نظریه های اتیسم ( اوتیسم ): تئوری ذهن

چکیده:

نظریه های گوناگونی تاکنون برای مشکلات اجتماعی ارتباطی اتیسم (اوتیسم)مطرح گردیده که از این میان میتوان به نظریه ذهن اشاره نمود.این نظریه می تواند مبین علل مشکلات کودکان اتیستیک در زمینه ارتباط با همسالان و بزرگسالان و همینطور واکنش مناسب در محیط های خانواده و گروه باشد.


231397/10
نظریه های اتیسم ( اوتیسم ): تئوری ذهن
  مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اُتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
دانشمندان نظریه پرداز ،روانشناسان، روانپزشکان و متخصصین طیف اتیسم ( اوتیسم ) سعی می کنند اختلالات روانی را که مبتنی بر علائم رفتاری است و در افراد مبتلا به اتیسم ( اوتیسم ) مشاهده می شود را تحلیل و توصیف کنند. بر این اساس نظریه های گوناگونی ارائه گردیده تا بیانگر و روشنگر شرایط اختلال طیف اتیسم ( اوتیسم ) و آنچه بر فرد اتیستیک می گذرد باشد. برخی آنها را نظریه های شناختی اتیسم و برخی تنها آنها را نظریه های اتیسم می نامند.
شناخته شده ترین نظریه ها در این زمینه عبارتند از:

نظریه ذهن
نظریه اختلال اجرایی
نظریه ضعف هماهنگی مرکزی
نظریه همدلی و سیستم سازی
نظریه مغز مردانه نامتعادل

که این نظریه ها در 3 مقاله حضور شما ارائه می گردد.

تئوری نخست: تئوری ذهن
تئوری ذهن توسط سایمون بارون کوهن،الن لسلی و یوتا فریت در سال 1985 برای کودکان مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) مطرح گردید(این اصطلاح پیش از این در سال 1978 توسط پریماک و وودراف مورد استفاده قرار گرفته است) و تئوری توضیحی معیار اولDSM-5 است که نشان دهنده کمبود های پایدار در ارتباطات و تعاملات اجتماعی افراد مبتلا به اتیسم ( اوتیسم ) در زمینه های مختلف است(برای اطلاعات بیشتر می توانید مقاله
اتیسم ( اوتیسم )در DSM-V را در همین وبسایت مطالعه نمایید). تئوری ذهن توانایی افراد دارای تیپیک عادی (افراد فاقد اختلال) در مورد بیان نمودن حالات ذهنی افراد دیگر است.این توانایی در سالهای نخست زندگی کودکان نمود می یابد ودر حدود 4 تا 5 سالگی ایجاد می گردد. به لطف این توانایی ما نشانه های اجتماعی را بررسی می کنیم و به صورت اجتماعی رشد می یابیم.افراد مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) درجات متفاوتی از اختلال در تئوری ذهن را تجربه می کنند و به همین دلیل لازم است که آن را اصلاح و تقویت کنیم.این توانایی ذهنی نتنها  پیش بینی  هدف های رفتاری (درک آنچه دیگران فکر می کنند و یا دیگران می خواهند انجام دهند) را انجام می دهد بلکه شامل حالتهای ذهنی ژرف مانند فکر کردن،باور کردن،شناختن،رویا پردازی کردن و غیره .. نیز می گردد.با این توانایی ما می توانیم رفتارهای اجتماعی دیگران را توصیف و پیش بینی کنیم.
توانایی برای دانستن حالات ذهنی دیگران مستلزم :
1-توانایی داشتن باور بر عقاید دیگران و این به معنی توانایی خواندن ذهن دیگران ،و دانستن و پیش بینی آن چیزی است که فکر می کنند
2-توانایی انجام یا پیش بینی عملکردی باور ها . این بدین معنی است که چرا فرد دیگری دارای عقیده ای خاص است
3-نیاز به مهارتهای معین که بطورطبیعی در کودکان عادی وجود دارد ازجمله:نمونه تصویر آزمون خواندن چشم
  • خواندن چشم دیگران: یک کودک غیر اتیستیک می تواند در 9 سالگی با نگاه به چشمان افراد یا تصویر چشمها در ازمون بارون کوهن به احساسات فرد پی برد ولی در افراد اتیستیک یا این امر اتفاق نمی افتد یا بسیار بسیار با تاخیر است.آزمون ذهن خوانی از روی چشم توسط بارون کوهن در سال 1995 ساخته شد و دارای فرمت بزرگسالان و کودکان می باشد در این ازمون هر تصویر به مدت چند ثانیه برای کودک به نمایش گذاشته میشود(این ازمون میتواند برروی کاغذ یا مانیتور اجرا گردد) و کودک میتواند از میان گزینه هایی که حالت چشم را توصیف میکند درست ترین و نزدیک ترین حالت را انتخاب کند.
  • توجه مشترک: در این مهارت کودک به برخی محرکها که فرد دیگری نیز به آن توجه دارد ،توجه و نگاه می کند. توجه مشترک چیزی است که کودکان به طور معمول در 14 ماهگی از آن برخوردارند ولی کودکان مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) اغلب درنشان دادن این مهارت دچار مشکل اند.توجه مشترک یکی از اصطلاحات بنیادین در امر آموزش کودک اتیستیک است و درمانگران در مراحل ابتدایی آموزش و درمان خود بر آن متمرکز می گردند.نکته مثبت این مهارت در این است که آن را می توان آموزش و ارتقاء داد. این مهارتی است که پیش از مهارت تقلید می بایستی وجود داشته باشد و یا ایجاد گردد ولی متاسفانه برخی از درمانگران(که حتی شناخته شده در درمان کودکان اتیستیک نیز هستند) از این مهم بی اطلاع اند و در همان مقطع اولیه درمان و آموزش کودک مبتلا به اتیسم ( اوتیسم ) به آموزش تقلید می پردازند!!
  • شناخت و همدلی عاطفی:این مهارت به توانایی قرار دادن خود به جای دیگری اشاره دارد که در حدود 2 سالگی نمایان می گردد.کودکان مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم )در آزمایشات و پژوهشهای بارون کوهن نتایج ضعیفی در همدلی عاطفی به دست آورده اند و این نکته میتواند یکی از علل نقص این کودکان در تئوری ذهن باشد.
  • بازی وانمودی:کودکان غیر اتیستیک تا 24 ماهگی در بازی های وانمودی مشارکت می کنند و با مهارت ذهنی خود می دانند که فردی که بازی وانمودی می کند فقط در حال وانمود کردن است اما کودکان مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) کمتر بازی های وانمودی را انجام می دهندو در ان موفق اند .
  • باور کاذب:کودکان اتیستیک در 3 سالگی نمی توانند در آزمون باور کاذب موفق باشند. فریت می گوید فریب و حیله توسط کودک 4 ساله به راحتی قابل درک است ولی کودک مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) بر این باور است که همه حقیقت را می گویند و باور دروغ و نیرنگ برای انها سخت است و غیر قابل درک.
  • تحریک احساسات و هیجانات دیگران: یک کودک 9 ساله غیر اتیستیک می تواند با رفتار خود احساسات دیگران را تحریک کند اما افراد مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) با IQ بالا می توانند با 3 سال تاخیر این توانایی را به دست آورند.
  • جابجایی: جابجایی در یک زمینه ذهنی برای یک فرد مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم ) بسیار دشوار است زیرا فرد عادی می تواند از اطلاعاتی که روشن و صریح نیز نیستند هم استنباط داشته باشد اما فرد اتیستیک این توانایی را ندارد.برای اینکه افراد مبتلا به اتیسم ( اوتیسم ) رفتار های اجتماعی را درک کنند می بایستی این رفتارها به اجزاء کوچکتر و روشنتری تجزیه گردند تا برای این افراد قابل یادگیری ودرک باشند.
برای ارزیابی این مهارت ذهنی دو تکلیف را می توان انجام داد باور غلط نخستین که با تکلیف سالی و انه که توسط وایمر و پرنرطراحی گردیده و باور غلط دومین مانند تکلیف روز تولد که توسط سالیوان و کول طراحی گردیده است. در اثر نبود تئوری ذهن کودک مبتلا به طیف اتیسم ( اوتیسم )رفتارهای دیگران را غیر قابل پیش بینی ،ترسناک و گیج کننده می داند.


     
 (استفاده از کلیه مطالب این وبسایت بدون اجازه و ذکر نام ممنوع است)

 

مطالب مرتبط