نظریه های اتیسم: همدلی – سیستم سازی

چکیده:

بارها مشاهده نموده ایم که افراد اتیستیک رفتار های تکراری را از خود نشان می دهند که برای همگان نشانگر اختلال اتیسم است برای نمونه رفتار های  زدن ضربه های یکنواخت ،بوکردن ها، برای بارها وبارها خوردن غذاهای یکنواخت ، چرخیدن ها،تکان دادن ها و چرخاندن اشیاء.این تئوری به دنبال پاسخی برای اینگونه رفتار ها است


141397/11
نظریه های اتیسم: همدلی – سیستم سازی
مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اُتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
این تئوری توسط سایمون بارون کوهن دانشمند و پژوهشگر برجسته اتیسم(استاد دانشگاه کمبریج) درسال 2009 ایجاد گردید و تلاش می کند تا مشکلات افراد اتیستیک در زمینه برقراری ارتباط و تعاملات اجتماعی را با نقص در همدلی توضیح دهد. بارون کوهن سیستم سازی را نتیجه رفتار هوشمندانه و یک سبک شناختی متفاوت می داند.
نظریه ES  همراه با نظریه مغز مردانه نامتعادل رشد و گسترش یافته است زیرا تفاوتهای جنسیتی  واضح  در همدلی ( زیرا زنان بهتر از مردان همدلی می کنند) و در سیستم سازی (زیرا مردان در سیستم سازی بهتر عمل می کنند ) تایید کننده آن است. به طوری که اتیسم  و آسپرگر را می توان به عنوان یک  مشخصه بارز ویژگی های افراطی مردانه دانست.
بارون کوهن سیستمایز را تجزیه و تحلیل یک سیستم از نظر قوانینی که سیستم را مدیریت می کند به منظور پیشبینی رفتار همان سیستم تعریف می کند.به همین دلیل افرادی که در سیستمایز کردن عالی اند دردرک سیستمهای مکانیکی و روابط ورودی و خروجی هر سیستم هم خوب عمل می کنند و این قابل پیش بینی بودن برای کودک اتیستیک موجب آرامش و امنیت است
از طرفی دیگر بارون کوهن همدلی را شناسایی و تشخیص حالت های ذهنی دیگران و پاسخ دادن به انها با احساسات و عواطف متناسب با ان و همچنین پیش بینی و پاسخ به رفتار دیگران تعریف می کند.
 نظریه ES دو بعد مستقل دارد Eبرای همدلی و S برای سیستم سازی.تفاوت این دو بعد در جامعه به شکل 5 نوع مغز دیده می شود.
نوع E(E>S):افرادی که همدلی انها قوی تر از سیستم سازی آنها است
نوع S(S>E)افرادی که سیستم سازی آنها قوی تر از همدلی آنها است
نوعB(S=E)افرادی که همدل بودن انها خوب است یا بد و یا همینطور سیستمسازی آنها(B برگرفته از BALANCED است)
نوع E شدید(E>>S)افرادی که همدردی آنها بالاتر از حد متوسط است اما وقتی به سیستم سازی می رسند به چالش کشیده می شوند
نوعS شدید(S>>E)افرادی  که سیستمیزه شدن آنها بالاتر از حد متوسط است اما وقتی به همدلی می رسند به چالش کشیده می شوند
تئوری ESپیش بینی می کند که زنان بیشتر دارای مغز نوع E هستند و مردان بیشتر دارای مغز نوع S .  اگر تئوری مغز مردانه نامتعادل را در نظر بگیریم بیشتر احتمال دارد که در افراد مبتلا به اتیسم  یک مغز نوع نوع S  شدید وجود داشته باشد. این یافته ها با مطالعات جمعیت شناختی که  توسط گلدن فیلد و همکاران در سال 2005 انجام گرفته و در آنها EQ و SQ را اندازه گیری نموده اند،مطابقت دارد که قسمتی از این یافته ها به شرح زیر است:
54% مردان دارای مغز نوع Sهستند
44%زنان دارای مغز نوع E هستند.
65% افراد مبتلا به طیف اتیسم دارای مغز مردانه نامتعادل اند
 با استفاده از یادگیری افراد مبتلا به اتیسم ممکن است همدلی شناختی را که یک همدلی اکتسابی است فراگیرند اما این همدلی هرگز شهودی یا ابتدایی نخواهد بود. بر این اساس همدلی عاطفی نوعی از همدلی شناختی است  
افراد قوانین حاکم بر یک سیستم را بررسی می کنند و پیش بینی می کنند چگونه انها می توانند با دستکاری یک متغییر برای تغییر سیستم یا ایجاد یک سیستم جدید پیشرفت کنند. همچنین مشخص گردیده است که افراداتیستیک الگوهای سیستمی را در امور غیر سیستماتیک برای پیدا کردن فضایی امن در دنیایی که برای انها امن نیست ، جستجو یا ایجاد می کنند.به همین منظور  افراد اتیستیک تمایل به سیستم سازی در اشکال زیر دارند:
  • سیستم سازی حسی
-اصرار بر خوردن برخی غذا ها هر روز
-ضربه زدن به سطوح
  • سیستم سازی حرکتی
-چرخیدن یا چرخاندن یا تکان خوردن به عقب وجلو
-یادگیری الگو های گره زدن یا تکنیک های تنیس
-پریدن بر روی ترامپولین
  • سیستم سازی جمع اوری
-جمع آوری برگها یا برچسب های فوتبال
-ساختن لیست و کاتالوگ
  • سیستم سازی عددی
-وسواس به تقویم یا جدول زمانبندی (بازی های فوتبال)
-حل کردن مساله های ریاضی
  • سیستم سازی حرکتی
-تماشا کردن حرکت چرخشی ماشین لباسشویی
-آنالیز کردن بطور دقیق وقتی اتفاقی خاص در یک چرخه تکراری رخ می دهد
  • سیستم سازی فضایی
-حساسیت به مسیر ها
-رشد دادن تکنیک های رانندگی کردن
  • سیستم سازی های طبیعی
-دوباره و دوباره پرسیدن درباره اینکه اب و هوا امروز چگونه است
-یادگیری نامهای لاتین همه گیاهان و شرایط رشد آنها
  • سیستم سازی مکانیکی
-یادگیری کارکردن دستگاهای ویدئویی
-درست کردن دوچرخه و جداسازی اجزاء آن و سر هم کردن و راه اندازی دوباره آن.
- بررسی عملکرد رادیو
  • سیستم سازی صوتی /شنیداری/کلامی
-تکرار صداها
-جمع آوری کلمات و معنی کردن کلمات
  • سیستم سازی فعالیت متوالی
-تماشا کردن یک ویدئو بارها و بارها
-تحلیل کردن تکنیک های چیدمان بازی فوتبال
  • سیستم سازی موسیقایی
-نواختن یک صدا بارها و بارها با یک ساز یا آلت موسیقی
-تحلیل کردن ساختار موسیقایی یک آهنگ
این گرایش شدید به سیستم سازماندهی نیز ممکن است مشکلات در تعمیم افراداتیستیک را توضیح دهد.این مشکلات می تواند با استفاده از تست بهره همدلی که توسط بارون کوهن ساخته شده است. مورد ارزیابی قرار گیرد. کوهن همدلی متوسط پایین را راه ساده ای برای توضیح مشکلات ارتباطی و اجتماعی افراد اتیستیک می داند.
تئوری ES دارای نتایج آموزشی است مثلا سیستم سازی، همدلی و احساسات را در یک فرمت دوستانه به فرد اتیستیک ارائه می کند. برای نمونه DVD  مایند ریدینگ  یک دایره المعارف الکترونیک عبارات احساسی است تا با استفاده از سیستم های یادگیری در جهت تشخیص احساسات به کودک اتیستیک کمک کند .ایده موفق در این است که افراد اتیستیک ترجیح می دهند که به طور سیستماتیک یاد بگیرند و رایانه می تواند این فرایند را برای آنها مهیا کند.
 (استفاده از کلیه مطالب این وبسایت بدون اجازه و ذکر نام ممنوع است)

مطالب مرتبط