نظریه های اتیسم :مغز مردانه نامتعادل(EBM)

چکیده:

نظریه مغز مردانه نا متعادل(یا مغز شدیداً مردانه) یکی از جالب ترین نظریه های اتیسم (اوتیسم)است که پروفسور بارون کوهن استاد دانشگاه کمبریج با بهره گیری از دستاورد های علم پزشکی آن را ارائه نموده است او معتقد بر این است که مغز مردانه نامتعادل در اثر قرار گرفتن جنین در معرض میزان بالای تستوسترون به وجود می آید.افزایش تستوسترون جنین بر ریخت شناسی مغز جنین تاثیر گذارده و منجر به افزایش دیمورفیسم در مناطق مختلف مغز می گردد.


201397/11
نظریه های اتیسم :مغز مردانه نامتعادل(EBM)
مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اُتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
بارون کوهن در
نظریه سیستم سازی و همدلی به این نکته اشاره می کند که فرد مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم) الگوهای منظم و سیستماتیکی را از گستره ای از داده ها به وجود می آورد.از این الگوهای منظم قوانین و قواعد حاکم بر سیستم ها به دست می آید.نتیجه نهایی این سیستم سازی این امکان را مهیا می کند که بر اساس اطلاعات ورودی می توان پیشبینی نمود که خروجی این سیستم چگونه است . کوهن عنوان می کند بررسی یادداشتهای نیوتن در مورد موقعیت سیارات و دیگر یافته ها از این دانشمند که گویای استفاده از سیستم سازی اوست باعث گردیده که به این فرضیه فکر کنیم که او مبتلا به اختلال اسپرگر بوده است.البته این استفاده از سیستم سازی در سطوح بالا در میان نوابغی مانند انشتین و نیکولا تسلا نیز قابل مشاهده بوده است.(البته عنوان می گردد که افراد نابغه اتیستیک با توانایی سیستمایزکردن بالا حاصل ازدواج پدر و مادرانی با توانایی سیستمایز بالاست و ژنتیک را در آن موثر می دانند و همینطور عنوان می گردد که این جنین ها در معرض سطوح بالایی از تستوسترون در دوران جنینی اند)کوهن همچنین عنوان می کند که تفاوت سیستم سازی در افراد مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) در این است که اکثر افراد اتیستیک از فاز اول سیستم سازی یعنی جمع اوری اطلاعات گذر نمی کنند و به سطح دوم یعنی استخراج از اطلاعات نمی رسند به همین خاطر است که یکی از آنها ایساک نیوتن می گردد چرا که وی توانسته از آن انباشت اطلاعات داده مهمی را استخراج کند.و شاید به همین دلیل است که مردان بیشتر مهندس و ریاضی دان اند تا زنان چراکه مردان بیشتر سیستم سازی می کنند(البته این نظریه معرف این خطا نیست که نوابغ بیشتر مرد هستند).
در اثبات تئوری مغز مردانه نامتعادل و برای بررسی اینکه ایا ارتباطی میان سطح بالای تستوسترون جنین در دوران بارداری و صفات طیف اتیسم (اوتیسم) در کودکان وجود دارد پژوهشگران اقدام به تحقیقی با بیش از 200 مادر که مایع امینوتیک انها آزمایش شده بود نمودند و پرسشنامه هایی مربوط به رفتار فرزندان از جمله رفتار های کلیشه ای و زبان که مربوط به کودکان مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) است را در اختیار این مادران قرار دادند تا آنها را تکمیل کنند. این پژوهشگران دریافتند که جنین هایی که در معرض سطوح بالای تستوسترون در دوران بارداری قرار داشتند به نسبت علائم بیشتری از طیف اتیسم (اوتیسم) را نشان می دادند.
بارون کوهن در یکی از مقالات خود، اثر تستوسترون در دوران بارداری در تعیین جنس مذکر را مورد بررسی قرار می دهد و در تایید نظریه EBM عنوان می کند که سطح بالای تستوسترون قبل از زایمان و صفات طیف اتیسم (اوتیسم) در هر دو جنس پس از تولد قابل مشاهده است به خصوص اینکه افزایش این هورمون مردانه ارتباط مستقیمی با
کاهش ارتباط چشمی دارد.
در ادامه نظریه های ارائه داده شده در هفته های گذشته ، جدا از شواهد SQو EQ شواهد دیگری نیز وجود دارد که از نظریه EBM پشتیبانی می کند. در تست های همدلی و در تست FAUX PAS  دختران سریعتر از پسران عمل می کنند و کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم (اوتیسم) از پسران هم کند تر عمل می کنند. در آزمون خواندن چشم هم که توسط بارون کوهن و همکاران در 1997 انجام گرفته به طور متوسط زنان امتیاز بالاتری نسبت به مردان اوردند و افراد مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) حتی از مردان هم نمرات پایینتری گرفتند. در میان تستهای توجه به جزئیات تست تصاویر جاسازی شده که توسط بارون کوهن و جولیف انجام گرفته و آزمون شونده ها می بایستی شکل مورد نظر را در کمترین زمان پیدا کنند نیز به طور متوسط مردان بهتر از زنان عملکرد داشند و افراد مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) از مردان هم بهتر عمل نمودند.
اخیرا تئوری مغز مردانه نامتعادل در زمینه نورولوژی نیزگسترش یافته و در این زمینه برخی یافته های جالب در حال ظهور اند بر این اساس مشخص گردیده که برخی
مناطق مغزی در مردان و در افراد مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) کوچکتر از زنان است و نقص در عملکرد این مناطق می تواند توضیح دهنده برخی اختلالات در افراد اتیستیک باشد. برای مثال سینگولیت  قدامی (که یکی از اجزای کورتیکال پردازش کننده درد است و در کوتاه مدت جنبه حسی درد و در دراز مدت جنبه عاطفی آن را پردازش می کند) سوپریور تمپورال گیروس (در قشر شنوایی کورتکس قرار دارد و مسئول پردازش صدا ها است.از قسمتهای مهم این ساختار ورنیکه است که در سمت چپ مغز قرار دارد و به صورت عمده درگیر در درک زبان است وهمچنین به عنوان ساختاری برای عوامل اجتماعی عمل می کند).قشر جلوی پیشانی(قشری است که رفتار را بر اساس قضاوت و پیش بینی کنترل می کند) و تالاموس ( ساختاری مهم در سیستم لیمبیک است که عملکرد رله کردن سیگنال های حسی و حرکتی به قشر مخ و تنظیم کردن هشیاری ،خواب و گوش بزنگ بودن را به عهده دارد).افرادی که مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) هستند حتی نسبت به مردان هم در موارد ذکر شده در بالا مناطق کوچکتری دارند.در مقابل مناطقی است که در مردان و افراد اتیستیک بزرگتر از زنان است بطور نمونه امیگدال(عملکرد واکنشهای هیجانی مانند ترس یا خشم و حافظه هیجانی را به عهده دارد)مخچه(که مسئولیت هماهنگی حرکات ارادی بدن و تعادل را به عهده دارد) و همچنین وزن مغز، اندازه آن و دور سر در مردان بزرگتر است.البته همه مطالعات از تئوری وزن سر یا اندازه دور سر حمایت نمی کنند. همچنین در مغز مردان ماده سفید بیشتری به نسبت زنان وجود دارد که منجر به اتصالات بیشتر در دو نیمکره می گردد و این شرایط در مغز افراد مبتلا طیف اتیسم (اوتیسم) نیز دیده می شود.
کوهن عنوان می کند که استفاده از تئوری های شناختی در مورد آموزش کودکان مبتلا به طیف اتیسم (اوتیسم) می تواند ذاتا جذاب باشد در صورتی که سایر روشهای آموزشی مانند
aba به شدت بر پاداشهای خارجی برای ایجاد انگیزه در کودک نیازمند است و شاید این شیوه به نحوی به کودک و به حریم انسانی او تجاوز می کند (هرچند که بارون کوهن عنوان می کند که این روش برای برخی والدین و درمانگران و اموزگاران بسیار ارزشمند است)
برای مثال بارون کوهن لگو درمانی را برای کودکان مبتلا طیف اتیسم (اوتیسم) پیشنهاد می کند که یک پروژه آموزشی دانشگاه کمبریج است و تحت نظارت دکتر کوهن.در لگو درمانی 3 گروه از کودکان با هم در تعامل و بازی اند( نه به صورت انفرادی بلکه به صورت گروهی) این شیوه درمانی یک کودک اجر (لگو) را در اختیار دارد،یک کودک دیگر طراح است و کودک دیگر سازنده است.در این شیوه آموزشی کودکان هیچ تقویت خارجی نیاز ندارند بلکه آنها ذاتا از خود فعالیت تقویت کننده را دریافت می کنند . در این روش به جای اینکه انتظار داشته باشیم کودک به دنیای ما بپیوندد ما محیط را برای سازگاری و تطبیق وی آماده می کنیم.مشابه این روش می توان از بورد های مونتسوری بهره گرفت زیرا در کار با این بورد ها هم کودک تقویت کننده را از خود فعالیت دریافت می کند.
به طور خلاصه تئوری EBM نسبتا جدید است و ممکن است برای درک اینکه چرا اتیسم در مردان بیشتر از زنان است، اهمیت داشته باشد که البته این امر نیاز به بررسی بیشتری دارد.این تئوری نتنها گسترش دهنده ESاست بلکه می تواند تفسیر کننده نقایص ارتباط اجتماعی و همینطور
رفتارهای تکراری، جزایر هوش و استعداد های درخشان باشد.
این ایده که افراد مبتلا طیف اتیسم (اوتیسم) دارای مغز مردانه نامتعادل اند و سطح بالای تستوسترون موجب آن می گردد تئوری جذابی را ایجاد می کند و همچنین این نظریه چهارچوبی در مورد تفکر فرد اتیستیک از طریق سیستم سازی ارائه می کند و همچنین توضیح می دهد که چرا در طیف اتیسم (اوتیسم) مردان بیشتر از زنان اند.در پی این یافته بارون کوهن و همکارانش در انستیتو تحقیقاتی اتیسم (اوتیسم)به دنبال این فرضیه ها هستند که ایا سطح بالای تستوسترون جنین با تشخیص واقعی اتیسم (اوتیسم)در ارتباط است یا خیر؟.و اینکه سطح تستوسترون بعد از تولد با پیش از تولد در ارتباط است یا نه؟و چه ارتباطی با اتیسم (اوتیسم)دارد؟و چه زمانی باید تستوسترون را اندازه گیری کرد؟تمام این سوالات ما را به این واقعیت رهنمون می کند که آیا هورمون خاصی در طیف اتیسم (اوتیسم)تاثیر دارد تا بتوان از این طریق به درمانهای جدیدی در مورد اتیسم دست یافت؟
 (استفاده از کلیه مطالب این وبسایت بدون اجازه و ذکر نام ممنوع است)

مطالب مرتبط