درمان اختلالات طیف اوتیسم(اتیسم)وتاریخچه آن

چکیده:

درمان اختلالات طیف اوتیسم(اتیسم)یکی از چالش برانگیزترین ودشوارترین فعالیتها در زمینه روانشناسی است به همین خاطر روند درمان اوتیسم نیز تاکنون فراز و فرودهای فراوانی داشته است.در این سیر ممکن است درمانهایی وجودداشته باشدکه به هیچ عنوان نتوان از آنها دفاع نمود،ولی درمانهایی نیز هستند که شالوده درمانهای امروزین اند.این روند درمان رو به رشد که بیش از100سال از عمر ان میگذرد،مربوط به کشورهای اروپایی و امریکا است و ما در ایران هنوز در ابتدای راه هستیم.


131398/10
درمان اختلالات طیف اوتیسم(اتیسم)وتاریخچه آن
درمان اوتیسم(اتیسم)از ابتدا تا کنون.مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اوتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
اختلالات طیف اوتیسم به طیف وسیعی از اختلالات رشدی اشاره دارد که به طور معمول تحت نام اوتیسم شناخته می گردد.بر اساس dsm5فرد دارای اختلال طیف اوتیسم دچار نقص در عملکرد اجتماعی و ارتباطی و دارای دایره علایق و فعالیتهای محدود است.رفتار های تکراری و کلیشه ای،اختلال در زبان و گفتار نیز از دیگر علائمی است که می توان در این افراد مشاهده نمود. و واژه طیف نیز به گستره متغیر از علائم و توانایی های هر فرد دارای اختلال طیف اوتیسم اشاره داردکه میتواند نشان دهنده سطح عملکرد فرد دارای اوتیسم نیز باشد.این اصطلاح که اوتیسم طیفی از اختلالات است تقریبا پدیده ای نوین است چراکه پیش از سال 2013 میلادی اوتیسم به عنوان یکی از اختلالات نافذ رشد محسوب می گردید و درکنار اختلال اسپرگر،سندروم رت،اوتیسمnosواختلال فروپاشنده کودکی(CDD)قرار می گرفت.هر کدام از این اختلالات در گذشته به عنوان یک اختلال جداگانه در نظر گرفته می شد که در اخرین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و اماری اختلالات روانی(DSM)در سال 2013 انجمن روانپزشکان امریکا تمامی این زیر شاخه های اوتیسم را به عنوان یک نام یعنی اختلال طیف اوتیسم معرفی نمودند.برای دانستن همه چیز درباره اوتیسم مطالعه مقاله اوتیسم چیست؟انواع،علت ها و درمانها را پیشنهاد می کنیم.
نخستین تجلی اوتیسم در ادبیات روانشناسی و روانپزشکی به سال 1911میلادی بر می گردد که اوژن بلولر روانپزشک سویسی از این اصطلاح برای توصیف دسته ای از علائم استفاده نمود که اصولا در آن زمان تصور می گردید علائمی از اختلال اسکیزوفرنی است.واژه اوتیسم را از واژه یونانی AUTOS برای توصیف علائم شدید اجتماعی استفاده نمودند که با بیماری های روانپریشی همراه بود.اگرچه اکنون مشخص گردیده که اختلال طیف اوتیسم و اسکیزوفرنی با همدیگر ارتباطی ندارند اما تا سال 1980 اختلال طیف اوتیسم در هیچ یک از کتابهای تشخیصی طبقه بندی نگردیده بود.
برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینهدرمان اختلال اوتیسم مطالعه مقاله نگاهی به تازه ترین رویکرد درمانی اوتیسم  را به شما پیشنهاد می کنیم.

رویکرد های درمانی نخستین برای درمان اختلال طیف اوتیسم

درمان با شوک الکتریکی برای درمان اوتیسم
به دلیل اینکه در گذشته اختلال طیف اوتیسم را به عنوان یک بیماری روانی شدید و به نوعی اسکیزوفرنی می دانستند یکی از نخستین رویکردهای درمانی مورد استفاده قرار گرفته برای این اختلال، درمان شوک الکتریکی بود.این روش درمانی از نظر تاریخی رویکردی بحث برانگیز بود اما امروزه روشهای به روز شده ای از این درمان وجود دارد که برای درمان بیماری های روانی مانند اسکیزوفرنی واختلال دو قطبی مورد استفاده قرار می گیرد. درمان شوک الکتریکی شامل عبور جریانهای الکتریکی کوچک و خفیفی از مغز است که شیمی مغز را تغییر داده و باعث کاهش علائم روانپریشی شدید مانند اضطراب شدید و افسردگی شدید می گردد. این روش درمانی هنوز هم به صورت نادر در بعضی از موارد برای اختلال طیف اوتیسم استفاده می گردد ولی به دلیل پاسخ گویی بهتر روشهای رفتاری استقبالی از این روش نگردیده است.
رژیم غذایی برای درمان اختلال طیف اوتیسم
یکی از فرضیه هایی که از دهه 1920 میلادی شروع گردیده این است که اختلال طیف اوتیسم در اثر مواد غذایی ناسالم و اسیب زننده ایجاد می گردد و از طریق رژیم غذایی کودک دارای اوتیسم قابل درمان است. اگرچه دانش دقیق بیوشیمیایی رژیم غذایی و توصیه های غذایی از آن زمان تاکنون تغییر بسیاری کرده است اما هنوز برخی از متخصصان و والدین هنوز از رژیم غذایی دفاع می کنند و از آن در درمان اختلال طیف اوتیسم استفاده می کنند.ایده
رژیم غذایی بدون گلوتین و کازئین رایج ترین ایده در زمینه کاهش علائم اختلال طیف اوتیسم با استفاده از رژیم غذایی است.طرفداران این رویکرد اذعان می کنند که نشت این مواد پروتئینی در دستگاه گوارش و رسیدن به مغز ممکن است باعث ایجاد اختلال طیف اوتیسم گردد.لازم به ذکر است محدودیتی که در رژیم غذایی برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم اعمال می شود ازنظر اکثر گروههای پژوهشی اوتیسم و پزشکان توصیه نمی گردد.

درمان اوتیسم به عنوان یک اختلال اجتماعی و عاطفی

اوتیسم برای اولین بار به عنوان یک اختلال اجتماعی و عاطفی توسط لئو کانر در سال 1943روانپزشک کودک در امریکا مطرح گردید.کانر در مقاله ای که در مجله Nervous Childبا عنوان اختلال عاطفی اتیستیک منتشر شده است سندرومی را برای کودکانی که باهوش هستند اما تمایل به انزاوا و گوشه گیری اجتماعی با محدودیت های عاطفی دارند تعریف می کند.در انسوی اقیانوس اطلس در المان هانس اسپرگر شکل دیگری از اوتیسم را تعریف نمود.آسپرگر مقاله خود را در مورد اوتیسم را در سال 1944 منتشر نمود و توصیف کرد:اوتیسم اختلالی است در کودکان با هوش عادی که در مهارتهای ارتباطی و اجتماعی دچار مشکلاتی هستند.این تعریف همان چیزی است که بعد ها درمورد اختلال طیف اوتیسم خفیف گفته شد و پس از ان نیز به عنوان سندرم آسپرگر نام گذاری گردید.کودکان دارای اسپرگر درگیر با چالشهای تعاملات اجتماعی اند اما مشکلاتی در رشد زبان که اغلب در سندروم کانر دیده میشود ندارند.
این تصور که اختلال طیف اوتیسم بیشتر ناشی از نقایص اجتماعی و عاطفی است، ابتدا والدین را به عنوان اولین مقصر های اوتیسم معرفی نمود. البته این فرضیه در زمانی ارائه گردید که هنوز تاثیر عوامل ژنتیک در بروز اختلال طیف اوتیسم شناخته نشده بود چه برسد به درک اینکه ژنتیک و محیط می توانند باهمدیگر باعث اختلالات روانی گردند.برونو بتلهایم در دانشگاه شیکاگو یک از نخستین دانشمندانی بود که این تئوری را در دهه پنجاه پنجاه گسترش داد و عنوان نمود که اوتیسم اختلالی است که توسط مادران بی کفایت که نسبت به فرزندان خود بی توجه و بی احساس اند ایجاد گردیده است تئوری که بیشتر در زمینه شیوه فرزند پروری والدین کودکان دارای اوتیسم بود.این گفته به عنوان مادران یخچالی شناخته گردید به این دلیل که تصور می گردید این مادران نسبت به فرزندانشان سرد هستند و روش درمانی که به دنبال این تئوری باب شد این بود که دور کردن این کودکان از خانوادهایشان راه درمان انها است.این کار انجام می گردید تا کودک در اثر مدت زمان طولانی که از والدین دور هستند تحت تاثیر مکانیسم دفاعی معکوس به نزد والدین خود برگردند.بعدها مشخص گردید که این تئوری بتلهایم هیچ پایه و اساس  علمی نداشته و به مرور شهرت وی کاهش یافت.و همینطورپژوهشگران نیز هیچ ارتباطی بین سردی والدین و اوتیسم در فرزندان نیافتند. اما هنوز هم نظریه پردازانی هستند که همچنان به دنبال ترویج فلسفه بتلهایم تا به امروز اند.برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینه درمان اختلال اوتیسم مطالعه مقاله اوتیسم وحیوان درمان یا پت تراپی را به شما پیشنهاد می کنیم.
آغوش درمانی برای درمان اختلال طیف اوتیسم
یکی دیگر از روشهای درمانی روانکاوانه است ناشی از این فرضیه که اختلال طیف اوتیسم تحت تاثیر رابطه ناکارامد بین والدین و فرزند است.در اثر این درمان یک نفر مراقبت کننده(برای نمونه مادر)،کودک را از نظر جسمی محدود می کند(برای نمونه در اغوش می گیرد)تا او مجبور به ارتباط چشمی گردد. اساس این رویکرد این بود که محدودیت جسمی و تماس چشمی باعث افزایش دلبستگی بین مراقب و کودک می گردد. این روش نیز هیچ مبنای علمی برای اثبات خود ندارد و از طرفی نیز می تواند بسیار برای کودک ازار دهنده باشد.تمپل گراندین نیز که خود فردی دارای اوتیسم با عملکرد بالا است ماشینی را اختراع نمود که به بدن او فشاری وارد و تحت کنترل او بود و این فشار به او این امکان را می داد تا بدون نیاز به لمس شدن توسط فرد دیگری و اجبار برای ارتباط چشمی، درونداد حسی لازم از لمس و فشار که او دوست داشت را تامین کند.
درمانهای رفتاری برای درمان اختلال طیف اوتیسم
تنبیه
تنبیه از تاکتیک های متداول والدین در قبال رفتار های بد کودکان است .نظریه این است که با مجازات کردن کودک به خاطر رفتار ناخواسته اش،کودک رفتار را با مجازات مرتبط می کند و دیگر ان رفتار را انجام نمی دهد.این نوع از تنبیه را می توان با درجات متفاوتی برای کودکان درنظر گرفت.اما در دهه 1970 اختلال طیف اوتیسم به عنوان یک اختلال رفتاری شناخته می شد نه اختلالی تحت تاثیر عوامل ژنتیکی و محیطی.بنابراین گمان می گردید که استفاده از انواع مجازات به کودکان می اموزد که دیگر رفتار های افراطی مانند پرخاشگری را انجام ندهد.شوک درمانی یکی از روشهای ابداعی مبتنی بر مجازات در ان زمان برای کودک دارای اختلال طیف اوتیسم بود که در ان کودک پس از انجام یک رفتار اشتباه، شوک الکتریکی دریافت می نمود این شوک دردناک ولی خطر ناک نبود و بر اساس اصول نظریه شرطی سازی طراحی گردیده بود.این نوع از شرطی سازی در کاهش رفتار بد با حداقل عوارض جانبی نتایج بسیار خوبی به همراه داشت و بسیاری از والدین از طرفداران این نوع درمان گردیدند. اما در سال 2016 FDA به دلیل اصول اخلاقی در مورد اسیب های احتمالی به کودکان این نوع درمان را در امریکا ممنوع اعلام نمود. 

درمان یکپارچگی شنیداری برای درمان اختلال طیف اوتیسم
درمان یگپارچگی شنیداری برای درمان اختلال طیف اوتیسم برای اولین بار توسط گای برارد،پزشک فرانسوی در اواخر دهه 70 میلادی ساخته شد.با این حال این تکنیک تا سال 1991 ناشناخته مانده بود تا زمانی که یک مادر کتابی به نام آوای یک معجزه را منتشر نمود و عنوان نمود که با استفاده از درمان یکپارچگی شنیداری، اوتیسم را در پسرش بهبود داده است.درمان یکپارچگی شنیداری بر این فرض استوار است که رفتارهای ناسازگارانه کودک دارای اختلال طیف اوتیسم در اثر حساسیت او به صدا ایجاد می گردد. این درمان شامل قرار گرفتن فرد در معرض طیف تصادفی صداها برای جلسات نیم ساعته در طی چند روز است.اعتقاد براین است که این روش درمانی باعث می گردد که فرد به ورودی های مختلف شنوایی عادت کند و از این رو انها را طبیعی ارزیابی کند.طرفداران یکپارچگی شنیداری ادعا می کنند که این روش درمانی رفتار های نابهنجار را در کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بهبود می بخشد و همچنین باعث افزایش شناخت ،حافظه و رفتار های اجتماعی می گردد.با این حال هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد درمان یکپارچگی شنیداری درمانی موثر برای اختلال طیف اوتیسم است.در سال 2000مطالعه ای صورت گرفت که این رویکرد را با سر وصدای کلاس مقایسه نموده بود. نویسندگان این مقاله نتیجه گرفتند که درمان یکپارچگی شنیداری هیچ تاثیر مثبتی بر کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم ندارد چه از نظر بالینی و چه از نظر اموزشی.در سال 1998 نیز کمیته کودکان و نوجوانان آکادمی اطفال امریکا بیانه ای در مورد استفاده از درمان یکپارچگی شنیداری اعلام نمود که"اطلاعات موجود در حال حاضر از ادعای طرفداران این رویکرد پشتیبانی نمی کند ".برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینه درمان اختلال اوتیسم مطالعه مقاله اوتیسم و درمان با سلولهای بنیادی را به شما پیشنهاد می کنیم.
درمان اختلال طیف اوتیسم به عنوان یک اختلال بیولوژیک
در پایان دهه 1970 مفاهیم درباره اوتیسم تغییر پیدا کرد.در سال 1977 سوزان فولستاین و پروفسور سِر مایکل روتر تحقیقاتی در مورد دوقلو ها منتشر نمودند که در ان 21 جفت دوقلو همجنس که حداقل یکی از دو قلو ها مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بودند مورد مطالعه قرار دادند. نویسندگان نتیجه گرفتند که مولفه ارثی قابل توجهی برای اوتیسم وجود دارد.در این دوره است که علاوه بر مطالعه دوقلو ها پیشرفت سریعی نیز در زمینه درک ماهیت ارثی اختلال طیف اوتیسم به دلیل اکتشافات علمی در ژنتیک مولکولی صورت گرفت.در این دوره دانشمندان توانستند به این پرسش پاسخ دهند که خصوصیات واحد های ارثی به نام ژنها و نحوه انتقال ژنها از یک نسل به نسل دیگر چگونه است.این مفهوم امکان درک بیشتری از بسیاری از بیماری ها مانند سرطان و اختلالات خود ایمن را فراهم نمود و همینطور توضیحاتی نیز درمورد اختلالات رفتاری و رشدی مانند اختلال طیف اوتیسم را ارائه نمود.ظهور نظریه های بیولوژیک اوتیسم،رویکرد های درمانی را به شدت تغییر داد.در این دوره اعتقاد بر این بود که بهترین شرایط بیولوژیکی را با درمانهای بیولوژیک یعنی دارو درمانی می توان ایجاد نمود و در میان روانپزشکان محبوبیت بیشتری در استفاده از داروهای ضد روانپریشی برای درمان اختلالات رفتاری بوجود امد. همزمان سایر مداخلات پزشکی الترناتیو مانند همیوپاتی نیز محبوبیتشان بیشتر گردید. یکی از این درمانهای الترناتیو سکرتین تراپی بود،هورمونی که در کمک به هضم غذا نقش دارد.هورمونی که برای مشکلات گوارشی مانند زخم ها یا بیماری لوز العمده تجویز می گردید اما FDA این دارو را برای سایر مصارف و اختلال طیف اوتیسم مورد تایید قرار نمی دهد.با توجه به این تئوری در ده 1920 که اوتیسم در اثر نشت مواد سمی و افیونی در خون از طریق گوارش بوجود می اید ادعا یک مادر درمورد موفقیت سکرتین در مورد معالجه فرزند دارای اوتیسمش، سکرتین تراپی شناخته گردید.هیچ مدرک موثقی در دست نیست که نشان دهد سکرتین تراپی میتواند در بهبود علائم رفتاری اختلال طیف اوتیسم موثر باشد. درحقیقت در اکثر تحقیقات در مورد درمان با سکرتین هیچ تفاوت معنی داری از نظر بالینی بین سکرتین تراپی و دارو نما مشاهده نگردید. با وجود عدم شواهد کافی بر موثر بودن این درمان،سکرتین تراپی همچنان در مواردی به عنوان یک درمان برای اختلال طیف اوتیسم استفاده می گردد.  
دارو درمانی برای درمان اختلال طیف اوتیسم
درمانهای دارویی در کاهش برخی از علائم رفتاری اختلالات طیف اوتیسم مانند پرخاشگری،تحریک پذیری  و رفتارهای اسیب زننده  و خود ازاری  موفقیت فراوانی داشته است.علاوه بر این ،با کاهش رفتار های مزاحم و مداخله کننده، درمانهای دارویی می توانند به اثر بخشی روشهای درمانی دیگر مانند ABA کمک شایانی نمایند. ریسپریدون اولین داروی تایید شده توسط FDA برای درمان علائم مرتبط با اختلالات طیف اختلال طیف اوتیسم بود.این دارو می تواند در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه،خود اسیبی، و سایر رفتار های چالش برانگیز تاثیر معنی داری داشته باشد.از عوارض جانبی ریسپریدون می توان به سرگیجه خشکی دهان و افزایش اشتها اشاره نمود.
آرپیپیرازول یکی دیگر از دارو هایی است که FDA ان را برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم مورد تایید قرار داده است. این دارو بیشتر برای کاهش رفتار های تحریک پذیری مرتبط با اختلال طیف اوتیسم مورد استفاده است و در پژوهشها هم مشخص شده است که می تواند بر روی
بیش فعالی و کیفیت زندگی این کودکان نیز موثر باشد.عوارض جانبی آن نیز افزایش وزن و افت موود گزارش گردیده است.
کلوزاپین دارویی ضد روانپریشی است که پیش از تایید ریسپریدون و ارپیپیرازول برای درمان اختلال طیف اوتیسم مورد استفاده قرار می گرفت.کلوزاپین به طور گسترده ای برای درمان اسکیزو فرنی و کاهش رفتارهای خود کشی و پرخاشگری استفاده می گردد. این دارو به میزان بالایی باعث کاهش پرخاشگری در افراد دارای اختلال طیف اوتیسم می گردد.این دارو دارای عوارض بالایی از جمله افزایش وزن زیاد و سندروم متابولیک می گردد و به ندرت در راس داروهای تجویزی برای اختلال طیف اوتیسم قرار گرفته است.هالوپریدول هم که با نام هالدول شناخته می گردد برای معالجه انواع اختلالات عصبی و روانی از جمله اسکیزوفرنی و سندروم تورت و توهم استفاده می گردد.مطالعات متعددی در مورد اینکه هالوپریدول می تواند در بهبود  نقایص اجتماعی و علائم بیش فعالی در اختلال طیف اوتیسم موثر باشد انجام گرفته است.با این حال مصرف طولانی این دارو می تواند باعث عوارضی چون حرکات غیر ارادی عضلات گردد.
برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینه اختلال اوتیسم مطالعه مقاله روش درمانی جاسپر برای بهبود توجه مشترک و و گفتار کودک دارای اوتیسم را به شما پیشنهاد می کنیم.

رفتار درمانی برای درمان اختلال طیف اوتیسم
در سال 1980برای اولین بار عنوان اوتیسم نوزادی در DSM3 ذکر گردید و از اسکیزوفرنی دوران کودکی جدا گردید.در سال 1987 اوتیسم نوزادی در 4DSM با تعریف گسترده تری از اوتیسم جایگزین گردید.در سال 1975در کشور امریکا قانونی در کنگره تصویب گردید تا اطمینان حاصل گردد که همه کودکان بدون در نظر گرفتن هرگونه ناتوانی، آموزش کاملا رایگان را دریافت می نمایند.و در سال 1997 نیز اصلاحیه ای برای این قانون اعمال گردید که اموزش برای افراد دارای نیاز های ویژه بایستی در سطح درسی دیگر دانش اموزان باشد و به هر انچه انها دسترسی دارند این افراد نیز بایستی دسترسی داشته باشند. و این به دانش اموزان دارای اختلال طیف اوتیسم اجازه می داد که به همان سطح از اموزش دسترسی پیدا کنند که دیگر دانش اموزان از ان استفاده می کردند.آموزش ویژه کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم این امکان را به انها می داد که در یک محیط اموزشی در میان همسالان خود تحصیل وموفق باشند.کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم نیازمند اموزشهای ویژه ،گفتار درمانی،کار درمانی و اموزش انفرادی اند. تمامی پژوهشها نشان داده است که این سه روش می تواند در بهبود علائم اختلال طیف اوتیسم موثر باشد.
اختلال طیف اوتیسم و روشهای درمانی کنونی
دو واقعیت در مورد اختلال طیف اوتیسم،پایه های درمان های حال حاضر اوتیسم را به وجود اورده است .نخست، این ایده که اختلال طیف اوتیسم از بدو تولد وجود دارد و بنابراین بخشی از یک وضعیت بیولوژیک، زمینه را برای فعالیتهای روانپزشکی فراهم می کند و دوم، اختلال طیف اوتیسم نوعی اختلال اجتماعی و عاطفی است که آن را از سایر اختلالات روانی متمایز می کند و بایستی به همین ترتیب نیز درمانهای متفاوتی برای ان اعمال گردد.مرکز کنترل و پیشگیری بیماری های امریکا(CDC) تخمین می زند که اختلال طیف اوتیسم تقریبا از هر 59 کودک در یک کودک رخ می دهد و در پسران بیشتر از دختران دیده می گردد.بارزترین علائم اختلال طیف اوتیسم بیشتر در بین 2 تا 3 سالگی دیده می گردداما علائم نخستین اختلال طیف اوتیسم را میتوان از پیش از یک سالگی نیز مشاهده نمود اما متاسفانه بیشتر کودکان تا 4 سالگی تشخیص داده نمی شوند.
روش تیچ برای درمان اختلال طیف اوتیسم
این روش امریکایی بسیار محبوب، در حال تبدیل شدن به یکی از انتخابهای اصلی خانواده ها است.این روش که برامده از پژوهشی در سال 1966 است و در سال 1970 توسط اریک اسکاپلر در دانشگاه کارولینای شمالی پایه گذاری گردیده است،در سال 1972 تحت عنوان یک برنامه ایالتی مورد تایید قرار گرفت.تاکید اصلی این رویکرد بر رشد فردی و استقلال فرد دارای اختلال طیف اوتیسم است.این روش رویکردی ساختمند است که به شکل منحصر به فردی برای افراد دارای اختلال طیف اوتیسم سازگار گردیده است.تیچ را بیشتر می توان یک مدل کل نگر در زمینه درمان اختلال طیف اوتیسم در نظر گرفت چراکه می تواند در همه ابعاد ساختاری کودک دارای اوتیسم مداخله جبرانی نماید.برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینه درمان اختلال اوتیسم مطالعه مقاله اوتیسم و رویکرد درمانی داویس را به شما پیشنهاد می کنیم.
تحلیل رفتار کاربردی(ABA
)برای درمان اختلال طیف اوتیسم
تحلیل رفتار کاربردی (ABA) که در ایران به نام ABA شناخته می گردد موفق ترین رویکرد درمانی برای اختلال طیف اوتیسم تا کنون است. این رویکرد درمانی رویکردی رفتاری است که موجب تقویت رفتار های مثبت و کاهش رفتار های منفی کودک دارای اختلال طیف اوتیسم می گردد و می توان بر اساس تکنیک های زنجیره سازی و شکل دهی رفتار مهارتهای جدیدی را نیز به کودک اموخت . ایوار لوواس استاد دانشگاه کالیفرنیا لس انجلس پس از مقاله خود در سال 1987به عنوان پیشگام در زمینه ABA شناخته گردید.
در مطالعه او کودکان بیش از 40 ساعت خدمات فشرده ABA را به مدت 2 تا 6 سال دریافت نمودند.نتایج در این مطالعه بسیار قابل قبول بود و بیش از 90 درصد کودکانی که در این مطالعه بودند بهبودی در مهارتهای اجتماعی و شناختی نشان دادند و این زمانی بود که تب درمان ABA همه گیر شد. در حال حاضر ABAبه عنوان درمان طلایی اختلال طیف اوتیسم شناخته می گردد. پس از شناخته تر شدن،این درمان در کشور امریکا به مرور وارد سیستم اموزش دانشگاهی نیزگردید.در سراسر دنیا بجر ایران افرادی که در زمینه ABA قصد کار کردن دارند بایستی مدرکی برای فعالیت در زمینه این درمان از مراکز و موسسات مورد تایید و دانشگاهها داشته باشند.از دل ABA رویکردهای درمانی دیگری نیز برامدند که می توان به مهمترین انها، دنور اشاره نمود که توسط سالی راجرز مطرح گردیده و گسترش یافته است و اکنون به عنوان یکی از مطرح ترین رویکردهای درمانی در امریکا شناخته می گردد.اکنون بیشتر رویکردهای درمانی که برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم استفاده می گردد به نوعی با ABAدر ارتباط هستند.از دیگر رویکرد های درمانی که در امریکا مورد استفاده است می توان به
فلور تایم،پکس،سان رایس و....اشاره نمود که درهمین وبسایت شما خواننده گرامی می توانید اطلاعات تکمیلی در این خصوص را دریافت نمایید.
خلاصه ای از تاریخچه اختلال طیف اوتیسم:
دهه1910
روانشناس برجسته سویسی اوژن بلولر نخستین بار از واژه ای که اشاره به علائم مشخصی از شیزوفرنیا دارد، استفاده نمود.
دهه 1920
ایده اصلی این فرضیه که علائم اوتیسم در اثر رژیم هایی غذایی به وجود می اید به این دهه بر می گردد. در این دهه بود که به ایده میزان بالای گلوتین اشاره گردید و درمانهای زیست شیمیایی برای این کودکان مورد استفاده قرار گرفت و از مکمل ها نیز جهت درمان استفاده گردید.
دهه 1930
در این دهه درمان با شوک الکتریکی نخستین بار برای اصلاح رفتار های ضد اجتماعی و رفتار های خود تخریبی مورد استفاده قرار گرفت.این درمان بحث برانگیز هنوز هم مورد استفاده است.
دهه 1940
اوتیسم در این دهه نخستین بار برای توصیف کودکانی که مشکلات اجتماعی و یا عاطفی را تجربه می کنند استفاده گردید.
1943
در این سال تعریفی از اوتیسم توسط روانشناس برجسته لئو کانر ارائه گردید.او اوتیسم را به عنوان فقدان ارتباط موثر،شیفته اشیاء،تمایل به یکنواختی، و عدم ارتباط زبانی پیش از 30 ماهگی توصیف نمود.
برای دریافت اگاهی بیشتر در زمینه درمان اختلال اوتیسم مطالعه مقاله تکنیک های رفتار درمانی برای درمان اوتیسم را به شما پیشنهاد می کنیم.
1944
دانشمند سرشناس آلمانی هانس آسپرگر شرایطی را که امروزه تحت عنوان سندروم اسپرگر شناخته می گردد کشف نمود.او معتقد بود که می تواند ارتباطی میان اختلال اوتیسم و اسکیزو فرنیا وجود داشته باشد.
دهه 1950
این ایده اشتباه شکل گرفت که اوتیسم در اثر عاملی تحت عنوان مادران یخچالی به وجود می آید.پرنتکتومی یا جدا نمودن کودکان از والدین خود در دوره های طولانی مدت در این دوره توصیه گردید.
دهه 1960
در این دهه درمانهایی به طور جدی مورد ازمایش و بررسی قرار گرفتند اما همچنان محدودیت های در مورد فهم اینکه چه چیزی می تواند به این افراد کمک کند وجود داشت. درد و تنبیه در این دوره برای اصلاح رفتارهای ضد اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت.LSD در این دوره مورد استفاده قرار گرفت وهمچنین درمورد بازدارنده های سروتونین این اعتقاد به وجود امد که تغییری در حالت ادراک بیماران برای کمک به ارام کردن علائم ایجاد می کند.  
1965
برنارد ریملند روانشناس امریکایی ،
جامعه اوتیسم امریکا را تاسیس نمود این انجمن یکی از نخستین گروههای مدافع اوتیسم است.
دهه 1980
در این دهه نخستین شکلهای درمانهای رفتاری بطور ابتدایی برای درمان افراد دارای اوتیسم مورد استفاده قرار گرفت و اوتیسم در نهایت به صورت جدا از اسکیزوفرنیا مورد طبقه بندی قرار گرفت.در این دوره درمانهای حسی عصبی باب گردید و همچنین محققان و پزشکان معتقد گردیدند که حساسیت به تحریک شنیداری مسئول برخی رفتار های ضد اجتماعی در این افراد است.
دهه1990
آغوش درمانی که در ان کودکان در اغوش گرفته می شوند تا مجبور به عملکرد و واکنش اجتماعی  مانند ارتباط چشمی گردند در این دهه ابداع گردید.
قرن اخیر
در این دوره زمانی از تیتر اختلال طیف اوتیسم(ASD)استفاده گردید و ابزارهایی نیز برای تشخیص اختلال اوتیسم رواج یافتند. روش های درمانی برگرفته از ABA در این دوره زمانی مانند مدل دنور گسترش یافتند و درمانهایی مانند فلور تایم در میان درمانگران مورد استقبال قرار گرفتند.
(تنها راه غلبه بر اختلال اوتیسم دانش و آگاهی از این اختلال است)
والدین گرامی در صورت نیاز به مشاوره در موارد ذکر شده در این مقاله می توانید با شماره 01333364601 تماس حاصل نمایی.(استفاده از کلیه مطالب این وبسایت بدون اجازه و ذکر نام ممنوع است).برای دریافت منابع این مقاله می توانید از طریق منوی پرسش و پاسخ در خواست خود را با ما در میان گذارید 

مطالب مرتبط