Head

پژوهشها و تازه های اُتیسم

پرداخت اینترنتی شهریه

مبلغ مورد نظر خود را درج بفرمایید
مبلغ به ریال:
توضیحات :
پرداخت از طریق درگاه شتاب

ورود اعضاء

مرا بخاطر بسپار

شمارشگر بازدیدها

امروز2
دیروز288
هفته512
ماه5084
کل بازدیدها171195

اشتراک گذاری

Social FaceSocial InliSocial PintSocial TwitSocial Yout

اتیسم(اوتیسم) و جنسیت

اتیسم (اوتیسم)و جنسیت

محبوبه پهلوانی نژاد(درمانگر مرکز اتیسم اردیبهشت)

Autism Gender1 

اُتیسم(اوتیسم) با توجه به نسبت مردان به زنان مدت زمانی طولانی به عنوان یک بیماری عمدتا مردانه توصیف شده است . ولی در طول دو دهه گذشته ما شاهد روندی به سوی کاهش نسبت غالب مردان بوده ایم  . آخرین مطالعات اپیدمیولوژیک در مقیاس بزرگ مبتنی بر جامعه یا جمعیت همگرا با نمایش نسبت 2 به 3 است.

اخیراً زنان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) ممکن است تحت شناسایی قرار گرفته باشند و بنابراین در گذشته حضور کم تری داشته اند و در نتیجه ادبیات علمی و بالینی قبل به احتمال زیاد ممکن است استنباطی از اُتیسم(اوتیسم) با گرایش مردانه را ارائه کرده باشد. با این حال، در طول زمان یک برتری مردانه به عنوان یک استنباط پایدار باقی مانده است که به تحقیقات و نظریه های سبب شناسی و تکاملی پربار منجر شده است. برای این که این زمینه به سمت درک یکپارچه از کل طیف اُتیسم(اوتیسم) حرکت کند مهم است که زنان نادیده گرفته نشوند  و تجربه های خاص آن ها از گذشته و کودکیشان به درستی  مستند شود. جنس و جنسیت زوایای منحصر به فردی برای درک مکانیسم های علت و معلول در شرایط رشد و نمو یک انسان معمولی را فراهم می نماید و باید یک موضوع اصلی در درک اُتیسم(اوتیسم) و ناهمگونی گسترده آن باشد.

توجه داشته باشید که اصطلاح  sex جنسیت اشاره به ویژگی های بیولوژیکی و فیزیولوژیکی دارد که مردان و زنان را تعریف می کند واصطلاحgender’   جنس اشاره به « نقش ها، رفتارها، فعالیت ها و ویژگی های ساخته شده اجتماعی دارد که یک جامعه معین برای مردان و زنان در نظر می گیرد. از آنجایی  که بسیاری از مطالعات انسانی  اُتیسم(اوتیسم) بر روی  کودکان، نوجوانان و بزرگسالان تمرکز دارند اغلب اوقات دشوار است که به لحاظ تجربی اثر جنس و جنسیت را جدا کرد، زیرا که فرایند جنسیتی در هنگام تولد آغاز می شود. بنابراین، اگر زمانی ما به طور ویژه به جنس یا جنسیت به طور جداگانه اشاره می کنیم، همانگونه که در اینجا تعریف شده است، ما از اصطلاح  جنس یاجنسیت برای توجه به همپوشی  اجتناب ناپذیر بین آنها استفاده می کنیم.

اتیسم مولکولی ، از زمان آغاز آن در سال 2010، طیف وسیعی از تحقیقات در رابطه با جنس و جنسیت و اُتیسم(اوتیسم) را منتشر کرده است به عنوان مثال، در مورد تفاوت های زن و مرد و ویژگی های خاص زنان دارای اُتیسم(اوتیسم) ؛ مسائل مربوط به زنانی که بطور بالقوه در این طیف تشخیص داده نشده اند ؛ صفات تفاوت جنسی / جنسیتی  در جمعیت عمومی در رابطه با اُتیسم(اوتیسم)  ؛ و سبب شناسی بیولوژیکی مرتبط با تاثیر گذاری تفاوت جنسی .

اخیرا مطرح شده است  که تحقیقات در مورد جنس و جنسیت و اُتیسم(اوتیسم) می توانند از تطبیق یک چارچوب مفهومی از جمله چهار موضوع جداگانه اما مرتبط به هم بهره مند شوند: (1) چالش های  شناسایی و تشخیص امراض، (2) ویژگی های مستقل از جنسیت و ویژگی های وابسته به جنسیت و جنس (3) الگوهای کلی سبب شناسی در مورد مسئولیت و آستانه، و (4) مکانیزم های سبب شناسی توسعه  صرف . این مقاله، تمام این چهار موضوع اصلی را پوشش می دهند و یافته های جدید ومهم ارائه می نمایند.

پس از پرداختن به جنبه های موضوع اول و انجام  تحقیقات اخیر به همراه همکاری وقوع صفات افزایش یافته اُتیسم(اوتیسم) و تشخیص های اُتیسم(اوتیسم) در افراد دارای اختلالات خوردن، مندی و  چانتوریا گزارش داده اند  که در ده زن مبتلا به اختلالات خوردن و مشکلات اجتماعی و انعطاف پذیری، هفت نفرشان به وسیله روش های تشخیصی استاندارد مورد ارزیابی قرار گرفته اند و مشخص گردیده است که به اختلال طیف اُتیسم(اوتیسم) (ASD) دچار هستند. اگر چه تمام این هفت زن مبتلا به اختلال طیف اُتیسم(اوتیسم) ASD مشکلاتی نزدیک مربوط به اُتیسم(اوتیسم) در اوایل زندگی و پیش از تشخیص های اختلال در غذا خوردن خود را ارائه کرده اند ، تنها یکی از آن ها  تشخیص اختلال طیف اُتیسم(اوتیسم) ASD را در دوران کودکی دریافت کرده بود. یافته های حاصل از یک سری از موارد اشاره شده ممکن است همیشه آن چیزی که در جامعه یا کلینیک های خانواده یا خدمات سلامت روان اتفاق می افتد را منعکس ننماید. با این حال، مندی و چانتوریا زنگ هشدار در رابطه با تشخیص اشتباه بالقوه اُتیسم(اوتیسم) یا تشخیصی  که در زنان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) با اختلال در غذا خوردن تحت الشعاع قرار گرفته است را به صدا درآورده اند. آن ها این کار را با استفاده از روش های تشخیصی رسمی انجام می دهند و نه صرفا اندازه گیری صفاتی که خود افراد گزارش کرده اند.

 زنان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) دیرتر از مردان شناخته می شوند، و این تشخیص ها هنگامی ارائه می شوند که ویژگی های اُتیسم(اوتیسم) و یا مشکلات رفتاری شناختی همزمان شدیدتر هستند. اگر چه زنان (و همچنین مردان) مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) نشان داده اند که به میزان بالایی تشخیص های روانپزشکی را نیز همزمان دریافت نموده اند.

شناسایی شباهت ها و تفاوت بین مردان و زنان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) در سراسر سطوح ،دارای پتانسیلی برای هر دو جنس است (برای مثال، ویژگی های رفتاری) و درک علل (برای مثال، ویژگی های بیولوژیکی). تحقیقات اخیر جنبه های شناخت و زیست شناسی را در نظر گرفته اند و اشاره بر آن دارند که  بر خلاف دیدگاه متعارف که زنان را تشخیص داده که تمایل دارند شدید تر باشند آن ها ممکن است ویژگی های بیولوژیکی متفاوت نسبت به مردان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) داشته باشند (فراتر از جنسیت هنجاری از پیش موجود یا تفاوت های جنسیتی).

نوردال و همکاران این مورد را با نشان دادن این که تفاوت های جنس و جنسیتی در الگوی کالبد تغییریافته کالبدشناسی اعصاب در یک نمونه طولی از کودک پیش دبستانی مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) وجود دارد، مورد بررسی قرار داده اند. آنها مردان و زنان مبتلا به اتیسمی  را یافته اند که  در مقایسه با نظارت های هم جنس یا جنسیت  در حجم های مختلف جسم پینه ای و موارد ریزساختاری متفاوت بوده اند. جالب توجه است،هیچگونه تفاوت های جنسی یا جنسیتی در مسیر رشد، کشف نشده است و این نشان می دهد که وابستگی جنس یا جنسیت مشاهده شده با ویژگی های ماده سفید قبل از سن سه سالگی بازتاب دهنده یک دوره بدون الگوهای رشد تفاوت جنس یا جنسیتی است. دیگر یافته های اخیردر مورد تفاوت های اولیه جنس یا جنسیتی در مغز و رشد فیزیکی ، نشان می دهد که تفاوت های بیولوژیکی زن و مرد مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) در زندگی آشکار می باشد، و این احتمالا منعکس کننده نقش کلیدی از عوامل بیولوژیکی که باعث افزایش مکانیزم های علت تفاوت جنسی می شود مانند استروئیدها در دوران بارداری  و مکانیسم های تنظیمی وابسته و یا مکانیسم های neuroinflammatory اولیه .

 چند مقاله مفاهیم عِلی را با تمرکز بر فرضیه های اثرحمایتی زنان (FPE) بررسی می کنند   .ورلینگ و شوویند از یک نمونه بزرگ از خانواده های چندگانه و جفت های دوقلو در تبادل منابع ژنتیک اُتیسم(اوتیسم) و کوهورت برای تست دو پیش بینی از فرضیه های FPE  استفاده کرده اند. اول، که مردان میزان بالاتری از اُتیسم(اوتیسم) نسبت به زنان نشان می دهند (پیش بینی 1) ، و دوم، که خطر ابتلا به اُتیسم(اوتیسم) برای خواهر و برادر و دوقلوهای زنان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) نسیت به خواهر و برادر و دوقلوهای مردان مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) (پیش بینی 2) بیشتر است. پیش بینی 1 بارها در مطالعات تایید شده است ( به این معنا که برتری مردان، در شیوع یا بروز می باشد). پیش بینی 2 از نمونه های دوقلو جمعیت عمومی با اندازه گیری صفات مبتلا به اُتیسم(اوتیسم) حمایت شده است، اما وقتی بررسی تشخیص اُتیسم(اوتیسم) بالینی انجام می شود، این نتایج متناقض هستند و حتی در برخی از مطالعات در مقیاس بزرگ جمعیت عمومی  منفی می باشند. در اینجا ورلینگ و شوویند ، نشان می دهند که در خانواده های چندگانه هر دو پیش بینی ها، با استفاده از روش محافظه کارانه تر و جانبداری کمتر نسبت به مطالعات قبلی تایید شده اند.

تضاد بین این تایید پیش بینی 2 و یافته های جمعیت عمومی منفی قبلی ممکن است به علت تفاوت ها در اثبات یا حساسیت به تشخیص ها به خصوص در زنان باشد (به عنوان مثال، حساسیت به تشخیص اُتیسم(اوتیسم) در زنان در خانواده های دارای کودک اتیستیک نسبت به محیط بالینی جامعه کلی بهتر است) .

بسیاری از تحقیقات علت شناسی از مشاهدات فنوتیپی  شروع می شوند. شناسایی امراض مرتبط با جنسیت یا جنس  و شناسایی چالش ها با این حال هنوز هم بررسی ناکافی دریافت می کنند، و به طور بالقوه از  استنتاج علت جانبداری می کنند. به عنوان مثال، توزیع دوقله ای نمرات SRS در زنان AGRE ممکن است تا حدی از ویژگی های اثبات نشات گرفته باشد، همانطور که گاکلی و همکاران در این مورد بحث کرده اند  اما آن نیز می تواند تا حدی از امتیازدهی قطبی برای زنان توسط آگاهی دهندگان نشات یابد، تحت تاثیر کلیشه های جنسیتی موجود قرار گیرد. بحث بیشتر در مورد این چالش برای پیشبرد درک ما در مورد این که چگونه جنس یا جنسیت با مکانیزم های علت شناسی در اتیسم تعامل می کند مفید خواهد بود.

مهمتر از آن این است که در زمینه فعل و انفعال ژن محیط باید مشخص شود. به عنوان مثال، نقش علت بالقوه کمبود RORA و عوارض هورمونی دوران بارداری می تواند نمونه ای از ارتباط ژن و محیط  باشد که در آن جنسیت بیولوژیکی نقش تعدیل ایفا می کند. آخرین یافته های غدد درون ریز بر اساس نظر اپیدمیولوژی نشان می دهد افزایش فعالیت استروئیدساز دوران بارداری به عنوان یک خطر اولیه محیطی برای تشخیص اتیسم در مردان می باشد.

اوتیسم نباید به عنوان یک بیماری مردانه درنظر گرفته شود. زنان نباید دیگر در تحقیقات اتیسم در آینده کمتر حضور داشته یاشند. سوالات پاسخ داده نشده  مسائلی از تعریف، شناسایی، ارائه و ویژگی های به مکانیسم علت شناسی و مکانیسم های توسعه را گسترش می دهند و این در پرتو جنس و جنسیت بهتر درک خواهد شد.