اطلاعات موجود در ذهن من از میانگین عمومی جامع بسیار بیشتر باشد ولی گمان نمیکنم صرفا اندازه و میزان اطلاعات موجود در ذهن افراد ملاکی برای کسب رضایت از زندگی و موفقیت باشد. من با همه انچه که از خودم(البته حقیقتا بگویم که بسیار متواضعانه بیان کردم) در سادترین چیزهای زندگی بشدت مشکل دارم . من در سن بیشتر از پنجاه سالگی هیچ شغل مشخصی ندارم همسرم از من جدا شده و فرزندم را مدتهاست ندیدم . من هر حرف دیگران را چه از روی شوخی یا از روی عصبانیت گفته باشد را بسیار جدی میگیرم. مثلا اگر همسر بخاطر عصبانیت میگفت من نمیتوانم با تو زندگی کنم من این حرفش را جدی میدانستم و بدنبال موارد قانونی برای طلاق میرفتم. دهها بار این عمل را تکرار کردم.
امروز شاید تنها یک دوست واقعی داشته باشم(حتی ان یکی هم با شک و تردید است) امروز حتی یک بیمه درمانی ساده ندارم. نه شغلی نه زنی نه فرزندی هیچ هیچ هیچ
و اگر خانواده ام(مادر و خواهر و برادر)گاهی کمکم نکنند شاید از عهده ساده ترین مسائل زندگی بر نیایم. تفاوت در بعضی حالات رفتاری ام با دیگران سبب میشود از طرف بسیاری مورد تمسخر قرار میگیرم و همیشه بین من و دیگران حسی غریبه وار وجود دارد. البته اعتراف میکنم تقریبا همه مرا بیش از اندازه مهربان میدانند. و انچه که مرا ناراحت میکند اینست که موضوع تمرکز من همیشه با همه اطرافیانم متفاوت بوده و این را در همان لحظه اصلا متوجه نبودم. شاید برای بعضی باور کردنی نباشد ولی من اصلا بیاد ندارم هیچوقت هیچ دروغی گفته باشم. اساسا نمیتوانم دروغ را درک کنم. همانطور که شما هم گفتید من هیچوقت به همسرم خیانت نکردم ولی او بمن توهینهای زیادی میکرد بحدی که دیگر نمیتوانستم تحمل کنم. الان هم مطمئن نیستم که من اتیسم دارم ولی اگر اتیسم اینه که تمام زندگی توام با زجر کشیدن است.
سلام دوست خوبم
متن شما رو خوندم و خوب متاثر کننده هست مواردی که شما فرمودید
لطف می کنید در مورد گذشته و کودکی خودتون هم مواردی رو بفرمایید تا شناخت بیشتری پیدا کنم
لطفا بفرمایید که ایا شما روزانه دارای رفتار هایی خاص هستید که نشان دهنده عادات روزانه باشه برای مثال رفتارهایی از این دست که الزاما ساعت مشخصی بیدار بشید رسم خاصی برای صبحانه یا حمام کردن داشته بشید یا حتی برای کتاب خواندن.ایا ذهن شما درگیر با موضوعاتی خاص هست که بیشتر شبانه روز به انها فکر کنید ایا تمایل به خوراکی های خاصی دارید؟
سلام و وقت به خیر .پسری ۲۷ ساله هستم .از کودکی مشکلاتی دارم که با گذر زمان تغییر شکل میدن .از وقتی که حدود ۸ ۹ ساله بودم این مشکلات شروع شدن.شاید هم زودتر ولی یادم نیست.از ۸ سالگی تقریبا مجبور بودم هر حرفی که میزدم رو بارهااا اروم زیر لب برای خودم تکرار کنم.باید جملات خاصی رو با تعداد خاصیی مکررا برای خودم زمزمه میکردم تا بتونم ذهن خودم رو اروم کنم تا مانع اتفاقای تلخی که قرار بود بیوفتن بشم .اتفاقایی که ساخته ذهنم بودن و هیچ نقشی تو انتخابشون نداشتم .جملاتی که تو ذهنم تکرار میکردم و با گذشت ۲۰ سال هنوزم تکرار میکنم به قدری مضحک و بی معنی هستند که با وجود ناشناخته بودنم برای شما از گفتنشون خجالت میکشم.تیک های عصبی و حرکت های عجیب و غریبی که با صورت و بدنم انجام میدادم برای خودم و خانوادم همیشه عجیب بودند.هیچوقت گفتار سلیس و روانی نداشتم.تقریبا تو دوران راهنمایی مشکلاتم چندین برابر شد .نمیتونستم راه برم .باید بارهاا و بارهااا عقب میرفتم و دستام و پاهامو با دیوار و وسایل میزدم تا ذهنم اجازه ادامه دادن کارامو بده .اطرافیان متوجه کارام بودن ولی هیچوقتتت هیچ کس متوجه نبود داره چی مبینه چون خودم هن متوجه نبودم .بعضی از این مشکلات کمی فقط کمی کمرنگ تر شدن ولی از بین نرفتن بعضیاشون تشدید پیدا کردند .یکی از بزرگترین مشکلاتی که بعد از بزرگسالی باهاش مواجه شدم گریه های غیر قابل کنترل بود .من نمیتونم با هیچ کس بیشتر چند دقیقه حرف بزنم .چون گریه ام میگیره .بارها و بارها وسط یه مکالمه خیلیییی عادی در مورد چیزای روزمره گریه شدیدی گرفتتم که مجبور شدم دروغ بگم که مشکل خیلی بزرگی دارمو نمیتونم توضیح بدم .تو اجتماع اونقدری منزوی نیستم که شاید فکرشو بکنید .هر روز با ادمای خیلی زیادی ارتباط دارم و ادم بیش از حد مهربونی هستم.خودم رو تو هیچ جایی از این دنیا نمیبینم .نه میتونم قبول کنم یه بیمارم نه یه ادم عادی.سالهاست هر دقیقه و هر ساعت به خودکشی فکر میکنم از طرفی به فکر ساختن یه اینده واسه خودمم .تا کی باید این افکارو تحمل کنم .چرا از اینکه اینارو اینجا به زبون میارم احساس بدی دارمو انگار دارم کاری خلاف چیزی که افکارم بهم دستور میدنو انجام میدم؟؟؟
درود دوست خوبم
مهران جان باعث افتخار هست که با ما صحبت می کنید
برخی از مواردی که شما فرمودید میتونه از علائم اختلال اتیسم عملکرد بالا باشه و از طرفی میتونه از علائم همراه با افسردگی هم باشه.دوست من الان شما شغلتون چی هست و تحصیلاتتون چی هست ؟
ارتباط شما با اعضای خانواده چطور هست ؟ ایا دوست خاصی دارید ؟ای با کسی در رابطه هستید ؟
به قدری نوشته های شما تاثیر گذار بود که من انقدر که مقاله خواندم به نتیجه ای که حالا رسیده ام نرسیدم،من عاشق کسی شده بودم که اتیسم داشت،هیچوقت من را درک نمیکرد و دست اخر مرا ترک کرد،حس میکنم مشکل از من هست چون من هیچوقت نمیخاستم که حس کند متمایز با دیگر افراد هست و من مدت هاست که تنها دوستش بودم ترکش کردم،یک سوال ازتون دارم و خواهش میکنم جواب بدید چون ماه هاست در عذاب وجدان شدید هستم و افسردگی گرفتم،من مکررا با ایشون دعوا میکردم چون اصلا مرا درک نمیکرد،روزی تشنج کرد و همه معتقد بودن که تقصیر منه،میخواهم بدانم سطح تحمل فرد چقدر است و تشنج باعث افزایش علایم اتیسم در فرد میشه یا ن،بنظرتون با توجه به اینکه انقدر ناراحتش کردم درست است که ازش فاصله بگیرم یا خیر
سلام و روزتون به خیر
داشتن رابطه با فردی که دارای اتیسم هست غیر ممکن نیست ولی پیچیده گی هایی داره که باید بهش توجه کرد
.لطفا به این سوالات پاسخ بدید
شما چه مدت با ایشان بودید ؟
ایا اطمینان داشتید که ایشان اتیسم بود؟
از رفتار های ایشان توضیح بدید؟
بحث های شما بر روی چه مواردی بود؟
ممکنه بیش فعالی باشه
سلام نه بیش فعالی در بزرگسالان ملاکهای کاملا متفاوتی از اتیسم در بزرگسالی دارد.
سلام
به نظر من باید بیشتر بررسی کنید . آیا در دوران کودکی بیقراری حرکتی نداشتید؟ تمرکز و توجهتون خوب بوده ؟ بیشتر به بیش فعالی نزدیکید تا اوتیسم . معمولا از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن مربوط به طیف بیش فعالی هست . تکانشگری و ناتمام گذاشتن هر کاری .
سلام با تشکر از زحمات شما در آگاهی بخشیدن به دیگران .
من هم اکنون توضیحاتی را در مورد خودم را در همین قسمت نوشتم و برای شما ارسال کردم ولی این پیام از طرف سایت شما میآید که توضیحات شما تکراری تشخیص داده شد و شما تا پیش از این هم در این سایت همین مطالب را نوشته اید در صورتیکه من برای اولین بار است که وارد سایت شما میشوم.و بهیچوجه این مطالب را تا کنون ننوشته ام. البته شاید دلیل این پیام طولانی بودن مطالب من بوده است. لطفا راهنمایی بفرمایید
نه دوست خوبم به دلیل حجم بالای مراجعین سایت و پیامهایی که فرستاده میشه برخی مواقع بخش امنیتی سایت ممکنه اشتباه کنه بابت این اشتباه عذر می خوام
سلام شبتون به خير
دختري ٢١ ساله هستم با تشخيص ADD و سايكلوتايمي همراه با اضطراب زياد ، سابقه ي سو مصرف مواد ( گل و ريتالين ) كه سه سال است تحت درمانم و تا الان بهبود چشمگيري داشتم.در اول پروسه ي روانكاوي نميتونستم حرف بزنم درست توصيف كنم چه حسي دارم و بيشتر مواقع احساسم رو با يه مثال يا استعاره توضييح ميدادم
هيچ وقت علايق روconsistent دنبال نكردم ، مامانم ميگه كه سه ساله كه بودم براي پوشيدن لباسي كه هميشه ميپوشيدم لجبازي ميكردم – مكان هاي شلوغ خفه كننده بود – مكان هاي بزرگ ترسناك – از خشونت ترس دارم و قفل ميكنم – هميشه حس كردم معلم ها و مربي ها به من به چشم يك بچه غير عادي نگاه ميكنن ، هميشه در موقعيت هاي اجتماعي انرژي زيادي از من ميره كه خودمم تعجب ميكنم ، به موضوع هاي مد و رنگ ، علاقه دارم و از اينكه حالات و ميميك صورت افراد رو حدس بزنم برايم نوعي سرگرمي است ، در مواقعي توسط كتاب و فيلم هاي خاصي فوق العاده متاثر ميشم و از ان لحظه به بعد زندگي دچار تحولي ميشود ( subtle) كه برام عجيبه و فكر ميكنم تلقين ميكنم يا دوست دارم در دنياي فانتزي زندگي كنم تا داستان برايم جالب بشه، در خيلي مواقع از اينكه ادماي اطرافم كه ميتواند حتي ادمي كه در خيابان از جلوش گذشتم باشه چه فكري درموردم دارند ديوانه ميشوم و احساس پارانويد بودن رو دارم – زبان ياد گرفتن رو دوست دارم مدت هاي طولاني ميتونم انجامش بدم – در درس هاي رياضي و اين شاخه ضعيفم اما فكر ميكنم به خاطر خاطرات منفي در كودكي يا اعتماد به نفس كم باعث اين شده – از دوران بچگي ام خاطره ي خوبي را چندان به ياد نمي اورم و يك حالتي كه انگار من يك ناظرم ، خانواده ام انسان هاي نرمال كه به دخترشون زندگي نرمال دادن اما من با اون ها اونطور كه بايد احساس پدري و مادري رو ندارم ، باز هم فكر ميكنم يا ميكردم به خاطر تراما يا موضوعات خردسالي است ، اين مورد اخر كه با دنياي بيرون يك ارتباط رونده و روان ندارم و نگران و مضطربم اين جمله را يك سال پيش به دوستي گفتم كه انگار انسان هاي اطراف هر چقدر همجنس همنوع هم روح باشن ولي ‘ديگري’ ان كه انگار توسط يه ديوار نامرئي از من جدان ، و الان سه سال از روند روانكاوي دارو درماني و مدتي هم نوروتراپي من ميگذرد و من به انسان نسبتا مستقل تبديل شدم اما نتونستم اين چيز عجيب دنياي بيرونمو ماهيتشو تشخيص بدم همه و همه ي اينارو به احساسات شكل گرفته در خردساليم نسبت داده ام ، اما تنها چيزي كه من رو مشكوك ميكنه اينه كه پزشك معالج من تا مدت طولاني موضوع اختلالات من رو با من مطرح نكرد و من فوق العاده تعجب كردم و تا حدي بي اعتماد ، اما نميتونستم براي خودم تعريف كنم ، و الان موندم واقعا موندم و شما اصفهانيد و من تهرانم و اين تست ايا مجازي انجام نميشه ؟
خيلي طولانيه انتظار ندارم بخونيد و لي شانسمو امتحان ميكنم :)))
سلام و صبح روز جمعه تون بخیر
من تمام پیامها رو کامل می خونم و فرقی نمی کنه اصفهان باشن تهران باشن تورنتو باشن یا کوالالامپور.اگر بتونیم به همزبانان خودمون و همیهنانمون کمک کنیم خوشحال میشیم.این تست رو نمیشه مجازی انجام داد چون بیش از س تا 4 ساعت طول می کشه اجراش و خیلی زمان بر هست.اما لطف می کنید بفرماید الان شما چند نفر دوست دارید و ارتباط شما با انها چطور هست.
ایا رفتار های عادتی خاصی در طول روز دارید که الزاما بخواهید انها رو انجام بدید؟ایا دائما در ذهنتون موضوعات خاصی رو مروز می کنید و اگر یک فغیلم یا مجموعه ای رو دیده باشید می خواهید در مورد انها حرف بزنید و در ذهنتون انها را مرور کنید؟ایا از محیط های جمعی دور میشید و دوست دارید تنها باشید؟در مورد کودکی تون بیشتر بفرمایید
سلام سلام ممنونم واقعا🐼
خيلي پيش مياد تقريبا هر هفته يك موضوع خاصي يك رويارويي نگاه يا حرف يا حركت خاصي تو مغزم خيلي خيلي برجسته جلوه ميكنه و من تماما دارم به اون مسئله فكر ميكنم ، دوست ؟ رفاقت كوتاه مدت داشتم – و الان با يك نفر در ارتباطم كه اون هم با يه فاصله ي خاصيه اما معلوم نيست اما يه حسيه كه هست .روابط انساني برام يكم عجيب غريبه . بيشتر اوقات تنهام ، و هميشه قاصر بودم توضييح بدم دقيقا چرا توي مهماني ها هميشه يه مرحله اي هست كه بگم من الان نبايد اينجا باشم و خيلي جاها يه جاي دنج رو پيدا ميكنم تو خيابون ترجيح ميدم موزيك باشه تو گوشم ، مترو سوار نميشم ، وقتي يكي يه تجربه ي تلخ حرف ميزنه احساس همدردي يا همدلي رو نميتونم داشته باشم و ميخندم انگار يه مكانيزم دفاعيه ، ساده ام شايد زيادي ساده باعث شده بهم اسيب بزنه – ايده ال گرام ، و و و
اما از بين اينها يه چيز از همه برام برجسته تره كه واقعا در زندگي بقيه نديدم فلج شدن از فكر و حدس و فرض خيلي obsessed وار مغزمه ، و احساس شك و نا امني لاينتهي كه باهاش مياد ، و خب من سه روزه دارم به صورت ممتد درمورد اوتيسم ميخونم كه چي و چي ، و خب فكر ميكنم كه به خاطر تشابه زياد علائم اختلالات با هم ديگه من دارم تلقين وار فك ميكنم و ميخوام اوتيسم رو بهانه اي براي توجيه مسائل تلخ و ناملموس گذشته و چالش هاي زندگي فعليم بدونم چون نپذيرفتم تو مرحله انكارم ،
اين رو يادم رفت : از دوستم پرسيدم ديشب كه ايا من درمورد موضوع هاي ثابت مكرر حرف ميزنم و يا توضييح خيلي زياد براي القاي معنا به طرفم رو ميدم ؟ جواب هر دو بله بود
چيزي ديگر مغز من به شدت به رنگ حساسه و من استفاده از رنگ هاي متضاد تو لباسام رو دارم و خيلي جاها خيلي نامربوط به يك مكان لباس ميپوشم كه خيلي تو چشمه ، وقتي ميام خونه ام مدام دارم به نگاه و ميميك صورت بقيه فك ميكنم كه چي فكر كردن
یه رفتار دارم هر روز باید باید تو خونه که بیدار میشم بعد صبحونه سیگار و قهومو داشته باشم و اگر یکی زنگ بزنه یا چیزی که باعث بشه سیگار رو من نصفه بکشم ، یه حالت ناامیدی عجیب بهم دست میده انگار که اینطور شدنش خیلی چیز بزرگیه ، قدیما بدتر بود
هر روز با هدفون اهنگ گوش میگنم و به یه چیز که ثابته فک میکنم ، خیلی زیاد خودمو تو ایینه ورانداز میکنم خیلی خیلی زیاد ،
راهبری دیدگاهها