رابطه اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) با هوش،نبوغ،استعداد وتوانایی های خاص

چکیده:

اتیسم(اوتیسم) اختلالی خاص است و فرد دارنده آن نیز ممکن است انسانی خاص با هوش توانایی و نبوغی خاص باشد.این خاص بودن می تواند در موارد گوناگونی متبلور گردد.افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) برخی در موسیقی، برخی در ریاضیات، برخی در فیزیک، برخی در ادبیات، و .... علوم و مهارتهای شناخته شده و یا شناخته نشده ای مانند علوم تغذیه و یا حتی درودگری، میتوانند توانایی های حیرت انگیزی از خود نشان دهند که به جرات می توان اذعان نمود که در افراد عادی این امر مشاهده نمی گردد. نمونه این توانایی های خاص را در کودی لی پسر اتیستیک نابینایی مشاهده می کنیم که توانسته چشمها را به خود خیره کند هرچند که او ممکن است او تنها فردی خاص با توانایی هایی خاص باشد و نه لزوما فردی باهوش با توانایی های شناختی حیرت انگیز.


241398/7
رابطه اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) با هوش،نبوغ،استعداد وتوانایی های خاص
مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اُتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
بدخلقی های کودکان دارای
اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) برخی مواقع تعجب آور و کلافه کننده است اما چگونه چنین کودک خردسالی می تواند انواع استعداد های موسیقی و یا ریاضی را از خود نشان دهند که اغلب بزرگسالان بدون سالها تمرین هرگز نمی توانند به آن دست یابند و هرگز بر آن مسلط نمی گردند. اینطور می توان عنوان نمود که افراد با نبوغ متولد می گردند و قطعا یک کودک 6 ساله نمی تواند با تمرین و تکرار تبدیل به یک نابغه موسیقی مانند موتسارت گردد.
بر اساس مقاله ای چاپ شده در
TIME HEALTH  و به قلم مایا سزالایتز در مطالعه ای جدید هشت جوان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) و نابغه، ریشه های نبوغ آنها مورد بررسی قرار گرفت.این افراد تا سن 10 سالگی همگی به سطح حرفه ای در حیطه فعالیتهای خود دست یافتند که بیشتر این توانایی ها در زمینه موسیقی بود.یک نفر از انها تاکنون توانسته در ریاضیات رشته جدیدی ایجاد نماید و در 13 سالگی مقاله ای برای انتشار در مجله ریاضی(mathematics journal) فرستاده است. یک نفر دیگر این جوانان در زمینه هنر های تجسمی فعال بوده است و اکنون کارهای او در گالری های معتبر جهان ارائه می گردد و دیگری در زمینه غذا توانسته به تخصص برسد و مقالاتی مانند علم اماده سازی غذا و چرا مایونز سفت می شود را نوشته است.او در 10 سالگی به غذا علاقه مند گردیده و در 11 سالگی اولین مهمانی حرفه ای غذای خود را برگذار کرده است.
همه این هشت نفرنابغه داستانهایی از توانایی های حیرت انگیز در گذشته خود داشتند،آنها پیش از یک سالگی و در ماههای ابتدایی زندگی می توانسته اند حرف بزنند و توانایی خواندن را پیداکنند.در سنین بالاتر و در حالی که هنوز در پیش دبستانی تحصیل می کردند چند نفر از این کودکان که دارای استعداد موسیقی بودند در صورتی که یک موسیقی پیچیده را حتی یک بار هم می شنیدند می توانستند آن را بازسازی کنند. تعدادی از این کودکان پیش از 10 سالگی تورهای بین المللی داشتند و در مراکزی مانند لینکلن و یا کارنگی اجرا می نمودند. در زمان اجرای این مطالعه 6 نفر از انها هنوز کودک بودند و دونفر دیگر در سن 19 و 32 سالگی قرار داشتند.
در این مطالعه مشخص گردید که چند ویژگی اصلی در این هشت فرد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) وجود دارد:

نخست) اینکه همه آنها دارای حافظه فعال استثنایی اند یعنی سیستمی که اطلاعات را در ذهن فعال نگه می دارد و آنها را برای پردازش بیشتر در دسترس مغز نگه می دارد.در افراد عادی ظرفیت حافظه فعال یا کاری محدود است برای مثال برای اعداد اکثر افراد می توانند به طور متوسط 7 عدد را در ذهن نگه دارند.به همین خاطر بیشتر شماره های تلفن تقریبا 7 رقمی است.اما افراد نابغه می توانند چیزهای بیشتری را در ذهن نگه دارند و نتنها می توانند موارد بیشتری را در ذهن نگه دارند و به خاطر سپارند ، بلکه می توانند آنها را دست کاری کرده و محاسباتی را انجام دهند که ممکن است شما یا من در انجام دادن انها با مداد و کاغذ هم مشکل داشته باشیم.حافظه فعال یا کاری فقط توانایی به خاطر سپردن ردیف طولانی از اعداد نیست این توانایی برای نگه داشتن و پردازش مقادیری اطلاعات چه کلامی و چه غیر کلامی است مانند حفظ کردن یک موسیقی و باز نویسی مجدد آن در ذهن شما.تمام این هشت نفر در هنگام این مطالعه بر اساس معیارهای حافظه کاری در صدک 99 قرار داشتند در صورتی که بیشترین درصد آن در صدک 9/99 است.
دوم )با کمال شگفتی این مطالعه نشان داد که همه نوابغ دارای ضریب هوشی بالایی نیستند. در حقیقت برخی از این افراد دارای هوش متوسط به بالایی بودند و حتی یک نفر از آنها هم دارای بهره هوشی 108 بود.
سوم)نکته قابل توجه دیگری که وجود داشت، توجه شدید به جزئیات است که از ویژگی های افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) است.این افراد نسبت به افراد دارای سندروم آسپرگر که در سطح بندی اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) اکنون به عنوان اتیسم(اوتیسم) سطح یک شناخته می گردد و به صورت غیر رسمی به آن اتیسم(اوتیسم) عملکرد بالا می گویند دارای عملکرد بالاتری در توجه به جزئیات بودند.
تنها سه نفر از این هشت نفر فرد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) سابقه ای دیگر از اتیسم(اوتیسم) در خانواده هایشان نبود.برای نمونه یکنفر از این کودکان که سابقه ای از اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) در خانواده خود ندارد، اولین کلمه های خود را در 3 ماهگی بیان نموده،در 18 ماهگی کلام او قطع گردیده و دیگر صحبت نکرده و مجددا در دو و نیم سالگی شروع به صحبت کردن نموده است و در 3 سالگی نیز دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) تشخیص داده شد.چهار نفر از این هشت نفر که خانواده هایشان مورد مطالعه قرار گرفتند 
اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) در بستگان درجه یک و یا درجه دو انها مشاهده شده است.
هنگامی که نخستین بار آسپرگر در سال 1944 توسط هانس آسپرگر اتریشی توصیف گردید و او به دلیل واژگان فوق العاده و مهارت زودرس، آنها را پروفسور های کوچک نامید چراکه انها تمایل داشتند که برای دیگران سخنرانی کنند بدون اینکه از خستگی خود آگاه باشند. هانس آسپرگر مهارتهای اجتماعی ضعیف و علایق وسواسی را از شرایط توصیفی این اختلال عنوان نمود.
علی رغم شباهتهای واضح تحقیقات بسیار کمی بر روی ارتباط میان اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) و نبوغ صورت گرفته است. مطالعه ای در سال 2007 صورت گرفت که در آن خویشاوندان نزدیک نوابغ را مورد بررسی قرار داده است و در این پژوهش مشخص گردیده که این خویشاوندان صفاتی از اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) را ازجمله مشکل در مهارتهای ارتباطی ،مشکل در جلب توجه و توجه شدید به جزئیات را از خود نشان می داده اند.در این مطالعه مطرح می گردد که این کودکان ممکن است ویژگی های ژنتیکی یا مهارتهای آموخته شده ای داشته که به آنها این امکان را می دهد که تمرکز بالایی بر روی جزئیات داشته باشند بدون اینکه عدم وجود مهارتهای دیگر بر این توانایی آنها تاثیر داشته باشد.یافته های این پژوهش با تئوری جهانی اتیسم مطابقت دارد این تئوری عنوان می کند که چگونه اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) به وجود می آید. این تئوری معتقد است که الگوهای خاصی از مدارهای مغزی باعث بروز علائم اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) می گردد از جمله اتصال بیش از حد در مناطقی از مغز که باعت افزایش توجه و ادراک می گردد و کاهش اتصالات در بین مناطق مجزای مغز که می تواند منجر به نوعی اضافه بار در سیستم مغز گردد.هم در مطالعات انجام شده بر روی حیوانات و هم انسانها این نوع سیم کشی(سیستم نورونی) مغزی با تقویت حافظه و از طرفی نیز با افزایش ترس و بیش تحریکی حسی همراه است که مورد اولی معمولا موجب عملکرد خوب و بهینه و موارد دوم و سوم موجب اختلال در عملکرد فرد می گردند. این نظریه معتقد بر این است که همه افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) پتانسیل استعداد های استثنایی و همچنین نقایص اجتماعی را به همراه دارند و این مشکلات اجتماعی از تلاشهای ناسازگارانه و بد عملکردی  فرد دارای اتیسم (کناره گیری اجتماعی،
عدم ارتباط چشمی و رفتارهای تکراری)همگی برای روبرویی با حسها و حافظه تشدید شده ناشی می گردد.
ممکن است که سیستم عصبی در مغز افراد نابغه شباهت فراوانی با
مغز یک فرد دارای اختلال اتیسم(اوتیسم) داشته باشد البته بدون کاهش اتصالات در مسافتهای طولانی تر مغز و یا اینکه ممکن است مغز آنها درست مانند یک کودک دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) کار کند اما هوش بالای آنها به آنها این امکان را می دهد که روشهای قابل قبول برای مقابله با اضافه بار حسی ایجاد کنند.

تئوری جهانی شدید
چند سالی است که یک تئوری جدید در مورد اتیسم باب شده است که به نام تئوری جهانی شدید معروف گردیده و توسط هنری و کامیلا مارکرام به وجود امده است. از این تئوری استقبال خوبی گردیده و دو ویژگی اصلی این تئوری علت استقبال از آن است:
نخست) دیدگاه مثبت تری نسبت به اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) ارائه می کند.
دوم)بر اساس شناخت بیولوژیکی از اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) پایه گذاری گردیده است.
زایا مالاویتس در مجله
matter این تئوری را اینگونه توصیف می کند که این تئوری بر این پایه ایجاد گردیده که اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) در نتیجه عملکرد بیش از حد مدارهای عصبی که منجر به ایجاد استعداد و یا وضعیت برانگیختگی بیش از حد می گردد،ایجاد شده است.البته این تئوری هنوز مورد بررسی و آزمایش قرار نگرفته وهمچنان مانند مبحث تاثیر ارویون،سرخک و واکسن سرخچه بر اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) ، نیازمند تایید است.
نگرانی اصلی در این تئوری متمرکز بر درمانهای شدید بر روی افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) است و توصیه می کند که از درمانها و مداخلات شدید که بر رفع نیازهای کودک متمرکز است دوری گردد.یعنی کنار گذاشتن تحریک در دوران نوزادی این کودکان .البته این تئوری میتواند اشتباه باشد چراکه برای نمونه مطالعات در مورد یتیمهای رومانیایی به طرز شگفت آوری نشان داد که فقر محیطی و فقر ورودی عصبی و عدم تحریک در دوره اولیه رشد به عملکرد شناختی ،اجتماعی و عاطفی کودک اسیب می رساند.
اصلا این تئوری جهان شدید از کجا به وجود آمده است؟آیا این تئوری به همان اندازه که نشان می دهد واقعا مثبت است؟و چه معنی از اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) ارائه میکند؟


موشهای مدل
تئوری جهان شدید مبتنی بر داده های حاصل از دو مطالعه تجربی با استفاده از موشهایی است که تحت تاثیر والپروئیک اسید بوده اند.قرار گرفتن در معرض والپروئیک اسید که یک داروی ضد صرع است در دوران بارداری منجر به کاهش تعاملات اجتماعی ،افزایش رفتارهای تکراری و از بین رفت نورونهای مخچه در موش نوزاد می گردد. مارکرام ها دریافتند که آمیگدال و قشر پیش پیشانی میانی این موشها بیش فعال شده ،دارای اتصالات بیش از حد است و بیش از حد منعطف. مغز این موشها تغییر در تعادل سیگنالهای عصبی تحریکی-مهاری و همچنین کارایی ارتباط بین نورون ها را نشان می دهد که  می تواند اثرات رفتاری قابل توجهی داشته باشد.
مارکرام ها این یافته هارا نشان دهنده وجود افزایش فعالیت در مناطق خاصی از مغز انسان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) می دانند که می تواند منجر به ادراک ،حافظه وفرایند توجه بیش از حد گردد.به گفته مارکرام ها این موارد توانایی هایی است که در تمام افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) وجود دارد.این ویژگی ها به عنوان حساسیت شدید به محرک های حسی،ترس فراوان و هیجان بیش از حد تفسیر می گردند.نظریه جهان شدید  نشان می دهد که برای مقابله با این شدت ها افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) تمایل دارند خاموش بمانند و از جهان کناره گیری کنند.
این ایده اضافه بار حسی که مارکرام ها مطرح می کنند مطلب جدیدی نیست و در حقیقت انجمن روانپزشکی آمریکا نیز اخیرا معیارهای تشخیصی اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) در
dsm را اصلاح نموده و پاسخهای حسی غیر معمول را به عنوان یکی از ویژگی های اصلی تشخیص اتیسم عنوان می کند.پس این مبحث جدیدی نیست اما بایستی این امر از موشهای آزمایشگاهی فراتر رفته و این تئوری را در میان انسانها نیز بررسی کند و البته در افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) علائم حسی به شدت متفاوتی وجود دارد از حساسیت شدید به نور و صدا و لمس گرفته تا حس کم به درد و یا رفتار های جستجوی حسی و تحریک حسی شدن در این افراد.آیا بیش فعالی ،بیش انعطاف پذیری و اتصالات بیش از حد مغزی می تواند منجر به افزایش و یا کاهش پردازش مغزی گردد؟ و در پاسخ بایستی اذعان نمود که در حال حاظر هیچ اجماع نظری درمورد اینکه آیا افزایش فعالیت عصبی عملکرد مغز را تسهیل یا مختل می کند وجود ندارد.
یکی از جذابیت های مارکرمها و تئوری آنها برای جامعه اتیسم(اوتیسم) این است که آنها از تئوری مدل های ناقص و ناتوانی های افراد داری اتیسم(اوتیسم) انتقاد می کنند و اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) را به عنوان مجموعه ای از توانایی های پیشرفته و نه به عنوان یک اختلال بر اساس ناتوانی ها معرفی می کنند.مارکرام ها اتیسم را به حالت (hungover and jetlagged)توصیف می کنند و می گویند که این حالت با واکنش ترس شدید مشخص می گردد.مارکرام ها در مورد
درمان اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) نیز خواهان تغییر چشمگیر در شیوه کار درمانگران و پزشکان با افراد دارای اتیسم(اوتیسم) هستند.
مارکرامها در یک مصاحبه چنین عنوان می کنند که" در سالهای اولیه رشد کودک تکرار، واکنشی به ترس شدید است.فرد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) درک ،ترس و حس بیش از حد دارد.به آنها اجازه دهید که روال طبیعی و روتین خود را داشته باشند بدون تلویزیون ،بدون کامپیوتر ،بدون تغییر و بدون رنگهای تند.و این برخلاف انچیزی است که والدین می خواهند برای کودکشان فراهم کنند. ما در واقع معتقدیم که والدین بایستی یک محیط تصفیه و فیلتر شده را برای کودکانشان مهیا کنند،محیطی بدون داشتن چالشهای حسی تا به کودکی نابغه دست یابند."اما امروزه این نگرانی وجود دارد که در صورت توجه به این تئوری ممکن است کودک پنجره و فرصتی که برای یادگیری و آموزش دارد ازدست بدهد.


هوش و ریاضی
همیشه این دیدگاه وجود دارد که دانشمندان علم ریاضی افرادی باهوش اند و همینطور به شکلی کوچکتر کودکان علاقه مند به ریاضیات را نیز با هوش می دانند.البته این دیدگاه را می توان اشتباه دانست چراکه هوش انسان تنها در مهارتهای ریاضی تجلی نمی یابد اما به خاطر پیچیدگی های که دانش ریاضیات دارد عموم جامعه رغبتی به آن نشان نمی دهند و این تصور اشتباه شکل گرفته است. اما برخی از کودکان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) برای حل مسائل ریاضی از منطقه ویژه ای استفاده می کنند که مورد استفاده برای پردازش چهره است که الگوی منحصر به فردی در انسانها است.همچنین محققان دریافتند که افراد دارای اتیسم از راهکارهای پیچیده تری برای حل مسائل ریاضی استفاده می کنند.
دکتر وینود منون استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد می گوید گزارشهای دقیقی از مهارتهای ریاضی افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) وجود دارد و به همین خاطر ما این مورد را مطالعه نمودیم که آیا مهارتهای ریاضی در کودکان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم)افزایش یافته است؟ و اگر اینطور است کدام ساختار مغزی است که از این توانایی پشتیبانی کند؟


نواحی ریاضی
پژوهشگران 18 کودک دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) را درمقاسیه با کودکان غیر اتیستیک همسان مورد مطالعه قرار دادند این کودکان  14 پسر و 4 دختر بین 7 تا 12 سال بودند. این کودکان دارای اتیسم(اوتیسم) کلام داشته و دارای بهره هوشی طبیعی بودند.در این پژوهش دانشمندان به این کودکان مسائل ریاضی ارائه دادند تا آنها را حل کنند.
این پژوهشگران با صحبت کردن با کودکان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) نحوه پاسخ دهی آنها را جویا شدند و کودکان عنوان نمودند که آنها فقط جواب ها را از حافظه خود بدست آورده اند، برخی از شمارش استفاده کرده اند و برخی با شکستن هر مساله به اجزاء سادتر به پاسخ دست یافته اند که یک استراتژی نسبتا پیشرفته است.منون عنوان می کند که کودکان دارای اتیسم(اوتیسم) ممکن است به نسبت کودکان همسن غیر اتیستیک در مراحل پیشرفته تری از ریاضی قرار داشته باشند.آنها این پیشرفت را نیاموخته اند بلکه این توانایی را به مانند یک نابغه مورد استفاده قرار می دهند.
در بخش دیگری از این پژوهش منون و همکارانش در خواست نمودند که کودکان دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم)و غیر اتیستیک برخی مسائل ریاضی را در دستگاه fmri حل کنند. هر دو گروه از کودکان هنگام حل مساله مناطق مغزی یکسانی را درگیر می نمودند اما افراد دارای اتیسم(اوتیسم) الگوی منحصر به فردی از عملکرد مغزی را نشان می دادند.به شکل خاصی پژوهشگران الگوهای فعالیتی متفاوتی را در مناطق ventral temporal-occipital cortex مشاهده نمودند که اطلاعات دیداری اعم از کلمات ،اعداد،اشیاء و چهره را پردازش می کند.بیشترین اختلاف در بخشی از این ناحیه بود که چهره را پردازش می نمود و جالب این بود که هرچه فعالیت در این منطقه تفاوت بیشتری نسبت به سایرین پیدا می نمود فرد دارای توانایی مهارت حل مساله بهتری نیز بود.منون می گوید قشر پس سری گیجگاهی پیشین یک منطقه بسیار
پلاستیسیته است به این معنی که در اثر تجربه بیشتر، بیشتر ارتقا می یابد.
مطالعات نشان می دهد که افراد دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) دارای نقایصی در پردازش چهره اند و نسبت به کودکان غیر اتیستیک کمتر به چهره ها توجه می کنند. یافته ها در مورد کودکان دارای اتیسم(اوتیسم) نشان می دهد که مناطقی از مغز که به طور معمول برای پردازش اطلاعات چهره مورد استفاده قرار می گیرد برای سایر فعالیتها از جمله ریاضیات به کار گرفته می شوند.منون عنوان می کند که پلاستیسیته در این ناحیه این امکان را به کودک دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) می دهد که مهارتهای خاص خود را در زمینه ریاضیات بیشتر گسترش دهند.


اختلال طیف اتیسم(اوتیسم)،هوش و ژنتیک
یک مطالعه نشان می دهد ژنهایی که با ابتلای به اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) ارتباط دارند ممکن است با عملکرد بالای هوشی نیز در ارتباط باشند.محققان این پژوهش شواهدی یافته اند که عوامل ژنتیک مرتبط با اتیسم(اوتیسم)را به توانایی شناختی بهتر در افرادی که دارای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم)  نیستند پیوند می دهد.
پژوهشگران عنوان می کنند که رابطه هوش و اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) هنوز مشخص نیست.اگرچه درصدی از افراد دارای اتیسم(اوتیسم) دارای ناتوانی ذهنی نیز هستند اما برخی از افراد دارای اتیسم(اوتیسم) دارای هوش غیر کلامی نسبتا خوب و در حد حتی بالاتر از حد متوسط هستند.اتیسم(اوتیسم) یک اختلال رشدی است که به پیامد آن فرد می تواند درگیر با مشکلات قابل توجه زبان و گفتار گردد.هوش غیر کلامی به افراد این امکان را می دهد تا با استفاده از مهارتهای استدلال دیداری و دستی که نیاز به استفاده کمی از زبان دارند مشکلات پیچیده ای را حل کنند.
محققان دانشگاه ادینبورگ و کوئینزلند تقریبا 10000نفر را که از جمعیت عمومی اسکاتلند بودند را مورد تجزیه و تحلیل شناختی و آزمایش DNAقرار دادند .این تیم دریافتند افرادی که هرگز
تشخیص اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) را دریافت نکرده بودند ولی حامل صفات ژنتیکی مرتبط با اتیسم بودند به طور متوسط نمره بهتری در تست های شناختی به دست می آورند.بر اساس پژوهشی که در مجله Molecular Psychiatry منتشر گردیده آزمایشاتی بر روی 921 نوجوان دوقلو صورت گرفته که ارتباطاتی میان هوش و ژنهای مرتبط با اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) را نشان می دهد.دکتر تونی کیم کلارک از بخش روانپزشکی دانشگاه اندینبورگ می گوید "یافته های ما در این پژوهش نشان می دهد که تنوع ژنتیکی که ریسک اتیسم (اوتیسم)را افزایش می دهد با توانایی شناختی بهتر در افراد غیر اتیستیک همراه است و اکنون هدف ما این است که بفهمیم چگونه تنوع ژنتیکی مرتبط با اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) بر عملکرد مغز تاثیر می گذارد؟ این نقطه شروع درک ماهیت هوش اتیسم(اوتیسم) است"
پروفسور نیک مارتین از انستیتوی تحقیقات پزشکی کوئینزلند اظهار می کند "پیوند میان اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) و عملکرد شناختی بهتر به واسطه سندروم سیلیکون ولی و فیلمهایی مانند مرد بارانی تجلی یافته است.این مطالعه نشان می دهد که ژنهای اختلال طیف اتیسم(اوتیسم) در واقع می توانند یک برتری شناختی کوچک در کسانی که حامل آن هستند ایجاد کنند، به شرطی که تحت تاثیر اتیسم نباشد.
 
هر گونه کپی برداری و برداشت بدون اجازه و ذکر نام و منبع ممنوع است لطفا جهت کسب اجازه با مرکز تماس حاصل نمایید و یا اینکه با استفاده از منوی پرسش و پاسخ و یا پست الکترونیک درخواست خود را در خصوص اجازه استفاده و یا دریافت منابع با ما درمیان گذارید.
 

مطالب مرتبط