نظریه های اتیسم: ضعف هماهنگی مرکزی

چکیده:

در مواجهه با اختلال اتیسم متخصصین روانشناس به دنبال حلقه های گم شده اند و در این جستجو تئوری های ایجاد گردید که توانسته اند بخشی از ابهامات موجود در زمینه رفتار های شناختی خاص این افراد و نواقصی که در فرایند آموزش وجود دارد را بر طرف کند. 


61397/11
نظریه های اتیسم: ضعف هماهنگی مرکزی
مهدی فولادگر(مسئول فنی و صاحب امتیاز مرکز اُتیسم اردیبهشت و مدیر گروه پژوهشی اردیبهشت)
 
این تئوری بیان می کند که برخی عملکرد های مغز فرد اتیستیک مفقود گردیده به صورتی که وی به علت ناتوانی در یکپارچه سازی،جزئیات اطلاعات را بیرون کشیده و به آنها توجه می کند.برای نمونه می توان بر اساس این تئوری به رفتار های زیر اشاره نمود:
  • اختلال در توانایی ادغام اطلاعات برای ایجاد یک تصویر منسجم و یکپارچه (جهانی)
  • تمرکز بر روی جزئیات کوچک
  • توانایی خیره کننده در یک حیطه واحد(ساونت)
تئوری ضعف هماهنگی مرکزی توسط دانشمند برجسته اتیسم یوتا فریت در سال 1989 و دانشمندان برجسته دیگر به نامهای ژولیف و باورن کوهن در سال1999 برای توضیح مشکلات افراد اتیستیک در بدست آوردن اطلاعات درتست ناون و اتیسم یک رابطه منظم و هماهنگ وکلی(همه چیز) و تمرکز براجزاءکوچک ایجاد و گسترش یافت.
همانطور که در بسیاری از موارد مشاهده می شود افراد مبتلا به اتیسم ابتدا بر روی جزئیات خاص تصاویر یا موضوعات خُرد تمرکز می کنند و نه بر تمام آن. این مورد را می توان با استفاده از تست ناون(1977)ارزیابی کرد. مقاله دیوید ناون در مورد سرعت پردازش اطلاعات جهانی و محلی در زمینه اتیسم بسیارمحبوب است. ایده اصلی این مطالعه این است که وقتی اشیاء در گروه مرتب شده اند سیمایی جهانی و سیمایی محلی دارند. برای مثال یک گروه از درختان دارای سیما و ویژگی هایی محلی اند (درختان منفرد یا تک درخت)و برخی دیگر داری ویژگی های جهانی اند (درختان با همدیگر یا درختان جنگلی)برای نمونه یک شکل از ناون در روبرو وجود دارد این شکل دارای یک ویژگی جهانی است که به نظر می رسد یک H است و ویژگی محلی آن اینست که از تعدادزیادی حروف X شکل ساخته شده است. معمولا افراد غیر اتیستیک سریعتر H را تشخیص می دهند تا X . یک شمای کلی در اینجا وجود دارد و آن اینست که به طور کلی کلمه ها سریعتر از حروف انفرادی خود شناخته می شوند.
 
 تست تصاویر جاسازی شده و اتیسمنظریه گشتالت اینگونه مطرح می گردد که کل هر چیزی بیشتر از اجزاء تشکیل دهنده آن است برای نمونه در مثال معرف درخت در این نظریه روانشناختی مطرح می گردد که کل یک درخت چیزی بیشتر از مجموع تک تک اجزاء تشکیل دهنده ان یعنی ریشه و تنه و شاخه و برگها است به بیانی دیگر ذهن انسان گرایش به این دارد که برای درک امور و پدیده ها آنها به عنوان یک کل دریافت می کند و به جای درک جزء به جزء یک تصویر کل آن را در نظر می گیرد. یکی از دلایلی که ذهن انسان از این نظریه پیروی می کند این است که انسانها در یک زمان نمی توانند محرکهای فراوانی را همزمان دریافت،ادراک و پردازش کنند به همین خاطر بر اساس نظریه گشتالت ذهن انسان گرایش به ساده سازی آنها و دریافت آنها به عنوان کل دارد تا بتواند از اضافه بار محرک خود کاسته و اطلاعات بیشتری را دریافت کند.برای این امر ذهن فرد غیر اتیستیک از برخی تکنیک ها و اصول استفاده تست طراحی بلوک برای اتیسممی کند مانند اصل شکل و زمینه،اصل مجاورت،اصل مشابهت،اصل پیوستگی،اصل تقارن و....براساس این اصول ذهن محرکها را بر اساس یک کل ساده تر از مجموع اجزاء تشکیل دهنده آنها دریافت می کند. در اصل مشابهت ذهن اجزایی که دارای ویژگی های مشابه هستند را به عنوان یک کل می بیند و یا در اصل مجاورت ذهن اجزایی که به هم نزدیک تر هستند را به عنوان یک کل در نظر می گیرد.تمامی این سازوکارها در ذهن برای کاهش اضافه بار دریافت، ادارک و پردازش صورت می گیرد البته می توان برای آن دلایل و علت های دیگر نیز برشمرد که از فرصت این مقاله خارج است.(به گفته دکتر مایرفرد اتیستیک به دلیل ناتوانی در پردازش صحیح  اطلاعات و حذف اطلاعات زائد دچار اضافه بار گردیده و به این اضافه بار به اشکال مختلفی مانند جنگ و گریز پاسخ می دهد و اینگونه است که ما ممکن است کودک مبتلا به اتیسم را آشفته و بهم ریخته ببینیم یا ناتوان از یادگیری برخی مطالب شناختی) دکتر فریت در یک آزمایش ساده یک تابلوی نقاشی مبهم و پیچیده که می توان از آن یک برداشت کلی داشت ولی از اجزاء آن نه را به تعدادی افراد اتیستیک نشان داده و از آنها می خواهد که فلان طرح هندسی را پیدا کنند که تقریبا تمامی افراد غیر اتیستیک توانایی انجام این کار را نداشتند زیرا آنها به تصویر به صورت یک کل نگاه می کردند اما افراد اتیستیک می توانستند به این چالش پاسخ مثبت دهند و آن طرح هندسی را بیابند زیرا آنها تصویر را در ذهن خود با اجزایی تفکیک شده دریافت می کنند به همین خاطر یافتن طرح هندسی برای آنها آسان تر بود.برای آزمون این امر در افراد اتیستیک می توان از تصاویر گشتالتی استفاده نمود و اینترنت منبع خوبی برای این تصاویر است.
بنابر این تئوری افراد مبتلا به اتیسم، پردازشگر اطلاعات محلی هستند و افراد غیر اتیستیک پردازنده هایی جهانی.آنها کمتر حساس به توهمات نوری(بصری) هستند و به لطف پردازش محلی آنها در ازمایشات پیدا کردن جزئیات، سریعتر و مهارت بالایی در جستجوی دیداری دارند.در این زمینه تستهای طراحی بلوک و تست شکلهای جاسازی شده از فریت و شاه نیز نمونه هایی بسیار عالی هستند.
با توجه به این تئوری می توان به بخشی از این پرسشها پاسخ داد که چرا برخی کودکان اتیستیک در زمان آموزش دچار استرس می گردند،در زمان یادگیری ریاضی آشفته می گردند و یا حتی ساده ترین مهارتها را نمی توانند یاد بگیرند.آگاهی ما درمانگران از نظریه های شناختی اتیسم می تواند در کمک به این کودکان و درک شرایط ذهنی که دارند تاثیر گذار باشد. به یاد داشته باشیم که در مواقعی هم هست که این کودک اتیستیک نیست که ناتوان از یادگیریست بلکه این ما هستیم که ناتوان از ارتباط دادن علت و معلولهایی روشن و واضح به همدیگر هستیم و آگاهی بیشتر ما از اختلال اتیسم می تواند برای روشن کردن این مسیر تاریک و پر ابهام کمک کننده باشد.
 (استفاده از کلیه مطالب این وبسایت بدون اجازه و ذکر نام ممنوع است)
(جهت دسترسی به منابع این مقاله می توانید با مرکز اتیسم اردیبهشت تماس حاصل فرمایید)

مطالب مرتبط